دانشنامه تاریخی تشکلهای دانشجویی
دانشنامه تاریخی تشکلهای دانشجویی
قدیمیترین تشکل دانشجویی از آغاز تاکنون(قسمت اول)
دانشنامه تاریخی تشکلهای دانشجویی
دفتر تحکیم تا آغاز دهه ۷۰ خط مقدم انقلاب اسلامی در دانشگاهها بود، اما پسازآن به دلیل فقر ایدئولوژی و خلاء گفتمانی دچار تحولاتی شد که این تشکل را به سمتوسوی چالش با انقلاب پیش برد.
انجمنهای اسلامی دانشجویان تشکلهایی بودند که در مقابل دو جریان راستگرای لیبرال و چپگرای سوسیالیسم ایجاد شدند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی این تشکلها بر اساس آرمان و رهنمود حضرت امام خمینی راه وحدت را پیش گرفت تا در سایه «دفتر تحکیم»، فرآیند اسلامی شدن دانشگاه را مدیریت کنند.
درعینحال اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان سراسر کشور موسوم به «دفتر تحکیم وحدت» در کارنامه ۳۰ سال خویش ادوار پر نوسان و پر چرخشی را پشت سرنهاده است. دفتر تحکیم در مقاطعی مانند یک حزب سیاسی عمل کرده و در مواقعی نیز هرچند کمرنگ تشکلی صنفی و اجتماعی بوده است. بهرغم نوسانات مختلف، دفتر تحکیم تا آغاز دهه ۱۳۷۰ خط مقدم انقلاب اسلامی در دانشگاهها بود، اما پسازآن به دلیل فقر ایدئولوژی و خلاء گفتمانی دچار تحولاتی شد که این تشکل را به سمتوسوی چالش با انقلاب پیش برد. (۱)
تغییر گفتمان عدالتخواهی به مطالباتی از نوع لیبرالیسم غربی، تبدیل گفتمان استکبارستیزی به پارادایم استکبارستیزی، توسعه ارتباطات تشکیلات با اپوزیسیون نظام و همنوایی و هم سویی با رسانههای بیگانه از رویکردهایی بودند که دفتر تحکیم را دچار دگرگونیهای محتوایی عمیق کرد.
دراین وضعیت و در پی نشستهای بیحاصل بر سر ترکیب شورای مرکزی و ارکان دفتر تحکیم، اختلافات درونی نیز تشدید شد. این اختلافات با دخالت آشکار و حسابشده جبهه دوم خرداد بهویژه چهرههای رادیکال حزب مشارکت، سرانجام به انشعاب در دفتر تحکیم انجامید.
جناح سنتی در طیف شیراز و جناح مدرن در طیف علامه قرار گرفت. هر دو طیف با شورای مرکزی و شورای تحقیق جداگانه راه انشقاق را پیمودند و در اسفند ۱۳۸۰ دفتر تحکیم از تحکیم افتاد.
دراین گزارش تلاش شده است تا مقاطع و ادوار گوناگون دفتر تحکیم وحدت بهعنوان مهمترین تشکل جنبش دانشجویی در دهههای گذشته مورد ارزیابی قرار گیرد.
انجمنهای اسلامی خاستگاه اولیه دفتر تحکیم
اگر بخواهیم بهطور اجمالی به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران نگاهی بیندازیم، متوجه وجود چندین دوره متفاوت و فراز و نشیبهایی در آن میشویم.
آنچه مسلم است اینکه نقطه عزیمت حرکات دانشجویی در سالهای دهه ۱۳۲۰ پایهریزی شده است. سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ بهحق یکی از نقاط عطف تاریخ ایران است.
ظهور نیروهای اجتماعی -سیاسی جدید موجب شکلگیری مطالبات جدیدتر شد؛ بهطورکلی پس از سقوط رضاشاه و پایان دیکتاتوری وی، شاهد فضای باز سیاسی بودیم که نتیجه آن شکلگیری احزاب سیاسی بود؛ این دوره را دوره تحزب در ایران مینامند.
