چند نکته از حقوق مدنی

دسته: دانشجوی حقوق
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۲۰ مرداد ۱۳۹۵


چند نکته از حقوق مدنی

چند نکته از حقوق مدنی


آثــــار بـــیـــــع
اگر عقد بیع صحیحاً واقع‌شده باشد چهار اثر مهم به وجود می‌آید که عبارت‌اند از:
به‌محض عقد بیع خریدار، مالک مبیع و فروشنده مالک ثمن می‌شود
با تحقق عقد بیع، فروشنده ضامن دَرَک مبیع و خریدار ضامن دَرَک ثمن می‌شود
عقد بیع، بایع را به تسلیم مبیع ملزم می‌نماید.
عقد بیع، مشتری را به تأدیه ثمن ملزم می‌کند.

انتقال مبیع و ثمن (انتقال مالکیت):
طبق بند 1 ماده 362 به‌مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می‌شود
همیشه به‌محض وقوع عقد بیع مالکیت منتقل نمی‌شود
مثلاً در بیع کلی و یا کلی در معین و یا در بیع صرف مالکیت فوراً منتقل نمی‌شود
به‌هرحال گاهی اوقات تملیک به‌حکم قانون پس از عقد بیع منتقل نمی‌شود و گاهی بااراده طرفین
مثال: در بیع طرفین می‌توانند بااراده خود تملیک را به تأخیر بیندازند، مثل‌اینکه علی ماشین خود را به عرفان فروخته ولی باهم شرط می‌کنند که انتقال مالکیت دو ماه دیگر انجام شود.

و یا مثل اجاره به‌شرط تملیک
خلاصه انتقال مبیع و ثمن:
مبیع عین معین است
مبیع کلی در معین است
مبیع کلی است به‌محض تعیین مصداق (دکتر کاتوزیان)
با تسلیم (دکتر شهیدی)
استثنائات بر قاعده فوق:
انحرافات قراردادی:
تعلیق در تملیک
تأخیر در تملیک
انحرافات قانونی:
قبض در بیع صرف (م 364)
معامله با حق استرداد (م 134 قانون ثبت)
تسلیم در عقد بیع:

تسلیم و قبض ناظر برمبیع است که در ماده 367 ق.م تعریف‌شده است؛ که عبارت است از دادن مبیع به تصرف مشتری به‌نحوی‌که خریدار بتواند تصرفاتی داشته باشد و از آن منتفع شود.
تعریف تسلیم: م ۳۶۷ عبارت است از دادن مبیع به تصرف مشتری، به‌نحوی‌که ممکن از انحاء تصرف و انتفاعات باشد
قبض عبارت است از استیلای مشتری بر مبیع.
تفاوت تسلیم و قبض:

تسلیم یعنی مسلط کردن خریدار بر مبیع به‌طوری‌که امکان هر نوع تصرف حقوقی و مادی را داشته باشد
قبض یعنی؛ استیلای خریدار بر مبیع
مثال: اگر شخصی خانه‌ای را فروخته و به مشتری نیز تحویل داده (قبض) ولی سند آن خانه در رهن بانک است و مشتری نمی‌تواند آن‌را بفروشد در این صورت تسلیم حاصل نشده است، زیرا تسلیم یعنی امکان تصرف مادی و حقوقی اگرچه قبض حاصل‌شده باشد
اقسام بیع به اعتبارموعد تسلیم مبیع و ثمن:
بیع نقد: بیعی است که موعدی برای تسلیم مبیع و برای تأدیه ثمن در قرارداد تعیین نشده باشد.
بیع سلف یا سلم: بیعی است که عین برای تسلیم مبیع آن موعد تعیین‌شده است؛ دراینگونه بیع ثمن باید در مجلس عقد به قبض بایع دربیاید، چه ثمن وجه نقد باشد چه خارجی.

بیع نسیه: بیعی است که مبیع تسلیم می‌شود ولی برای تأدیه ثمن اجل و مدت گذاشته می‌شود.
بیع کالی به کالی: بیعی است که مبیع و ثمن آن کلی فِی الِذّمه است و برای تسلیم مبیع و تأدیه ثمن یعنی هردو موعد مقررشده است؛
نکته قابل‌توجه اجماع فقهای امامیه آن است که بیع کالی به کالی باطل است.
محل و هزینه تسلیم مبیع:
معمولاً محل تسلیم مبیع محلی است که عقد در آنجا واقع‌شده است، ولی استثنائاتی نیز دارد که ممکن است بر اساس نظر عرف یا توافق طرفین محل تسلیم متفاوت از محل انعقاد عقد باشد
بنابراین اولویتهای موردنظر در تعیین محل تسلیم مبیع عبارت‌اند از: توافق طرفین در تعیین محل تسلیم.
نظر عرف محل وقوع عقد
در صورت عدم توافق طرفین یا فقدان عرف، محل وقوع عقد به‌عنوان محل تسلیم مبیع شناخته می‌شود.

منبع: دانشجویان حقوق


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۸
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *