اجبار و انواع آن در امور کیفری
اجبار و انواع آن در امور کیفری
اجبار و انواع آن در امور کیفری
اجبار از ماده جبر است و به آن الجاء هم گفتهاند. گر چه اجبار در معنی وسیع شامل اکراه و اضطرار هم میشود و تفاوت اجبار و اکراه در مفاهیم حقوقی آشکار است لکن در مباحث کیفری تفاوت بین این دو ملاحظه نمیشود.
اجبار عبارت است از اینکه کس دیگری را وادار کند بدون اراده و اختیار مبادرت به انجام عمل یا ترک عمل نماید. در حالیکه در اکراه دیگری وادار به فعلی میشود که از آن کراهت دارد، بنابراین در اکراه شخص مُکره فاقد رضا است ولی در اجبار، شخص مجبور فاقد رضا و اراده میباشد. گرچه در متون قانونی این دو، اغلب مترادف به کاررفته است.
انواع اجبار
اجبار به دو شکل آشکار میشود؛ مادی و معنوی که مبنای هر دو حالت اجبار، ممکن است خارج از مرتکب یا از شخص وی ناشی بشود. در صورتیکه اجبار ناشی از امری خارج از مرتکب باشد اجبار خارجی یا بیرونی و در مقابل، وقتی اجبار ناشی از شخص مرتکب باشد داخلی یا درونی گویند. اجبار = مادی: خارجی، درونی. معنوی: خارجی، درونی.
الف- اجبار مادی خارجی
نیرویی است ناشی از طبیعت مثل سیل، زلزله، طوفان یا از ناحیه خود یا چیزی دیگری که بر جسم مجرم واردشده و او را وادار میکند تا کاری را انجام دهد یا مانع آن بشود؛ مانند حمله گرگی به گله گوسفندان و فرار چوپان و گوسفندان به مزرعه دیگری و تخریب مزرعه و یا مثلاً وقوع سیل یا زلزله و… باعث عدم حضور سرباز در محل خدمتش شده باشد.
ب- اجبار مادی درونی
یعنی مرتکب جرم بیآنکه از نظر روانی مجبور باشد. از نظر جسمی در چنان شرایطی قرار میگیرد که مجبور به ارتکاب جرم میگردد ولی این اجبار مادی با منشأ درونی گاه با اجبار روانی خلط میشود. بهطور مثال خواب و بیماری فشارهای الزامآوری هستند که در صورت غلبه ممکن است انطباق وضع انسان را با قوانین ممتنع سازند. مثلاً نگهبانی در اثر خستگی زیاد در حین نگهبانی مغلوب خواب گردد.
ج- اجبار معنوی خارجی
اجبار معنوی بیرونی که در حالتی میتوان از آن بهاکراه یادکرد عبارت است هرگاه کسی براثر اجبار یا اکراه که عادتاً قابلتحمل نباشد مرتکب جرمی شود، مجازات نخواهد شد. در این مورد، اجبارکننده به مجازات فاعل جرم با توجه به شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و مراتب تأدیب از وعظ و توبیخ و تهدید و درجات تعزیر محکوم میشود.
د- اجبار معنوی درونی
مقصود اجباری که فرد را تحت تأثیر عواطف، هیجانات و احساسات به ارتکاب جرم میکشاند؛ که منجر به زوال اراده و اختیار از انسان میشود.
شروط تحقق اجبار
شروط تحقق اجبار مادی خواه منشأ خارجی داشته باشد خواه منشأ درونی هنگامش رافع مسؤولیت کیفری به شمار میرود که اولاً عادتاً قابلتحمل نباشد یعنی اجبار باید مؤثر بر نوع انسان باشد هرچند برحسب جنس، سن و سایر خصوصیات این تأثیر یکسان نباشد که در پاراگراف بالا هم به آن اشارهشده است. ثانیاً اجبار معلول خطای پیشین خود فاعل نباشد؛ بنابراین سربازی که قرار بوده در وقت معین خود را به پادگان معرفی کند لکن در اثر تخلف از مقررات رانندگی و ایراد صدمات غیرعمدی در بازداشت و زندان به سر میبرد و از ادای وظیفه قانونی خود بازمانده است فراری محسوب میشود زیرا این اجبار هرچند غیرقابل دفع است ولی معلول خطای پیشین خود اوست.
مشروط تحقق اجبار معنوی خواه منشأ خارجی یا درونی داشته باشد. هنگامی رافع مسؤولیت کیفری خواهد بود که 1- رفتار تهدیدآمیز کافی است که شخص مجبور از خطری که در صورت مخالفت متوجه او خواهد شد بیمناک شود. ترس از جان و مال آبروی خود و یا خویشان نزدیک خود. 2- خطر قریبالوقوع یعنی بهگونهای باشد که اگر مکره یا مجبور مخالفت ورزید حسب ادله و قراین معقول بین آن باشد که مکره تهدید خود را فوراً به اجرا خواهد گذاشت. 3- احتمال وقوع خطر 4- نامشروع بودن تهدید لذا تهدید به امر قانونی موجب اکراه و اجبار نیست. 5- قدرت بر دفع یعنی اجبار بهگونهای باشد که عادتاً غیرقابل تحمل و دفع باشد.
مسؤولیت کیفری مجبور
اگر شخصی مجبور به ارتکاب جرمی بشود، اگر اجبار از نوع مادی یا معنوی که منشأ خارجی دارد از نظر جزایی فاقد مسؤولیت کیفری قرار میگیرد و همچنین اجبار مادی که منشأ آن درونی باشد اما اگر اجبار معنوی که منشأ درونی باشد عمل شخص مجبور دارای وصف فقدان مسؤولیت کیفری نخواهد بود؛ و جرایمی که ناشی از نوعی احساس و عاطفه مانند نفرت و کینه و انتقام خشم و … باشند موجب سلب مسؤولیت مرتکب نمیگردند. در آخر اجبار در قتل، یا دستور به کشتن دیگرى مجوّز قتل نیست؛ بنابراین، هرگاه اجبارکننده بهزور و تهدید شخص عاقل و بالغى را وادار به کشتن دیگرى کند، یا دستور به کشتنش بدهد، قاتل قصاص میشود و اجبار کننده و دستوردهنده به حبس ابد محکوم میگردد. منبع: پژوهشکده باقرالعلوم