حقوق در ایران باستان
حقوق در ایران باستان
حقوق در ایران باستان
در فرهنگهای کهن ایران، یعنی تا پیش از تأسیس دولتهای ماد و پارس، مفاهیم حقوقی با باورهای دینی و اعتقاد به انتقام الهی پیوند داشت، اما بعدها نظام قضائی با پشتوانه حکومتهای متمرکز بهصورت امری عرفی پذیرفته شد.
عیلام
قریب چهار هزار سال (ق.م) به تأسیس نظام حقوقی دست زدند و عاقبت پادشاه بزرگ بابل حمورابی پادشاه عیلام را شکست داد و قوانین معروف وی در عیلام هم معمول گشت، این قوانین مدون و منقح بود.
آریائیها و آئین مهر
در ابتدا دادرسی و داوری مبتنی بر باورهای مشترک دینی بود. اعتقاد به مجازات خطاکار توسط دیوان و ایزدان در آئین مهر (میترائیسم) مهر یا میترا به معنی پیمان بوده و مهر همیشه چهره قضائی داشته است. نزد آریائیان نخستین بهجز سوگند به مهر و میترا و دیگر ایزدان، آگاهیهای سودمند دیگری در دست نیست.
مادها
دایاکو پادشاه ماد به بسط انصاف و گسترش داد پرداخت. آنها بهقدری به اجرای قوانین خود پایبند بودند که قانون را لا تغییر و انعطافناپذیر میدانستند.
هخامنشیها
پارسیان بیگمان از ابتدا دارای یک نظام بدوی حقوقی بودهاند. بعدها شورایی هفتنفره به نام، قاضیان شاهی را شاهان بهطور مادامالعمر انتخاب میکردند.
پس از فتح بابل، به دست کوروش کبیر، هخامنشیان درزمینه حقوق عمومی نخستین اعلامیه حقوق بشر را منتشر کردند و درزمینه حقوق خصوصی هر قومی را به احکام ملت و مذهب خود محکوم کردند؛ و درزمینه حقوق قراردادها قانون شاهی مدون گردید.
اسکندر و سلوکیان
اسکندر در ایران بهمثابه وراث شاهنشاهی هخامنشی، رسوم و آداب خسروان عجم را معمول و مجری میداشت و پس از اسکندر تأثیر حقوق یونانی در عصر سلوکیان اندکی بیشتر شد.
اشکانیان
در دولت اشکانی، یک نوع قانون اساسی عرفی، قدرت مطلقه شاه را محدود میکرد. مشورت شاه با مجلس شیوخ در تصمیمات مهم اجباری بود و در بعضی تصمیمات مهم نیز شورایی متشکل از هر دو مجلس به نام مهستان یا مغستان ایجاد میشد.
ساسانیان
در عهد ساسانی، قدرت قضائی در دست موبدان زرتشتی بود و بنا به قانوننامه مادیان هزاردستان به معنای (گزارش هزار فتوا){احکام و آرای مهم دادگاهها}در سراسر کشور دادگاههای متعدد زیر نظر یک موبد (بهمثابه حاکم شرع) تحت نظر موبدان موبد (بهمثابه قاضیالقضات) به شکایات رسیدگی میکردند.
افزون بر دادرسی مذهبی که در انحصار موبدان زرتشتی بود، در موارد اضطراری نوعی محاکمه نظامی در ایران عصر ساسانی وجود داشت.
معیارهای اساسی حقوقی و اخلاقی، اصول سهگانه (پندار نیک، گفتار نیکوکردار نیک) بود.
در حقوق جزائی سه نوع جنایت وجود داشت:
جنایت دینی مثل ارتداد
جنایت سیاسی مثل خیانت به شاه که مجازاتش اعدام بود.
مجازات نوع سوم مثل قتل و …. شکنجه و آزار بدنی یا حبس و در صورت وجود عوامل مشدده اعدام بود.
در آئین دادرسی مزدیسنا، مهمترین ادله اثبات دعوی، شهادت شهود و یا اقرار و اعتراف متهم بود. منبع: وبسایت دانشنامه رشد