یکی از مهمترین گروههای نوظهور، کانون مهندسین ایران بود. اعضای کانون مهندسین توجه خود را به دردهای عمومی و گرفتاریهای شخصی معطوف داشتند تا در خلال این بحثها به شیوههای عملی برای پایان دادن به فساد و بیعدالتی دست یابند. مهدی بازرگان یکی از اعضای مؤسس کانون مهندسین بود. انگیزه آنان از تشکیل این کانون، تجربه موفق از انجمنهای آزاد دانشجویی و اتحادیههای مختلف در کشورهای اروپایی بود. ازاینرو بهسوی ایجاد تشکلهای دانشجویی تمایل یافتند. بااینحال، حزب توده و دانشجویان وابسته به آن از قدرت سیاسی نسبتاً بالایی برخوردار بودند و دانشگاه تهران قلمرو این گروه کمونیستی بود.
به همت بازرگان، انجمن اسلامی دانشکده فنی پایهریزی شد تا مسلمانان در مقابل کمونیستها که متهم به ارتجاع و عقب گرایی بودند، ابراز وجود کنند. آن روز که رژیم شاه از درخواست بازرگان برای احداث مسجد در دانشکده فنی دانشگاه تهران استقبال کرد، به این خیال بود تا با میدان دادن به دانشجویان مذهبی، نفوذ تودهایها را در دانشگاه محدود کند. تکاپوی رقابتآمیز در دانشگاهها بین تیرههای مذهبی و چپهای مارکسیستی، رفتهرفته محیط دانشگاه را با یک جنبش دانشجویی مواجه ساخت. این جنبش علاوه بر رقابت ایدئولوژیک، در مبارزه با رژیم شاه نیز دست به رقابت میزدند.
از دیگر سو انجمنهای اسلامی با یافتههای تازه در حوزه دین و معرفتشناسی در تنویر افکار دانشجویان مسلمان نقش روشنگرانه داشتند و با خرافات مبارزه میکردند.
نخستین انجمن اسلامی دانشجویان
جنبش دانشجویی تأثیر مهمی در تعاملات سیاسی – اجتماعی تاریخ معاصر ایران بر جای نهاده و ماهیت آن به تأثیر از فضای
سیاسی – اجتماعی کشور نوسانات فراوانی داشته است. جنبش دانشجویی در سالهای اولیه شکلگیری عمدتاً تحت نفوذ اندیشههای مارکسیستی بود. بهمرورزمان و رشد افکار ناسیونالیستی، مبارزات دانشجویان نیز رنگ ملیگرایانه به خود گرفت.
در ادامه تظاهرات و فراز و نشیبهای مبارزات دانشجویان علیه دیکتاتوری، اندیشه دینی و اسلامی و همچنین پدید آمدن انجمنهای اسلامی نیز این حرکت را تحت تأثیر قراردادند.
پدید آمدن انجمنهای اسلامی دانشجویان در دانشگاهها و دانشکدههای مختلف نشان از نفوذ اندیشه دینی در جریان جنبش دانشجویی داشت. درواقع انجمنهای اسلامی در واکنش به فضای ضد دینی دانشگاهها تشکیل شدند. اولین انجمن اسلامی دانشگاهی در سال ۱۳۲۱ در دانشکده پزشکی تهران تأسیس شد. دکتر محب الله آزاده بنیانگذار این تشکل میگوید:
«به فکرمان رسید که کشور ایران یک مملکت اسلامی است و اکثریت نزدیک به تمام خانوادهها مسلمان و معتقدند، چرا ما که اکثریت را تشکیل میدهیم مانند یک اقلیت ترسو رفتار کنیم. لذا انجمن را با پنج نفر تشکیل دادیم که پس از شش ماه تعدادمان به ۷۰ نفر رسید، درحالیکه کمونیستها ۱۵۰۰ نفر بودند.»
تفکر مذهبی، انحصار ملیگرایی و مارکسیستی را در دانشگاهها شکست.
دراین تحول، بعضی افراد بیتأثیر نبودند: «شخصیت عمده روحانی آیتالله طالقانی و شخصیت دانشگاهی آن مهندس بازرگان بودند.»
شخصیتهای مذهبی دیگری چون حسینعلی راشد، محمدتقی فلسفی، عینالدین و نوربخش در جلسات انجمن اسلامی سخنرانی میکردند و گفتههای آنان در نشریه انجمن اسلامی دانشجویان و مجلات «فروغ علم» و «گنج شایگان» و «ایمان» منتشر میشد.
عبدالعلی بازرگان از شهاب پور بهعنوان یکی از بانیان انجمن اسلامی سخن گفته است. حجتالاسلام مروارید نیز در خاطرات خود ضمن تأکید بر تشکیل «انجمن تبلیغاتی اسلامی» توسط عطاءالله شهاب پور، همت او را در تأسیس این انجمن ستایش میکند:
«درزمانی که هیچکس کاری انجام نمیداد، او مرد میدان بود.»
حجتالاسلام گلسرخی، ضمن تائید انجمن تبلیغات اسلامی متعلق به شهاب پور، از گسترش دامنه فعالیت او اینگونه سخن میگوید: «آقای شهاب پور برای اعضای انجمن اصطلاحی به نام کارمندی راه انداخته بود که ازاینرو اعضای انجمن دارای شماره کارمندی بودند و این شماره به ۱۵ هزار نفر رسیده بود.»
از مجموعه افرادی که انجمن اسلامی را بنا نهادند و یا در تداوم فعالیتهای آن مشارکت داشتند، اینگونه استنباط میشود که با اهداف اسلامگرایانه دست به این اقدام زدند. در اهداف مربوط به تأسیس انجمن اسلامی دانشگاه این راهبرد مشاهده میشود:
۱-اصلاح جامعه بر طبق دستورات اسلام؛
۲-کوشش در ایجاد دوستی و اتحاد بین افراد مسلمان مخصوصاً جوانان روشنفکر؛
۳-انتشار حقایق اسلامی بهوسیله ایجاد موسسه تبلیغاتی و نشر مطبوعات؛
۴-مبارزه با خرافات.
استقبال دانشجویان از برنامههای اسلامی در دانشگاه، منجر به توسعه انجمنهای اسلامی در سطح سایر دانشگاهها شد. ازاینرو، در برپایی اولین کنگره انجمنهای اسلامی که در شهریور ۱۳۴۰ تعداد ۱۳ انجمن اسلامی و بهعبارتدیگر ۱۵ دانشگاه حضور داشتند.
انجمنهای اسلامی پس از کودتا
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نهضت مقاومت ملی تشکیل شد تا روند مبارزات علیه شرایط جدید را رهبری کند.
کودتای ۲۸ مرداد هرچند توسط آمریکا و انگلیس طراحی و هدایت شد، اما نمیتوان چشم را بر خیانت لیبرالها بست. درنتیجه مهمترین بخش نهضت مقاومت ملی، بخش دانشجویی آن بود که در عمل، رادیکال و انقلابی بودند. حرکت دانشجویان در بدنه نهضت مقاومت ملی، در حقیقت اعتراضی به خیانت لیبرالها بود.
فعالیت دانشجویان که به دلیل شرایط پس از کودتا بهتدریج از حوزه فرهنگی فاصله میگرفت، نویدبخش تمرکز در حوزه سیاسی بود. دانشجویانی وابسته به جریان چپ، جبهه ملی و انجمنهای اسلامی فرآیند سیاسی شدن جنبش را تعقیب میکردند. دانشجویان در تظاهرات و اعتراضهای ۱۶ مهر ۱۳۳۲ و ۲۱ آبان همان سال سهم قابلتوجهی داشتند که منجر به مجروح و دستگیر شدن عدهای از دانشجویان شد. تظاهرات ۲۱ آبان که انعکاس زیادی داشت در اعتراض به محاکمه مصدق صورت گرفت. مدیریت این تظاهرات بر عهده کمیته دانشگاه بود که تا میدان بهارستان تظاهرات ادامه داشت. تعداد دستگیرشدگان به حدی زیاد بود که رژیم شاه را برای اسکان زندانیان با مشکل روبرو کرد. دراین مقطع رژیم به لحاظ فرهنگی نیز میکوشید بیبندوباری و فساد را در دانشگاهها ترویج نماید تا ظاهری غربی به خود بگیرند.
واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲
در اعتراض به حضور ریچارد نیکسون، معاون وقت آیزنهاور رئیسجمهور آمریکا تظاهراتی دانشجویی در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ برپا شد.
به دنبال زدوخورد با نیروهای پلیس سه تن از دانشجویان کشته و چندین نفر زخمی شدند. قربانیان این حادثه عبارت بودند از: بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی.
شهید دکتر مصطفی چمران، سردار نامدار جبهههای جنگ که در آن زمان دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بود، از مجروحان این واقعه بود. تعدادی از استادان نیز دستگیر شدند که نیروهای پلیس ضمن مجروح کردنشان، آنان را به داخل کامیون بردند.
سربازان وارد دانشکده فنی شدند. تلاشهای استادانی چون دکتر عابدی، مهندس خلیلی و دکتر سیاسی در ممانعت از ورود سربازان نتیجه نداد. سربازان وارد کلاس مهندس شمس شدند و چند تن از دانشجویان را با ضرب لگد و قنداق اسلحه از کلاس بیرون انداختند. همه دانشجویان بیرون ریختند و اعلام اعتصاب کردند؛ اما قبل از خروج همه دانشجویان، دانشکده فنی به محاصره سربازان درآمد. با شعار یکی از دانشجویان که گفت: «دست نظامیان از دانشگاه کوتاه!» تیراندازی به سمت دانشجویان آغاز شد.
پس از کشته شدن سه تن از دانشجویان، تیراندازی همچنان ادامه داشت که دانشجویان برای نجات جان خود بهجاهای مختلف دانشکده پناه برده بودند. درنهایت عده زیادی مجروح شدند و ۲۷ نفر نیز دستگیر شدند.
واقعه کشتار دانشکده فنی بهسرعت در سراسر جهان انتشار یافت و بسیاری از دانشگاههای اروپا و آمریکا ابراز همدردی کردند. مراسم تشییعجنازه شهدای واقعه ۱۶ آذر از میدان شوش تا امامزاده عبدالله (ع) با حضور دانشجویان و اقشار مردم برگزار شد. در مدخل امامزاده عبدالله (ع) اجازه ورود دستهجمعی تشییعکنندگان داده نشد و آنان تنها در گروههای ۳۰ نفری برای ادای مراسم وارد میشدند و سپس نوبت گروه دیگری میرسید. مراسم هفتمین روز شهدای ۱۶ آذر با حضور بیشمار دانشجویان همراه بود. نیروی نظامی در محوطه دست به مانور میزد تا دانشجویان را پراکنده کند، اما در سرپل سیمان به اتوبوس دانشجویان حمله و آنها را مجروح کردند. سیل عظیم دانشجویان تظاهرات بزرگی راه انداخت که در تاریخ حکومتنظامی آن روز سابقه نداشت.
جریان ۱۶ آذر تداوم خود را همچنان حفظ کرد و بهعنوان روز دانشجو در تقویم جمهوری اسلامی ایران ثبت شد.
پس از سرکوب ۱۶ آذر تقریباً فعالیتها متوقف شد. در سال ۱۳۳۴ شورای انجمن اسلامی مسئله تجدید فعالیت انجمن را موردبررسی قرارداد. مسجد هدایت به محوریت آیتالله طالقانی کانون بسیار گرمی برای جذب و رفتوآمد دانشجویان محسوب میشد. کتابخانه «نصر» که به همت دکتر عباس شیبانی راهاندازی شد با تشکیل جلسات پرسش و پاسخ، به جمع شدن دانشجویان کمک شایانی کرد.
