نگاهی به زندگینامه احمد متین دفتری قسمت (2)
نگاهی به زندگینامه احمد متین دفتری قسمت (2)
نگاهی به زندگینامه احمد متین دفتری قسمت (2)
(1275-1350 ق)، حقوقدان، نویسنده و مترجم.
نام پدرش در بعضی مآخذ محمودخان و در بعضی محمدحسین ذکرشده است، در حالیکه محمدحسین نام جد وی میباشد. متین در تهران به دنیا آمد. در ششسالگی به لقب سابق پدرش، اعتضاد لشکر و به گفته خویش اعتضاد خاقان، ملقب شد و شغل پدر را که همان لشکر نویسی بود اختیار نمود. او بعدها ملقب به متینالدوله گردید. وی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، تحصیلات متوسطه را در مدرسه آلمانی تهران به پایان برد و زبانهای فرانسه و انگلیسی و آلمانی را آموخت. سپس به استخدام وزارت امور خارجه درآمد. متین دفتری، در 1305 ش، به وزارت دادگستری وارد شد و پس از چندی به اروپا رفت و موفق به دریافت درجه دکترای حقوق گردید. وی در 13188 ش نخستوزیر شد.
در 1312 داور به وزارت دارایی انتقال یافت و قرار بود متین دفتری به وزارت دادگستری منصوب شود ولی رضاشاه ترجیح داد یکی از قضات قدیمی عهدهدار این سمت گردد و لاجرم صدرالاشراف دادستان کل به وزارت دادگستری منصوب شد ولی عملاً کارهای مهم وزارتخانه از قبیل تهیه لوایح و دفاع از آن در کمیسیونهای دادگستری با معاون کل بود. متین دفتری در 1313 هنگام تأسیس دانشگاه تهران برای احدی تصدی استادی کرسی حقوق جزای خصوصی به دانشکده حقوق دعوت شد و قریب چهل سال بدون وقفه در آن دانشکده تدریس مینمود. در همان سال به دنبال تشکیل جمعیت طرفداران سازمان ملل به دبیر کلی آن جمعیت برگزیده شد. داور برای تعقیب اصلاحات دادگستری و تکمیل خدمات خود تلاش مینمود تا متین دفتری که دستپرورده او بود به مقام وزارت برسد. سرانجام در 1315 صدرالاشراف از وزارت معزول و متین دفتری جای او را گرفت. دکتر متین دفتری در خاطرات خود درباره انتصاب به وزارت دادگستری چنین مینویسد: «در تابستان 1315 به مناسبت اینکه مدتی بود جمعیت طرفدار جامعه ملل را هم من در دانشکده حقوق ضمن تدریس در آنجا بهموازات کارهای معاون وزیر دادگستری اداره میکردم به دعوت مسیو آونول دبیر کل جامعه ملل بهاتفاق همسرم از راه زمینی بغداد و بیروت عازم ژنو شدم و صبح روزی که کشتی مرکوب، پس از یک هفته مسافرت بسیار مطبوع در آبهای مدیترانه وارد بندر تریست میشد به من در رستوران کشتی خبر رسید که رئیس شهربانی بندر برای ملاقات من به سالن کشتی آمده است و در چند ثانیه با خیالات مشوش از پلکان رستوران بهطرف سالن بالا میرفتم افسری با انیفورم پرزرقوبرق دیدم که با بلند کردن دست و سلام فاشیستی استقبالم کرد و پاکتی به دست من داد. آن را گشودم تلگرافی بود به امضای آقای محمد ساعد مراغه وزیرمختار ایران در رم در یک جمله کوتاه با این عبارت تکاندهنده «حسبالامر فوراً به تهران مراجعت فرمایید.» بدون هیچ توضیحی که همین ابهام انسان را همیشه دچار توهمات و حدسیات بدی میکند مراجعت با کشتی که زودتر از یک هفته حرکت نمیکرد عملی نبود ناچار با راهآهن حرکت کردم که پس از عبور از سویس و آلمان از راه روسیه به ایران برگردم به ژنو که رسیدم نصرالله انتظام در هتل بدیدنم آمد و از منصورالسلطنه نماینده ایران در جامعه ملل پیغام آورد بهموجب تلگرافی