مقامات قضایی در دوران صفویه
مقامات قضایی در دوران صفویه
مقامات قضایی در دوران صفویه
در دوران صفویه تقسیم بندی دعاوی و مراجع رسیدگی کننده به آن براساس نوع و ماهیت و موضوع دعوا صورت می گرفت. این نوشتار به بیان برخی از سمت های قضایی آن اوان پرداخته است که به نظر می رسد تا حدودی با تشکیلات دادگاه ها در دوره کنونی دارای شباهت است.
1- دیوانبیگی: مهمترین ناظر امور قضایی کشور دیوانبیگی بود او شخصیت مذهبی نبود و مرجع نظم مردم نسبت به کلیه اعمال دولت بود و رسیدگی به جنایات، اجرای احکام، وصول شکایات مردم از مأمورین دولتی و ارجاع آن به مراجع صالح و همچنین تقدیم شکایات مردم از مقامات عالیه به شاه را به عهده داشت. رسیدگی به احداث اربعه –که عبارت از قتل تجاوز به ناموس، ایراد جرح و دزدی باشد با مقام دیگری بود که جنبه روحانی نداشت بلکه در ردیف امرای بزرگ مملکت شمرده میشد؛ که او را دیوانبیگی (رئیس مجلس دادرسی) میگفتند که این لقب در دوره قاجاریه به امیر دیوان تغیر یافت. رسیدگی به احداث اربعه و صدور رأی با صدر بود که در حضور دیوان و بهاتفاق او انجام میشد. طرح دعوا در جرائم مزبور و تنفیذ حکم درشان دیوانبیگی بود و حکام شرع نمیتوانستند بهطور مستقیم به آنها رسیدگی نمایند.
هر دو صدر (خاصه و عامه) یک مقام رسمی بود که وجه دولتی و هم وجه روحانی و دینی داشت. هر دو صدر به مشابه حکام شرعی و مراجع دینی به همراه قاضی عرفی دیوانبیگی همه هفتهها روزهای شنبه و یکشنبه در کشیکخانه عالی پو در پایتخت کشور اصفهان برای شنیدن شکایات و مراجعات به دیوان مینشستند. مقامات قضایی و مذهبی استانها و شهرستانها را صدر الممالک تعیین میکرد. بااینهمه انتخاب قضات ایالتی منوط به تصویب شخص شاه بود درنهایت چون هم پرداخت هزینههای شخصی و جمعی قضات و هم عزل و نصب و تشویق یا توبیخ آنها منوط به اداره شاه بود، در حقیقت امر دادرسی و سازمان قضایی کشور نیز در عصر صفوی همانند موسسههای اداری، نظامی و مالی به شیوه متمرکز تحت نظارت و کنترل شاه اداره میشد. 2- صدر خاصه: بزرگترین مقام کشوری پس از وزیر اعظم صدر خاصه بود رسیـدگی به دعاوی شرعی که کمترین ارتباطی با دستگاه سلطنتی داشت منــحصراً در صلاحیت او بود. او هفتهای 4 روز در تـالار مخصوص دیوانبیگی در کشیکخانه دولتی مینشست و پس از استماع دعاوی طرفین و شهادت شهود آنها به صدور احکام شرعی میپرداخت که دیوانبیگی آنها را مهر میکرد. او نماینده شرع در دیوان عدالت و مسؤول اداره اوقاف شاهی بود؛ و حکام شرع قسمتی از شهرهای مرکزی، شرقی و شمالی ایران را نیز تعین میکرد. 3-صدر عامه: برای رسیدگی به دعاوی و حقوق عامه مردم و اشراف بر موقوفاتی که عامه مردم وقف کرده باشند مأموریت داشت. او نیز به هنگام دادرسی در کشیکخانه دولتی حضور مییافت و به پروندههای شرعی که خارج از صلاحیت صدر خاصه از یکسوی و قاضی اصفهان از سوی دیگر بوده رسیدگی میکرد. این شکایات معمولاٌ خارج از اصفهان ریشه داشت هم ازاینرو به صدر عامه – صدرممالک- میگفتند؛ و حاکمان شرع در ولایات آذربایجان، فارس، عراق و خراسان را معین میکرد. در مقابل صدر عامه، صدر خاصه وجود داشت که وظایف مشابه صدر عامه را در قلمرو ولایات خاصه پادشاهی انجام میداد.
4-شیخالاسلام: دعاوی شرعی و امور حسبیه ازجمله طلاق شرعی و ضبط مال غایب و یتیمم در محضر او به انجام میرسید.
5-قاضی عسکر: -قاضی عسکر به احکام شرعی سربازان رسیدگی میکرد.
6- محتسب: وظیفه محتسب اجرای وظایف مذهبی و اخلاقیات عمومی بوده، او همچنین عهدهدار آنچه آشتی و سازگاری عمومی نامیده میشود بوده است و بر بازارها و جلوگیری از معاملات تجار و پیشهوران و اصناف و تعاونیها نیز نظارت میکرد و متخلفین را تنبیه و مجازات میکرد در اوایل صفویه در شهرهای بزرگ نه در همه آنها یک نفر محتسب وجود داشته است. این مقام عهدهدار حفظ اخلاق عمومی از قبیل شرابخواری، قمار و سایر اعمال ضد شرعی و جمعآوری خمس و زکات و توزیع آن در میان نیازمندان و نگاهداری مساجد و در تبریز وظیفه داشت که اوزان و مکاییل را کنترل کند و مزاحمتهای خیابانی را از بین ببرد و بر گروههای ویژه ملاها، موزمانها و غارونها نظارت کند.
منبع؛ وب سایت تبیان