حقوق کودک در دوران باستان
حقوق کودک در دوران باستان
حقوق کودک در دوران باستان
از چگونگی زندگی و رشد کودک در دوره باستان آگاهی روشنی در دست نیست. یافتههای نخستین زیستگاههای انسانی در ایران، دانستنیهای ارزشمندی درباره زندگی اجتماعی زنان در آن دوران به دست میدهد که بر پایه آنها میتوان به آگاهیهایی درباره کودکان نیز دستیافت. مادر و کودک دراین دوره از یکدیگر جداییناپذیرند. آنچنانکه هرودوت نیز در خصوص دوران کودکی جوانان پارسی مینویسد: پیش از آنکه کودک به پنجسالگی رسد، به حضور پدرش معرفی نمیشود، بلکه نزد زنان زندگی میکند. تا اگر مردند، پدران اندوهگین نشوند. دراین دوره که پایه خویشاوندی از دوده مادری استوار بود، با شکلگیری نهاد خانواده بر پایه تبار پدری اعضای هر خاندان، یعنی، تمام خویشاوندان تبار پدری از نسلهای مختلف در خانه بزرگی تحت ریاست پدر زندگی میکنند دراین نهاد خانوادگی حقوق کودک و مادر در ارتباط باهم سنجیده و در مورد آن تصمیمگیری میشود. در جامعه آریایی ایرانی فرزندان، فرمانبرداران بیقیدوشرط پدران خود بودند. پدر بهعنوان رئیس خانواده مقام قاضی یا داور را در خانه داشت و اجراکننده آدابورسوم و آیینهای دینی در خانه بود.
اگرچه اسناد و مدارک آن دوران نشان میدهد که ایرانیان باستان کودکان را گرامی میداشتند و به دنیا آمدن کودک را رویدادی خجسته و فرخنده میدانستند و به آموزشوپرورش کودکان خود اهمیت بسیار میدادند، کودکی را دوران گذار بهسوی بزرگسالی میپنداشتند؛ و به کودک همچون مردان وزنان کوچکی مینگریستند که باید به خانواده و پدر و مادر خود خدمت کند و برای زندگی بزرگسالی و جامعه آینده تربیت شود.
دراین دوره بهتدریج در قالب احکام مذهبی و قوانین حکومتی برای خانوادهها، تدابیری برای حفظ و حراست از نسل نو اندیشیده میشود. پس از نامگذاری، پدر و مادر دیگر کاری جز پرستاری و پرداختن به کودک ندارند. باید خوراکش دهند و به نرمی و مهر با او رفتار کنند، بهویژه نباید او را بترسانند یا بزنند، خوراکدهی و یاری و نگهداری اساسیترین کار پدر است. دولت و نیز شهروندان، حتی بدون اجازه داوران میتوانند کودکی را که از خوراک و پرستاری شایسته و بایسته برخوردار نیست از پدر بگیرند و به فرزندی بپذیرند. دادگاه میتواند پدر ناشایسته و ناکارآمد را از جایگاه پدری کنار بگذارد. مادر باید کودک را تا پنجسالگی پرستاری کند و دراین مدت از وی جدا نشود. سپس باید مفهوم نیکی و بدی را به او بیاموزد. کودک تا هفتسالگی از هرگونه دستوری آزاد است و گناه کردار بد او به گردن پدر و مادر خواهد بود.
ایرانیان هیچگاه کودک را فرزند گناه نمیدانستند. آنان پیوسته به کودک نگاهی برآمده از پاکی و بیگناهی او داشتند. سندهایی که افلاطون در کتاب جمهور خود درباره پرورش کودکان ایرانی آورده، بهترین گواه شناخت کودک حتی در نزدیک به سه هزار سال پیش است.
منبع؛ وبسایت کتابک