جایگاه فقه در حقوق از دیدگاه دکتر کاتوزیان
جایگاه فقه در حقوق از دیدگاه دکتر کاتوزیان
جایگاه فقه در حقوق از دیدگاه دکتر کاتوزیان
یکی از ویژگیهای استاد کاتوزیان مأنوس بودن ایشان با کتب فقهی شیعی بود. آشنایی عمیق او با یافتههای نوین حقوقی غرب و تسلطش بر کتب فقهی امامیه گاه او را به مقایسه بین این دو وامیداشت؛ و همواره یافتههای فقهای شیعه را میستود و دقتهای فقهی علمای شیعه را که در چارچوب منابع فقهی (کتاب، سنت، اجماع و عقل) به استنباط حکم شرعی همت میگماشتند، ارج مینهاد و پایههای حقوق مدنی ایران را بر روی فقه امامیه مستحکم و استوار میدید.
او معتقد بود: «ما بهجایی نخواهیم رسید که هیچگاه به فقه نیاز نداشته باشیم. من این موضوع را قبول ندارم که بینیاز از توجه به فقه باشیم؛ زیرا ما هرچقدر مدرن باشیم ساختهی گذشتهی خودمان هستیم. از گذشته بریدن، صفت پسندیدهای نیست. منجملهای در مقدمه کتاب «ضمان قهری و مسوولیت مدنی «نوشتهام با این عنوان که: «گذشته و آینده هر دو حقیقت هستند؛ بنابراین رستگار کسی است که یکچشم به گذشته داشته باشد و یکچشم به آینده یعنی تمام حقیقت را ببیند. در اینجا حقیقت دونیم شده است نیمی درگذشته و نیمی در آینده «و خدا نکند روزی بیاید که ما از گذشته خود ببریم. مثل خیلی از ملتها که این کار را کردند و نتیجه نامطلوبی گرفتند. ولی طرز تفکر و استنباطها در بستر زمان تغییر میکند.»(ماهنامه علوم انسانی مهرنامه ش 10 فروردین 1390)
یکبار دانشجویی به تصور اینکه استاد را خوش آید گفت مگر فقیهان هم نکتهای دراین باب دارند؟ استاد بیدرنگ و با جدیت پاسخ داد که شما حق ندارید درباره فقیهانی که برای استنباط یک حکم فقهی عمری را صرف کردهاند چنین بگویید. حتی امروز نیز نظرات سالیان پیش فقیهان امامیه از برخی نظرات حقوقدانان غربی مترقیتر است.
استاد کاتوزیان خود علاقهمندیاش به فرهنگ اسلامی را چنین توصیف میکند «در دوره لیسانس، کشش فوقالعادهای به فرهنگ اسلامی پیدا کردم، بهطوریکه ورقه امتحانی اصول مرا که مرحوم استاد محمود شهابی ملاحظه کرد، از اینکه دانشجویی از تمام کتب فقها و اصولیین شاهد و مثال میآورد و ادله و براهین برای اثبات موضوع ذکر میکند، بسیار متعجب شد. پسازآن، ورقه مرا مهروموم کردند و گفتند که آن را به قم میفرستیم تا آقایان مراجع و طلاب ببینند که ما در دانشکده حقوق چه جور دانشجویانی داریم.»
ایشان پیدایش توجه به معنویت اسلامی را نیز مرهون استاد خود میداند: «من لازم میدانم از معلم عارف خودم مرحوم میرافضلی که به مثنوی بسیار علاقه داشت و درس عربی را بهصورت تجزیه و ترکیب نهجالبلاغه برای ما میگفت، یاد کنم. ایشان وقتی وارد کلاس میشد دو بیت از مثنوی را با صدای شکسته و لرزان میخواند و بچهها بینهایت برای این پیرمرد احترام قائل بودند و مطلقاً در کلاسش لودگی و شیطنت نمیکردند. بیگمان اولین جرقههای عرفان و فلسفه توسط ایشان در ذهن و ضمیر من روشن شد. مرحوم میرافضلی قطعهای از نهجالبلاغه را سر کلاس مینوشت و بعد آن را معنی و تجزیه و ترکیب میکرد و صرف و نحو را به این طریق به ما میآموخت.»
این معنویت همواره و تا واپسین روزهای عمر ایشان قرینشان بود. بسیاری از کتابهای حقوقی خود را بین الطلوعین و پس از راز و نیاز با معبود نگاشته است او خود در زندگینامهاش مینویسد: «صبحها به تاریکی برمیخاستم و پس از نماز و نیایش، بادلی گرم و پرامید به کار میپرداختم و چنان در آن غرق میشدم که نه گذشت زمان را میفهمیدم و نه احساس کسالتی میکردم»در جای دیگری مینویسد: «دستکم نیمی از کتابهایم را در آن خلوت صبحگاهی نوشتهام.»
یکبار از استاد دیگری شنیدم که از قول دکتر کاتوزیان نقل میکرد «من هرگاه که کتاب فقهی را مطالعه میکنم برای نویسنده فقیه أن کتاب فاتحهای قرائت میکنم.«
منبع؛ وبسایت صدای وکالت