جایگاه هنر معاصر در حقوق آفرینشهای ادبی و هنری
جایگاه هنر معاصر در حقوق آفرینشهای ادبی و هنری
جایگاه هنر معاصر در حقوق آفرینشهای ادبی و هنری
نویسندگان: مهدی زاهدی؛ شیرین شریفزاده
چکیده
کنوانسیونها و مقررات بینالمللی درزمینهٔ حقوق آفرینشهای ادبی و هنری به شکل مستقیم یا غیرمستقیم معیارهایی را جهت حمایت وضع کردهاند. این معیارها که بر اساس تعاریف سنتی در هنر پایهریزی شده است نمیتوانند در خصوص بخش وسیعی از آثار هنر معاصر مصداق یابند. آنچه امروزه تحت عنوان هنر معاصر نامیده میشود دارای ویژگیهای منحصربهفردی است که چارچوبها و معیارهای سنتی هنر را رعایت نمیکند. خصلت متباین و ماهیت غیر سبکی، این نوع از هنر آن را بهنوعی پراکندگی منتهی نموده است. برخی از آثار هنر معاصر همچون یک رخداد، خودویرانگرند و یا با عناصر کهنه شونده و زوالپذیر ساختهشدهاند. ضرورت وجود اصالت، تفکیک ایده و بیان و تثبیت آثار ادبی و هنری در حاملهای مادی در بسیاری از مصادیق هنر معاصر به چالش کشیده میشوند. این مقاله در پی آن است که با توجه به گستردگی مفهوم هنر در جهان معاصر، چگونگی حمایت از این آثار را در پرتو مقررات بینالمللی بررسی نماید و به این سؤال پاسخ دهد که مقررات کنونی نظام آفرینشهای ادبی و هنری تا چه اندازه میتواند ازاینگونه آثار حمایت کند؟
کلیدواژگان: حقوق آفرینشهای ادبی و هنری؛ هنر معاصر؛ اصالت؛ دوگانگی ایده و بیان؛ تثبیت
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصی؛ دوره 4، شماره 15، تابستان 1395