سرک کشیدن در دنیای پر دغدغه بازنشستگان
سرک کشیدن در دنیای پر دغدغه بازنشستگان
سفر به آینده
سرک کشیدن در دنیای پر دغدغه بازنشستگان
بازنشستگی یک تحول است یک تغییر و یک وضعیت جدید. تغییری بهسوی آرامش و آسایش؛ اما به شرطی که زمینه آرامش و آسایش مهیا باشد آنهم با تدوین قانونی که به تأمین و رفع نیازهای اولیه بازنشستهها ختم شود. حقوقشان کم است. کمتر از آن حدی که دخلشان را به خرجشان برساند و این بزرگترین مشکل آنهاست. طرح تکریم را راهاندازی کردند تا شأن اجتماعیشان را بالا ببرند اما به قول خودشان ‘ نانوآب ‘ کجاست؟ زمانی طرح تکریم باید باشد که دغدغه معیشت نباشد. در شرایطی که دخلوخرج بازنشستهها همخوانی ندارد این سؤال مطرح میشود که مشکل بازنشستهها چیست و مسؤولین چه میگویند و چه میکنند؟
**حقوقی که از تورم جامانده است
حقوقم کفاف زندگیام را نمیدهد. اجاره مسکن، هزینه دانشگاه فرزندان، هزینههای دارو و درمان، هزینههای خوردوخوراک و هزینههای دیگر. با این حقوق البته دیگر جایی برای هزینههای دیگر باقی نمیماند. از قدیم نگران دوران بازنشستگی بودم.
اینها بخشی از صحبتهای محمود 70 ساله است. بازنشستهای بادلی پر، از بازنشستگی. او را در پارک میبینم درحالیکه در زیر سایه درختی بر نیمکتی تکیه زده است از مشکلاتش برای ما میگوید: مشکلات ما زیاد است و حقوق ما کم. به عبارتی همان حقوق معروف بخورونمیر را میگیریم. وقتی بازنشسته میشویم خرجمان زیادتر هم میشود. باید برای دیدوبازدیدهای آخر هفته کلی هزینه کنیم و برای نوه و نتیجههایمان هم هدیهای آماده داشته باشیم؛ اما چیزی برای پسانداز باقی نمیماند که هیچ برای خرج ماهانه هم کم میآوریم.
او ادامه میدهد: همیشه نگران این دوران بودم هرچند که به این دوران، دورانی طلایی میگویند اما این دوران طلایی بدون آرامش خیال و آسایش خاطر و با نگرانی و استرس رنگ خود را باخته و به دورانی تلخ تبدیلشده است. دورانی که برای گذران آن مجبور هستیم در گرما و سرما به مسافرکشی رویآوریم. این دیگر دوران طلایی نام ندارد؛ اما مشکل اصلی ما این است که حقوق ما از تورم جامانده است. تورم بهپیش میرود و حقوق ما توان رساندن خود را به آن ندارد. سر میچرخانم و اسماعیل را پیدا میکنم. او هم درد دل زیاد دارد. وی که 65 ساله و بازنشسته آموزشوپرورش است از حقوق کم بازنشستگی مینالد. اسماعیل میگوید: به نظر من بازنشستگی یعنی فراغت از غم و کار و استرس. وقتی بازنشسته میشوید دیگر نباید نگران هیچچیزی باشید یعنی میتوانید به علایق خود بپردازید، میتوانید هر زمان که خواستید بخوابید و هرزمان که خواستید بیدار شوید. هر زمان که خواستید با دوستان خود قرار ملاقات بگذارید و هر زمان خواستید با خانواده خود به مسافرت بروید؛ اما واقعیت این نیست. در کشور ما بازنشستگی یعنی شروع مشکلات و دغدغهها به همراه ناتوانیهای کهولت سن. من نیز همانند بسیاری از بازنشستگان نه از بازنشستگی خوشحال شدم و نه بعد از بازنشستگی بیکار. درهرحال زندگی خرج دارد و وظیفه تأمین مخارج زندگی به عهده من است. شروع بازنشستگی برای من شروع مسافرکشی بود. ماشینی تهیه کردم و به مسافرکشی مشغول شدم چراکه حقوق بازنشستگی کفاف مخارج ده روز را میدهد و بس. کمی آنسوتر حاج رضا را میبینم. لباس ورزشی پوشیده و در حال گرم کردن خود است. به او نزدیک میشوم و خود را خبرنگار معرفی میکنم. با لبخند میگوید: بازنشستگی سخت است خیلی سخت. بهجرئت میگویم که از بسیاری از مشاغل سخت هم سختتر است. 72 سال سن دارم و 35 سال خدمت کردهام اما بازنشستگی و مشکلات آن خستهترم کرده است کاش میشد بیشتر کار میکردم. بازنشستگی سخت است وقتیکه حقوقت کفاف خرج زندگیات را نمیدهد. وقتی سختتر میشود که قانون نظام هماهنگ حقوق بازنشستگان و طرح هماهنگ خدمات کشوری اجرا نمیشود. البته این را هم بگویم بازنشستگی برای همه سخت نیست فقط برای کسانی سخت است که حقوق کمی میگیرند و مجبور میشوند دراین سن برای جبران حقوق کم بازنشستگی مجدداً مشغول به کار شوند. بیشک آنها تنها بازنشستههای گرفتار نیستند. بهظاهر تمام پدران و مادران بازنشسته دلی پردرد از اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعیشان دارند. در ادامه گفتگوی ما با کارشناسان درباره مشکلات بازنشستگان بخوانید.
**تقویت تشکلهای بازنشستگی را جدی بگیریم
اما بازنشسته در نگاه علیاصغر بیات، ریس کانون عالی کارگران بازنشسته کشور کسی است که پس از سالیان سال فعالیت دیگر توان کار نداشته باشد و بر اساس قوانین و مقررات از کار منفک شود و حاکمیت بتواند بهعنوان مشاور از تجربیات ایشان جهت پیشبرد امورات کشور استفاده کند.
به اعتقاد او با توجه به مسائل فرهنگی، دینی و مذهبی حاکم بر کشور و ارتباطات عاطفی حاکم بر خانوادهها بهخصوص شکل ارتباط بین نوهها و بزرگهای خانواده، یک بازنشسته از هزینههای زندگی بیشتری برخوردار است و باید به هر شکل ممکن با کمکهای نقدی و غیر نقدی این بار سنگین را از دوش آنان برداشته تا بتوانند با فراغ بال و امیدواری زندگی کنند اما شرایط بهگونهای است که بیشتر بازنشستگان به علت مشکلات مالی و برای امرارمعاش مجدداً در کارهای کاذب مشغول به فعالیت میشوند.
این کارشناس از بزرگترین مشکل بازنشستهها به ما میگوید: مسائل و مشکلات مالی و معیشتی مهمترین مشکل بازنشستهها است. آنها همواره از حقوق و هزینههای بالای درمان گلایهمند هستند. این در شرایطی است که بیمهها نیز جوابگوی هزینههای درمان این گروه از جامعه نیست. بیات پیشنهادهایی برای رفع مشکلات بازنشستهها دارد. او میگوید: بازنشستههای جامعه کارگری همیشه از سهم کمتری از کمکهای دولتی بهرهمند بودهاند؛ بنابراین ضروری است که حاکمیت نگاه ویژهای به این قشر فرهیخته داشته باشد. از طرفی دولت میتواند مکانهای مناسب اعم از ورزشی و تفریحی جهت بازنشستگان در نقاط مختلف ایجاد و مقدمات سفرهای زیارتی و سیاحتی در قالب تورهای تفریحی با مشارکت بازنشستگان و با حفظ حرمت آنها فراهم کند.
وی ادامه میدهد: رفع مشکلات درمانی یکی از گامهای مهمی است که دولت باید به آن توجه ویژهای داشته باشد. راهاندازی مراکز درمانی رایگان میتواند تأثیر بسزایی در بهبود کیفیت معیشت و رفع نیازهای مالی این گروه از جامعه داشته باشد. در چنین شرایطی کمتر بازنشستهای به دنبال منبع درآمدی برای خود و رفع نیازهای خانواده خود میگردد و دراین صورت فرصت اشتغال برای جوانها بیشتر فراهم میشود. این مقام مسوول برای رسیدن به این اهداف، مشارکت و همکاری تمام نهادهای مسوول را لازم و ملزوم یکدیگر میداند و اضافه میکند: سازمانهای مردمنهاد همچون شهرداری، ارگانهای فرهنگی و هنری اعم از وزارت ارشاد و حج و اوقاف، سازمان تبلیغات و وزارت ورزش و جوانان میتوانند دراین امر پشتیبان خوبی برای زندگی بهتر بازنشستگان کشور باشند.