درزمانی که سلسله کارهای فرهنگی و تبلیغی، در محیطهای دانشگاهی نسبتاً فعال بود، فکر تأسیس انجمنهای جدید از فارغالتحصیلان انجمن اسلامی دانشجویان موجب تقویت جریان دانشجویی شد. دراین زمینه انجمن اسلامی پزشکان، انجمن اسلامی مهندسین و سپس انجمن اسلامی معلمین تأسیس گردید.
باوجود تلاشهای انجامشده طیف مذهبی، جنبش دانشجویی همانند سایر جریانهای مذهبی جامعه فعالیت خود را عمدتاً در حوزه فرهنگی متمرکز کرد و ازلحاظ سیاسی حضور کمرنگتری داشت. عمده فعالیت آنها در کنار دانشجویان هوادار جبهه ملی صورت میگرفت؛ البته این موضوع متأثر از رویکردهای محافظهکارانه نهضت آزادی بود.
نهضت آزادی ایران که مجموعهای اسلامگرا بود از راه تعامل با قانون اساسی مشروطه و حرکت در چارچوب آن نشان داد که از حیث سیاسی محافظهکار است.
دراین زمان گروهی از دانشجویان که تمایل داشتند در فضای عمدتاً غیردینی دانشگاهها فعالیت اسلامی کنند، جذب جنبههای مذهبی نهضت آزادی شدند.
درعینحال در شهریور ۱۳۴۰ کنگره انجمنهای اسلامی دانشگاهها در تهران تشکیل شد و افرادی چون علامه طباطبایی و استاد مرتضی مطهری با آنها همکاری نمودند. دراین دوره فعالیت انجمن اسلامی به بیش از ۱۵ دانشگاه و دانشکده گسترش پیدا کرد.
گستردگی حوزه فعالیت انجمنهای اسلامی دانشگاهها سبب شد تا نیروهای مذهبی توجه بیشتری به هم داشته باشند و آشنایی و ارتباط آنها با یکدیگر را تسهیل کند.
یورش پلیس به دانشگاه تهران در اول بهمن ۱۳۴۰ نتیجه یکی از معدود حرکات رادیکال این زمان بود. تظاهراتی که باهدف فشار برای برگزاری انتخابات آزاد با سرنگونی دولت امینی در ۱۴ آذر ۱۳۴۰ طراحیشده بود، توسط جبهه ملی ملغی اعلام شد، اما در اول بهمن ۱۳۴۰ برگزار شد. پلیس وارد دانشگاه شد و به ضرب و شتم دانشگاهیان پرداخت.
تحولات دانشگاهها بعد از ۱۵ خرداد ۴۲
پیامدها و دستاوردهای قیام خونین ۱۵ خرداد و نهضت امامخمینی (ره)، بیش از هر چیز محیط دانشگاه را متحول ساخت. برخوردهای قاطع امام خمینی (ره) در مواجهه با رژیم شاه، موجب نیرومند شدن جریان مذهبی شد. دانشجویان نیز تحت تأثیر همین روحیه باقدرت بیشتری به تقابل با رژیم و جریان سکولار حاکم بر دانشگاهها پرداختند. اعتراضات انقلابی یک مرجع تقلید موضوع سادهای نبود و توانست ذهن دانشجویان مسلمان را با خود همراه کند.
درنتیجه عوامل انگیزهبخش دستبهدست هم دادند و دانشجویان را به سمت فضای رادیکال پیش بردند.
اندیشمندان و متفکرین اسلامی با برقراری پیوندی نزدیک با دانشگاهها براین روند تأثیر شگرفی داشتند. حضور اندیشمندانی چون استاد مطهری، دکتر بهشتی، دکتر مفتح، دکتر شریعتی و… در فضای دانشگاهها علاوه بر گسترش مبارزات دانشجویی، بر اسلامی شدن آن تأثیر مهمی گذاشت.