که از وزارت خارجه رسیده است من مجاز نیستم در ژنو با دبیر کل جامعه ملل تماس بگیرم و بهاصطلاح در آنجا آفتابی شوم و اضافه میکرد منصورالسلطنه از وصول این تلگراف برای من نگران شده است اما من با اعتمادبهنفس به سفر بازگشت ادامه دادم و روزهای طولانی این مسافرت را در آن اوان که هنوز هواپیمای کشوری و تجارتی بینالمللی دایر نشده بود در راهآهن بطئیالسیر روسیه طی میکردم و روزی که کشتی ما وارد بندر پهلوی شد و نمیدانستم چه سرنوشتی در انتظار من است دیدم اتومبیل وزارت دادگستری جلوی بندر حاضر است و در آنجا مطلع شدم شاه از محاکمه جزایی عدهای که در زمان تصدی آقای علی منصور در وزارت راه مشاغلی به عهده داشتند و متهم شده بودند ناراضی است و وزیر دادگستری از خدمت معاف شده است.» متین دفتری مدت سه سال وزیر دادگستری بود و با همان شدت و حدت که در داور وجود داشت وضع قوانین جدید را ادامه داد. در 1317 به عضویت فرهنگستان برگزیده شد و در همان سال در رأس سازمان جدیدی به نام سازمان پرورش افکار قرار گرفت. سرانجام در آبان ماه 1318 به هنگام افتتاح مجلس دوازدهم از طرف رضاشاه نخستوزیر شد. او درباره نخستوزیر شدن خود در خاطراتش چنین مینویسد: «یکشب در هیأت وزیران که من هنوز وزیر دادگستری بودم و تازه جنگ جهانی دوم شروعشده بود شاه یک مسأله مهم بینالمللی را برای یک اقدامی که در نظر داشت مطرح کرد و عاقبت به همه امر فرمود مقالهای بنویسند و بهوسیله رئیس دفتر مخصوص هرچه زودتر به عرض برسانند، عیناً مثل یک امتحان کتبی که معلم به شاگردان خود میدهد. روزی که من مقاله خود را تسلیم کردم مرحوم شکوه اظهار داشت شاه فرمودهاند برای بهترین مقاله جایزه در نظر گرفتهاند. از جایزه خبری نشد و شاه هم راجع به آن موضوع دیگر چیزی نفرمودند ولی چندی نگذشت که روز افتتاح مجلس (دوره دوازدهم قانون گزاری) که علیالرسم دولت مستعفی و کابینه جدید معرفی میشود شاه من را مأمور تشکیل کابینه فرمودند. من چون خودم هیچ اقدامی برای احزار این مقام نکرده بودم و اصلاً در آن زمان اینگونه تشبثها مجاز و معمول نبود حدس زدم که مقاله من در این تصمیم شاهانه شاید بیتأثیر نبود یا لااقل یکی از عوامل آن بوده است». نخستوزیری متین دفتری زیادی طولانی نشد. در تیرماه هزار و سیصد و نوزده یعنی پس از 8 ماه زمامداری مغضوب و از کار برکنار و مدتی در بازداشت و تا شهریور بیست در منزل خود تحتنظر بود. در 1322 از طرف متفقین به جرم ژرمانوفیلی بازداشت شد. مدتی در اراک و مدتی در رشت در اسارت انگلیس و روس بسر برد تا سرانجام از این مخمصه جان سالم به در برد. در بهمن 1324 که وضع کشور در اثر وقایع آذربایجان رو به وخامت میرفت و تدابیر حکیمی بیثمر ماند، مجلس چهاردهم در روزهای آخر عمر خود قوامالسلطنه را با اکثریت بسیار ضعیفی به نخستوزیری انتخاب کرد. قوام برای استحکام کابینه خود دو تن از نخستوزیران سابق را به عضویت کابینه دعوت کرد؛ سهامالسلطان بیات را برای وزارت دارایی و دکتر متین دفتری را برای وزارت مشاور. بعد با تعیین سایر وزیران قوام هیأت دولت را به شاه معرفی کرد ولی هنگام معرفی وزیران به مجلس از معرفی متین دفتری خودداری نمود. منبع: وبسایت علمی دانشجوبرگرفته از کتاب: اثر آفرینان (جلد اول- ششم) -ادامه دارد