بیات به تقویت تشکلهای بازنشستگی اشاره میکند و میگوید: تقویت این تشکلها نقش مهمی در جهت بهبود وضعیت معیشت بازنشستگان محترم دارد که باید به آن توجه ویژهای شود.
** مصائب یک بخشنامه
بازنشستگی، مرحلهای مهم در زندگی انسان و آغازی بر پایان دورهای طولانی از کار و تلاش است. ازاینرو نیازمند برنامهریزیهای دوراندیشانه از سوی افراد و دستگاههای مسوول باهدف تأمین آرامش و آسایش برای دوران پیری و ناتوانی افراد است اما گاه سیاستگذاریها بهگونهای است که هدفگذاریها را با پرسشهایی روبهرو میسازد.
مگر نه این است که خطمشی دولت باید در راستای پیشبرد اهداف و برنامههای توسعه و فراهم کردن سطحی از رفاه مطلوب برای افراد جامعه بهویژه کسانی باشد که عمرشان را درراه خدمت به مردم و دولت سپری کردهاند؟ چرا طراحی برنامهها بدون توجه به نیازها، محدودیتها و نگرانیهای جامعه هدف، همچنان به رویه گذشته و از بالا به پایین صورت میگیرد؟ آیا در سیاستهای رفاهی، بهویژه برای دوران بازنشستگی، شرایط فرد و جامعه همچون ناتوانی، بیماری، تورم و … در نظر گرفته میشود یا فقط باری براین مشکلها میافزاید؟ به نظر میرسد در بخشنامه لغو کسر بیمه از اضافهکار کارکنان دولت که در بالا به آن اشاره شد، کمتر به این مسائل توجه شده است.
در همین پیوند، جعفر زاده ایمن آبادی نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی این بخشنامه را ضربهای بزرگ بر پیکره جامعه کارمندی کشور میداند و به پژوهشگر ایرنا میگوید: این بخشنامه، عامل خروج سرمایه بزرگ انسانی دولت از دستگاهها میشود و بهنوعی بخشنامهای ظالمانه است. با برخی از مقامات عالی دولت دراین خصوص صحبت و درخواست کردیم که به دلیل جلوگیری از خدشهدار شدن چهره دولت، دولت وارد این ماجراها نشود زیرا مردم انتظار ایجاد محدودیت در دولت تدبیر و امید ندارند و بهتر است که سیاستها بر مبنای افزایش رفاه مردمی باشد نه برعکس.
عضو کمیسیون برنامهوبودجه مجلس افزود: در سراسر جهان، وقتی ریاضت اقتصادی پیش میآید، دولتها تلاش میکنند که رفاه مردمی بیشتر از رفاه دولتیها باشد. این بخشنامه بیشتر جانب دولت را در نظر دارد و از این نظر یک اشتباه بزرگ است.
بهطورمعمول هدف در قانون بازنشستگی، تأمین رفاه افرادی است که چند دهه تخصص وزندگی حرفهای خود را وقف کار و خدمت به دولت و مردم کردهاند اما باید این نکته را در نظر داشت که تنها تأمین نیازهای نخست همچون خوراک، پوشاک و … نمیتواند معیار رفاه باشد، بلکه هر فردی که به دوران بازنشستگی وارد میشود باید از رفاه نسبی در هم سنجی با شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه بهرهمند باشد و این رفاه نهفقط نیازهای جسمی فرد، بلکه خواستهها و نیازهای غیرمادی را نیز دربرمی گیرد.
جعفر زاده ایمن آبادی در بخش دیگری از سخنانش به نامهای که در خصوص این بخشنامه به دولت فرستاده بود، اشاره کرد و افزود: بخشنامه قطع کسر حق بیمه از اضافهکاری کارمندان موجب نفی حقوق مکتسبه قانونی بیش از یکمیلیون کارمند دستگاههای اجرایی کشور میشود.
