جمله معروف (از ارث محرومت میکنم) قانونی است؟
جمله معروف (از ارث محرومت میکنم) قانونی است؟
جمله معروف (از ارث محرومت میکنم) قانونی است؟
مطابق ماده 837 قانون مدنی: «اگر کسی بهموجب وصیت، یک یا چند نفر از ورثه خود را از ارث محروم کند، وصیت مزبور نافذ نیست.»
یکی از حقوقدانان دراین زمینه مینویسد: «از ظاهر جمله «وصیت مزبور نافذ نیست» چنین استفاده میشود که هرگاه وارث محروم، به اراده موصی تسلیم شود و محرومیت را بپذیرد، وصیت نافذ میشود. لازمه پذیرش این نظر نفوذ وصیت تا حد ثلث است که بدون نیاز به اجازه نیز اثر دارد، ولی در استفاده از این ظاهر باید احتیاط کرد، زیرا قوانین ارث و قواعد مربوط به تملک قهری ورثه برای حفظ مصالح خانواده وضعشده است و بانظم عمومی جامعه ارتباط نزدیک و مستقیم دارد.»
بعضی دیگر از حقوقدانان در تفسیر این ماده میگویند: «قاعده توارث ازنظر نظم اجتماعی تأسیسشده است، بدینجهت طبق ماده 959 قانون مدنی وارث نمیتواند آن را از خود سلب کند. همچنانی که مورث نمیتواند آن را از وارث سلب نماید؛ بنابراین توارث از احکام به شمار میرود نه از حقوق تا شخص بتواند آن را اسقاط کند.»
ماده 837 قانون مدنی اگرچه دارای ابهام است. ولی وقتی به منبع قانون، یعنی فقه امامیه مراجعه کنیم، ابهام آن برطرف میگردد. برای توضیح بیشتر باید گفت که دراین رابطه، دو نظریه وجود دارد:
نظریه اول:
گروهی از فقها معتقد هستند که وصیت مزبور بهطور مطلق باطل نیست بلکه وصیت عهدی مزبور دربرگیرنده یک وصیت تملیکی است. چون وقتی کسی از ورثه از ارث محروم شود، معنای آن این است که سهم او به سایر ورثه تملیک میگردد پس وصیت به محرومیت یکی از ورثه از ارث، بهمنزله این است که تمامی ترکه را برای سایر وراث وصیت به تملیک کرده باشد. ولی ازآنجهت که موصی، نمیتواند به بیشتر از ثلث مال وصیت کند، مازاد بر ثلث توقف بر اجازه وارث دارد. درنتیجه مقداری از ثلث که سهم وارث محروم است، به وی تعلق نمیگیرد بلکه به وارث دیگر انتقال پیدا میکند و انتقال بقیه سهم وارث محروم (غیر از ثلث) توقف بر اجازه وارث محروم دارد که اگر اجازه داد، وصیت نافذ میشود.
این نظریه را علامه در کتاب مختلف و بسیاری از فقهای دیگر ازجمله صاحب جواهر قائل شدهاند. ظاهر قانون مدنی این است که از این نظریه پیروی کرده است؛ زیرا در ماده 837 قانون مدنی جمله «نافذ نیست» آمده است. قاعده توارث ازنظر نظم اجتماعی تأسیسشده است، بدینجهت طبق ماده 959 قانون مدنی وارث نمیتواند آن را از خود سلب کند. همچنانی که مورث نمیتواند آن را از وارث سلب نماید؛ بنابراین توارث از احکام به شمار میرود نه از حقوق تا شخص بتواند آن را اسقاط کند
نظریه دوم:
گروه دیگر از فقها، ازجمله محقق در شرایع، شهید ثانی در مسالک و فخرالمحققین معتقد هستند که چنین وصیتی باطل است؛ زیرا چنین وصیتی مخالف کتاب و سنّت است و قواعد فقهی نیز مؤید این بطلان است. این نظریه با قواعد و موازین حقوقی منطبق است؛ زیرا انتقال ترکه به وارث، پس از فوت مورث از امور قهریه است و بستگی به میل و رضایت کسی ندارد و لذا مورث نمیتواند مانع انتقال اموال به وارث شود. بهعبارتدیگر، انتقال ترکه به ورثه «حکم» است نه «حق» و «حکم» قابل اسقاط یا انتقال نیست.
حال باید از این دو نظریه یکی را انتخاب کرد:
به نظر میرسد نظریه دوّم (بطلان وصیت) بیشتر با قواعد و موازین حقوقی، سازگار است، زیرا هرچند ظاهراً قانون مدنی، نظریه صاحب جواهر (عدم بطلان مطلق) را ترجیح داده است، اما به دلایل متعدد، نظریه بطلان را انتخاب کرده است. یکی از دلایل او این است که «وصیت به حرمان از میراث که بهصورت عهدی انجام گیرد، توسط نصوص واصله منهی و غیر مشروع شناختهشده و بنابراین شریعت مقدسه اینگونه وصیت را ملغی الاثر دانسته است.»
نکتهای که در اینجا وجود دارد این است که حقوقدانان بین دو مورد ذیل فرق میگذارند: گاهی از اوقات، پدر، تصریح میکند که فلان فرزندم را از ارث محروم ساختم، دراین صورت مطابق آنچه گفتیم، وصیت باطل است.
ولی گاهی از اوقات، پدر میگوید: تمامی میراثم را به فلانی و فلانی دادم و به این طریق فرزند و سایر ورثه خود را از ارث محروم میکند. در اینجا حقوقدانان میگویند: وصیت تا حد ثلث نافذ است و مازاد، منوط به اجازه سایر وراثی که محروم شدهاند است که اگر فرزند و سایر ورثه اجازه دادند، تمامی اموال متعلق به «موصیله» میشود. بعضی از حقوقدانان در توجیه این دو وصیت چنین میگویند: در اوّلی نه به دلالت مطابقی و نه تضمینی و نه التزامی، دال بر تملیک سهمیه شخص محروم به سایرین نیست، اما در صورت دوّم، به دلالت مطابقی دال بر تملیک است.
درنتیجه، اگرچه مطابق ظاهر ماده 837 قانون مدنی ایران وصیت پدر به محروم کردن فرزند از ارث، نافذ نیست؛ اما با مراجعه به تحلیل و تفسیر حقوقدانان از این ماده و با توجه به قواعد و موازین حقوقی، درصورتیکه پدر صراحتاً فرزند خود را از ارث محروم کند، وصیت مزبور باطل است؛ اما اگر پدر تمامی اموال خود را به دیگر ورثه تملیک کند و اسمی از فرزند خود نبرد، دراین صورت وصیت مزبور غیر نافذ است؛ یعنی اگر فرزند اجازه داد وصیت صحیح خواهد بود و اگر فرزند اجازه ندهد تا ثلث مال وصیت مؤثر است.
منبع: تبیان به نقل از نشر عدالت