استاد مطهری که از کانال انجمنهای اسلامی با دانشگاهها مرتبط شد، از عناصر تأثیرگذار این جریان بود؛ برخورد ایشان با قشر دانشجو سبب شد تا آشنایی کامل نسبت به خواستهها و سؤالات روز جوانان نمود پیدا کند و فرهنگ اسلامی دانشگاه غنای تازه یابد.
سخنرانیهای پرشور علی شریعتی در حسینیه ارشاد که با استقبال دانشجویان روبرو شد، نقش مهمی در جذب دانشجویان مسلمان و کاهش جاذبههای جریان چپ در دانشگاهها داشت. درمجموع جنبش دانشجویی از حالت بسته مجموعه فعالیتهای فرهنگی – سیاسی خارج شد و به سمت مبارزه برای براندازی رژیم حرکت کرد. براندازی رژیم، پیام اصلی جنبش ۱۵ خرداد و نهضت امام خمینی (ره) بود که از سوی دانشجویان و متفکرین دانشگاهی تعقیب میشد و در حقیقت جنبش دانشجویی دراین مرحله وارد شدیدترین تقابل خود با رژیم پهلوی شده بود. رویکردی که در میان دانشجویان غیرمذهبی و التقاطی نیز کاملاً مشهود بود.
نیروهای معادل جنبش دانشجویی در خارج از دانشگاهها نیز وارد فاز مسلحانه شده بودند؛ بنابراین اقدام به یکرشته برخوردهای قهرآمیز از سوی دانشجویان در مقایسه با اقدامات مسلحانه بیرون از دانشگاه امری طبیعی جلوه میکرد.
شاه نیز با استفاده از درآمدهای نفتی به توسعه ارتش و ساواک همت گماشت تا بتواند هم در سطح منطقه و هم در داخل کشور قدرت بیشتری از خود نشان دهد. در داخل کشور با ایجاد فضای اختناق و سرکوب و مدلهای جدید شکنجه بهشدت اوضاع را در کنترل داشت. ضعف اعتمادبهنفس شاه در تسلط بر اوضاع کشور او را به دادن امتیاز کاپیتولاسیون به آمریکایها ترغیب کرد و دراین اوضاع تنها فریاد پرخروش امام بود که در ۴ آبان ۱۳۴۳ فضای ترس را شکست.
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی جنبش دانشجویی در بدنه انقلاب اسلامی دوران طلایی خود را پشت سر میگذاشت. تا این زمان هرگز چنین ارتباطی بین مردم و محیطهای دانشجویی دیده نشده بود. دانشگاه تهران دانشگاه تربیتمعلم که در مسیر تظاهرات فراگیر مردم قرار داشتند به هر شکل ممکن بر رفتار مردم تأثیر میگذاشتند. تمام تظاهرات خیابانی بهگونهای به دانشگاه ختم میشد.
نقطه اوج ارتباطی تودههای میلیونی با دانشگاه در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ به وقوع پیوست. سربازان حکومتنظامی در پناه درختان تنومند خیابان شاه رضا (انقلاب اسلامی فعلی) دانشجویان را به گلوله بستند. تلویزیون شبکه اول به پشتیبانی آز آزادی مصلحتی، صحنه دانشگاه تهران را در اخبار ساعت ۸: ۳۰ شب پخش کرد که نقش مهمی در تحریک عواطف مردم سراسر کشور داشت و ۱۳ آبان به یکی از نقاط عطف تاریخ مبارزات مردم مسلمان ایران تبدیل شد. موضوع دیگری که موجب تحکیم ارتباط بیشتر مردم با محیط دانشگاهی شد، شهادت استاد کامران نجات اللهی بود که در جریان تجمع استادان دانشگاه پلیتکنیک که خواستار بازگشایی دانشگاهها پس از سه هفته تحصن بودند.
تشییعجنازه استاد نجات اللهی با حضور صدها هزار نفر از مردم تهران به یک میتینگ بزرگ سیاسی تبدیل شد.
۱- کتاب دفتر تحکیم وحدت از آغاز تا انشعاب- مقدمه- انشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی
منبع: دانشجو
بازدید: ۴۴