به گفته جعفر زاده ایمن آبادی، کارمندان از دولت انتظار دارند که به آنان اطمینان دهد که متن قرارداد یا توافق اولیهای که با آنان در بدو استخدام در دستگاه اجرایی بسته میشود همواره در طول خدمتشان پابرجا خواهد بود اما این بخشنامه نهتنها این اطمینان را از آنان میگیرد بلکه بهنوعی ناامیدی و احساس ناامنی شغلی را نیز به همراه خواهد داشت.
نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنانش گفت: این بخشنامه، موجی از نارضایتی را میان کارمندان مشترک صندوق تأمین اجتماعی و خانوادههای آنان، مدیران دستگاههای اجرایی، نمایندگان مجلس، وزیران و بهویژه در نزد ذینفعان آن ایجاد کرده است. پرسشی که مطرح میشود این است که چه کسی باید پاسخگوی نارضایتی کارکنان دولت باشد؟
با توجه به این اظهارات، بدون شک کمرنگ شدن حمایت دولت از حقوق کارکنان و بازنشستگان، بهنوعی نارضایتی عمومی و بیگانگی از کار را در پی خواهد داشت. همین امر در بلندمدت، بهرهوری بخش دولتی را کاهش و به شکست برنامهها و سیاستها میانجامد، به همین دلیل، در ارائه سیاستها و برنامهها باید تمامی ابعاد فری- اجتماعی و اقتصادی لحاظ شود.
عباس صلاحی دیگر نماینده مجلس هم با تأکید بر اینکه این بخشنامه کارمندان را از حقوق خود در دوران بازنشستگی محروم میکند افزود: اجرای بخشنامه، پیامدهای بدی برای جامعه دارد چراکه یک کارمند پس از 30 سال خدمت به دولت، چشم امیدش به حقوق و پاداش پایان خدمت است و با این بخشنامه امید آنان بهیکباره نابود میشود. این نماینده مجلس افزود: افزایش درآمد کارکنان دولت یکی از بسترهای ایجاد دگرگونی مثبت در نظام اداری کشور است و اجرایی کردن تصمیمی که باعث پشیمانی کارمندان از انجام کار خود در طول 30 سال شود و حقوق و پاداش پایان خدمت آنان را به نصف یا کمتر کاهش دهد، درست نیست.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، این بخشنامه را دارای بازخوردها و پیامدهای بسیاری بدی در جامعه دانست و گفت: چنانچه صدور این بخشنامه به دلیل مشکلات دولت در تأمین اعتبارات است، باید منابع اعتباری لازم برای آن تأمین شود و نمیتوان به این دلیل زندگیبخش بزرگی از کارکنان دولت را در تنگنا قرارداد. باید این نکته را در نظر داشت که افتوخیزهای ناشی از شرایط اجتماعی- اقتصادی جامعه بیش از هر چیز بر معیشت افرادی تأثیر میگذارد که از شکنندگی بیشتری در برابر بحرانها و نابسامانیهای اقتصادی برخوردارند. پس سیاستهای دولت و حکومت باید چنان باشد که همچون چتری، شهروندان را حمایت کند.
**کسری دریافتی مهمترین مشکل بازنشستگان
رحمت اله علی رحیمی معاون مدیرکل دفتر مطالعات اقتصادی صندوق بازنشستگی کشوری و کارشناس بازنشستگی را اینگونه تعریف میکند: بازنشستگی در فرهنگها و کشورهای مختلف تعریف مختلفی دارد اما در کشور ما به کسی بازنشسته میگویند که بعد از 30 تا 35 سال خدمت، کار را کنار میگذارند و از آن سازمان خداحافظی میکنند.
وی مهمترین مشکلات بازنشستگان را مشکلات کسری دریافتی در برابر هزینههای معیشتی مطرح میکند و ادامه میدهد: کاهش دریافتی بعد از بازنشستگی و مشکلات حقوقی از عمده دغدغههای بازنشستگان است. عدم توازن دخلوخرج زندگی پسازآن دوران، مسائل و مشکلات درمانی و نگرانی از مفید نبودن و مسائل تکریم و احترام بازنشستگان ازجمله نگرانیهایی است که بازنشستگان ما با آن درگیر هستند که البته در سالهای اخیر متولیان امر کوشیدهاند به این نگرانیها خاتمه دهند و تا حدودی نیز موفق بودهاند.
