حقوق زنان در دوران مغول
حقوق زنان در دوران مغول
حقوق زنان در دوران مغول
در ادوار گوناگون تاریخ ایران بعد از اسلام، هیچگاه زن رسماً در امور سیاسی مملکتی دخالت نداشته است مگر در موارد استثنایی. در لابهلای قرون متمادی این تاریخ تنها به عصر استثنایی ازلحاظ قدرت و اهمیت زن برمیخوریم و آن دوران مغول است؛ که میتوان آن را تا حدودی عصر برابری زن و مرد خواند. هیچگاه زن در این سرزمین تا این حد توانایی و قدرت و احترام نداشته و در کار حکومت دخیل و سهیم نبوده است؛ و مسلم است این نحوهی زندگی قبیلهای و کوشش مشترک زن و مرد برای نیل به یک زندگی مرفه خانهبهدوشی، علت اصلی این نظام بوده است.
بنا به سنت مغولی، زن از حقوقی مساوی با او برخوردار بود و هیچ فعالیتی حتی ریاست ایل، شکار و جنگ بهتنهایی مختص مرد نبوده است. شغل مرد محدود بود ولی کار زن نامحدود
در دورهی ایلخانی و پس از رسمی شدن دین اسلام در نزد سلاطین این سلسله، مهریه برای زنان نیز متداول شد که مقدار آن در بین سلاطین و شاهزادگان بسیار زیاد بوده و روزبهروز رو به تزاید بوده است. مثلاً اولجایتو مهر یکی از زنان خود به نام بیلغان خاتون را نهصدهزار دینار قرار داده بود؛ و همچنین مهر دختر امیری شش هزار من ابریشم بوده است. تا زمانی که غازان خان دست به اصلاحات اجتماعی همهجانبهای در مملکت زد. یکی از موارد آن اصلاح و کاهش مهر بود. وی مهر را بر نوزده و نیم دینار مقرر کرد.
میتوانیم ادعا کنیم که در نزد مغول طلاق وجود نداشته است؛ اما در دورهی ایلخانی و پس از اسلام آوردن ایشان طلاق نیز معمول گردید و بخصوص غازان خان ضمن اصلاحات اجتماعی خود راه طلاق را تقریباً بیهیچ مانعی باز گذاشت. یکی از دلایلی که از مقدار مهر کاست، فراهم آوردن تسهیلات در این امر بود. از این امر میتوان نتیجه گرفت که در دورهی ایلخانی طلاق امری رایج بوده؛ که دلیلی بر ازهمپاشیدگی و بیسامانی خانوادهها و بهطورکلی جامعه بوده است. وضع زنان ظاهراً ازنظر حقوق جزا با مردان چندان متفاوت نبوده است. آنان نیز به جرم جادوگری، قتل شوهرانشان با زهر و غیره به مرگ محکوم میشدند و این حکم بیشتر از طریق غرق آنان در آب اجرا میشد. اما در این میان وضعیت زنان ایرانی از طبقات عامهی مردم نیز قابلتوجه است. نگاه غالب جامعهی سنتی ما به زن، نگاه به موجودی ضعیف و کمتر از مرد بوده است. اگرچه ظاهراً در داخل خانه، زن دارای جایگاه مناسب و مقبولی بود، اما اهمیت زن برای فعالیتهای اجتماعی و بیرونی مناسب انگاشته نمیشد. زن نبایستی در انظار عمومی قرار گیرد و مردان این مسئله را دیدگاهی مذهبی میدانستند که هر که غیر آن میکرد از تعصب و مردانگی به دور بود.
البته باید دلیل این موضوع را در جامعهی آن دوران جستجو کرد. در این دوران شاید صدمه پذیرترین قشر جامعه را بتوان زنان بهحساب آورد. در هنگام لشکرکشیها و تهاجمات مغول، آنان که بیش از همه در معرض فساد بودند زنان بودند. تا آنجا که در حکایات بسیاری آمده است که مردان، زنان خود را میکشتند تا در معرض تعرض قرار نگیرند. برای نمونه از زنان دهها شهری که این بلا بر سر آنان آمد میتوان از طمغاج در ترکستان شرقی نام برد؛ که زنان و دختران این شهر که به زیبایی و هنرمندی و موسیقیدانی مشهور بودند، خود را کشتند تا به دست سپاه چنگیز نیفتند. بیست هزارتان از آنان خود را از قلعهی شهر به پایین انداختند بهگونهای که استخوانهای آنان تا مدتها بر کنارهی دیوار شهر باقیمانده بود. به نظر میرسد که این انزوای زن ایرانی از اجتماع، مشروعیت عقلانی داشته است؛ زیرا مسلم است که در این دورانی که خانواده و اجتماع اینچنین دچار ازهمگسیختگی و پریشانی اخلاقی بود، هرچه جمال و زیبایی زن بیشتر میبود، دردسر او نیز بیشتر میشده است. استاد باستانی پاریزی با بررسی اوضاع اجتماعی آن زمان نهایتاً اینچنین نتیجه میگیرد که: «قساوت عجیبی است و بههرحال این هم یکی از موارد سرنوشت زنان و دختران معصوم بوده است و مفهوم آن، آن است که این عروسکهای دلربا فقط شاهد بزم و وسایل تفریح و اثاثیهی تزئینی زندگی بوده است-لاغیر.»
منبع: وبسایت راسخون