نکاتی چند از اصول فقه
نکاتی چند از اصول فقه
نکاتی چند از اصول فقه
قسمت (9)
نکته 1: احکام پنجگانه وجوب جزء احکام تکلیفی هستند و خارج از آن هر حکمی جزء احکام وضعی است. اقسام واجب:
واجب عینی (واجبی که تعلق به همهی مکلفین دارد)، واجب کفایی (واجبی که مطلوب در آن، تحقق فعل است از جانب هر مکلفی که باشد)، واجب اصلی (واجبی که مقصود اصلی بیان وجوب همان چیز باشد)، واجب تبعی (واجبی که وجوبش در دلیل نیامده و به کمک عقل استنباط میشود)، واجب توصلی (واجبی که انجام آن نیازمند قصد قربت نیست)، واجب تعبدی (واجبی که انجام آن نیازمند قصد قربت است.)، واجب موقت (واجبی که دارای وقت و زمان معین است که خود بر دو قسم است یا زمان آن موسع هست و یا زمان مضیق است.) واجب غیرموقت (واجبی که دارای وقت و زمان مشخص نیست که خود بر دو قسم است یا فوری است یا غیر فوری.) واجب تعیینی: واجبی است که در عرض آن واجب دیگری بهعنوان بدیل وجود ندارد. واجب تخییری (واجبی است که در عرض آن بدیل وجود دارد.)، واجب مشروط (واجبی که وجوبش متوقف بر چیزی است)، واجب غیری (وجوبی که امتثالش برای انجام کار غیری باشد نه برای خودش)، واجب مطلق (واجبی که وجوبش متوقف بر چیزی نیست)، واجب نفسی (واجبی که بهخودیخود مطلوب است)، واجب مشروط (واجبی که وجوبش متوقف بر چیزی است)، واجب معلق (واجبی که وجودش متوقف بر امری است)، واجب منجز (واجبی که وجوبش متوقف بر امری نیست)
نکته 2: نهی میتواند در قالب مادهی نهی، صیغهی نهی و جملهی خبری نمود پیدا کند. جهت امتثال حکم نهی، چه ترک نهی بهواسطهی ترک فعل باشد و چه کف نفس درهرحال، نهی امتثال گردیده و بهطورکلی کف نفس در امتثال لازم نیست، صرف ترک فعل کفایت میکند.
نکته 3: نهی در معاملات از دو منظر قابلبررسی است:
الف. چنانچه نهی به خود معامله (سبب) تعلق گیرد، مفسد نیست.
ب.چنانچه نهی براثر معامله (مسبب) تعلق گیرد، مفسد است.
نکته 4: منطوق (معنایی که بهصورت مستقیم ازجمله برداشت میشود و موضوع آن در جمله ذکرشده است.) و مفهوم (معنایی که بهصورت غیرمستقیم ازجمله برداشت میشود و موضوع آن در جمله ذکرشده است.)، از مباحث پایهای مربوط به بحث الفاظ است.
نکته 5: هر کلامی منطوق دارد ولی میتواند مفهوم داشته باشد و میتواند مفهوم نداشته باشد. اقسام دلالت لفظ بر معنا:
الف. دلالت مطابقی: دلالت لفظ بر کل معنا.
ب.دلالت تضمنی: دلالت لفظ بر جزء معنا.
ج.دلالت التزامی: دلالت لفظ بر خارج معنا.
نکته 6: منطوق خود بر دو قسم است:
الف. منطوق صریح: دلالت مطابقی و تضمنی.
ب.منطوق غیرصریح: دلالت التزامی که خود بر سه قسم است: دلالت اقتضاء (صحت جمله مستلزم در تقدیر گرفتن کلامی است)، دلالت تنبیه و ایماء (دلالتی است که در آن قید مذکور در کلام علت حکم است)، دلالت اشاره (دلالتی است که در آن از کلام حکم جدیدی استخراج میشود که معمولاً مقصود گوینده نیست ولی نتیجهی کلامش همان حکم جدید است.)
نکته 7: اقسام مفهوم: 1: موافق 2: مخالف.
مفهوم موافق: مفهومی است که با منطوق موافق است.
مفهوم موافق خود بر دو قسم است: 1: مساوی 2: اولویت.
مفهوم موافق مساوی (قیاس مساوات): مفهومی که ازنظر شدت و ضعف با منطوق مساوی است.
مفهوم موافق اولویت (قیاس اولویت): مفهومی که ازنظر علت در مفهوم قویتر از منطوق است.
انواع مفهوم مخالف: الف. شرط (جمله شرطیه از دو منظر قابلبررسی است: یک منظر آن است که جمله شرطیه برای بیان موضوع حکم باشد، منظر دیگر ازجملهی شرطیه همان ترکیب اصلی جمله شرطیه است) ب.وصف (مقصود از وصف معنایی اعم از نعت و غیر نعت است و شامل حال و تمییز و امثال آنها از اموری که میتوانند قید موضوع تکلیف باشند میشود که خود بر دو نوع است: 1: احترازی 2: توضیحی) ج.غایت (غایت لفظی از انتهای حکم را با توجه به مصادیق آن مشخص میکند.) د.حصر (مفهومی است که انحصار در مصداق، حکم را برای آن مصادیق قطعی و حجت میسازد و دارای ادات حصر مثل فقط، تنها و امثالهم است) ن.لقب (مقصود از لقب هراسمی است که موضوع حکم قرار گیرد) و.عدد (انتفاء حکم به یک عدد خاص را مفهوم مخالف عدد میگویند)
نکته 8: ازنظر برخی اصولیون، غایت داخل در مغیا است و ازنظر برخی دیگر غایت داخل درمغیا نیست. مغیا، منطوقی است که غایت دارد. ازنظر کنکوری اینکه غایت داخل درمغیا است بستگی به قراین و اوضاعواحوال دارد ولی چنانچه شرایط فوقالذکر موجود نبود حکم نسبت بهغایت مجمل است و راه برای اجرای اصول عملیه فراهم است.
ازنظر اصولیون و در کنکور مفهوم حصر حجت است یا به عبارتی مفهوم حصر، مفهوم مخالف دارد.
ازنظر اصولیون و کنکوری لقب مفهوم مخالف ندارد یا به عبارتی مفهوم لقب، حجت نیست.
ازنظر اصولیون عدد مفهوم ندارد مگر درجایی که قرینه وجود داشته باشد. منبع: مطالب حقوقی