این کارشناس اقتصادی تدوین و برنامهریزی جامع و کامل در سطح کل کشور، مناسب حال و احوال بازنشستگان را یکی از راهکارهای رفع مشکل مطرح میکند و میگوید: هرچند که صندوقهایی در سطح کشور تحت عنوان صندوق بازنشستگی کشوری، صندوق تأمین اجتماعی و صندوقهای وابسته به بانکها، بیمهها و نفت در جهت خدمت به بازنشستگان فعالیت میکنند اما برای رفع مشکل این گروه از جامعه تقویت این صندوقها توسط دولت ازنظر اصلاح ساختاری و تقویت منابع مالی بسیار مهم است.
رحیمی دولتها را تکیهگاه بازنشستگان معرفی میکند و ادامه میدهد: در حال حاضر بودجه مشخص و معینی برای صندوقهای بازنشستگی در نظر گرفتهشده است که توسط دولت تزریق میشود اما در بحث منابع مالی، کاهش قیمت نفت باعث ایجاد مشکل در بودجه شده است.
وی با انتقاد از وضعیت بازنشستهها ادامه میدهد: بسیاری از کارمندان و کارگران تمایل دارند زودتر از موعد بازنشسته شوند تا از دو منبع حقوق دریافت کنند اما این مسأله عدم بهرهبرداری از علم و تجربه بازنشستگان را سبب میشود و این درحالیکه است که بسیاری از کشورها تا سن 65 سالگی کار میکنند.
این کارشناس اقتصادی دراین مورد میافزاید: در پیشنویس لایحه برنامه ششم توسعه پیشنهادشده است که سن و سابقه بازنشستگی افزایش یابد؛ یعنی سالیانه 6 ماه به شرایط سن و سابقه بازنشستگی اضافه شود.
وی در خصوص تفاوت حقوق بازنشستهها چنین میگوید: حقوق معینشده هر بازنشستهای منتج از دو سال آخر حقوق دریافتی در زمان اشتغال وی است. هرچند که در صندوق تأمین اجتماعی از این قانون سوءاستفاده شد و بسیاری که امکان پرداخت بیشتر حق بیمه دراین دو سال را داشتند از این قانون سوءاستفاده کردند اما برای مقابله با این مسأله در برنامه پنجم توسعه تصمیم گرفته شد که در شرایطی که بهیکباره حقوق دریافتی دو سال آخر کارمند و یا کارگری افزایش بیرویه پیدا کند میانگین حقوق بازنشستگی را بر اساس 5 سال آخر لحاظ کنند.
رحیمی اصلیترین تفاوت حقوق بازنشستگان را مربوط به اختلاف سطح حقوق آنها در زمان اشتغال اعلام میکند و اضافه میکند: البته نقش سازمانها در پرداخت مزایا غیرقابلانکار است. حتی مشاهدهشده است که در مواردی سازمانها مجوزهای خاصی اخذ کردهاند و از غیبت سازمان مدیریت و برنامهریزی نیز در مقطعی استفادهشده و قانون مدیریت خدمات کشوری را که قرار بوده تفاوت حقوق را کاهش دهد دور زدهاند.
او میگوید: علیرغم وجود قانون، حقوق بازنشستگان با تورم سالیانه افزایش پیدا نمیکند و اینیکی دیگر از دلایل تفاوت در حقوق این افراد است.
این کارشناس در آخر پیشنهاد میدهد: یکی از اقداماتی که در سال 86 نیز اجرا شد طرح تطبیق حقوق است. دراین طرح بهنوعی حقوق بازنشستههای قدیم افزایش پیدا میکند و با حقوق بازنشستههای جدید یکسانسازی میشود و لازم است در مقاطعی مثلاً 5 ساله و 10 ساله این هماهنگسازی اجرا شود که تصویب قانونی آن و تأمین منابع مالی آن از طرف دولت و اصلاح ساختار صندوقهای بازنشستگی ضرورت دارد.
منبع: ایرنا