تجمیع بیمه ها
تجمیع بیمه ها
تجمیع بیمه ها
بارها از سوی مسؤولان شنیده ایم که تجمیع بیمهها اقدامی کارشناسی شده است و اجرای آن باید صورت گیرد، اما اجرا شدن این طرح نیازمند پیش شرطها و الزاماتی است. یکی از سازوکارها این است که منابع ورودی صندوقهای مختلف تقریبا یکسان باشد. اینکه یک صندوق 9 درصد و صندوق دیگر دو درصد حقوق و مزایا را پرداخت کند چندان مناسب نیست؛ بنابراین با فراهم شدن این الزامات طرح تجمیع بیمهها انجام میشود. این در حالی است که سازمانهای بیمه گر پایه همواره نهادی هستند که باید دارای تعادل بین منابع و مصارف باشند، بر این اساس، اصلیترین ورودی حق بیمه ای است که از بیمه شدگان دریافت میشود، بنابراین خدمات نیز باید تابعی از این حق بیمه باشد. بر اساس بودجه پیشنهادی سازمان، حق بیمه ای که برای هر فرد بیمه شده در بیمه سلامت در نظر گرفته شده بود برابر 104 دلار بود که در این راستا آن چیزی که مصوب و به سازمان ابلاغ شد رقمی حدود 68 دلار برای هر فرد بیمه شده بود که به این سازمان تخصیص داده شد. اگر این 68 دلار را با شاخص برابری قدرت دلار محاسبه کنیم با توجه به قدرت خرید دلار که در کشورهای مختلف متفاوت است به رقمی حدود 158 دلار میرسیم این یعنی رقم سرانه حق بیمه هر فرد حدود 158 دلار است؛ از طرفی درآمد سرانه هر ایرانی بر اساس گزارشهای اعلام شده چیزی حدود 6 هزار دلار است که آن هم بر اساس شاخص برابری قدرت دلار به رقمی نزدیک به 14 هزار دلار میرسد.
تجمیع بیمهها فقط در بخش سلامت لحاظ میشود
بر اساس ماده 38 قانون برنامه پنجم توسعه دولت باید همه صندوقهای بیمه درمانی که مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری و دولتی هستند را تجمیع کند و تحت پوشش یک سازمان واحد به نام سازمان بیمه سلامت ایران درآورد، اما این قانون همچنان روی کاغذ مانده و اجرایی نشده است. اکثر صندوقهای بیمه را بانکها حمایت میکنند و هرگونه عدم حمایت بانکها از این صندوقها طبیعتا بیمهها را به مرحله نابودی میکشاند. هم اکنون در کشور ما انواع و اقسام صندوقهای بیمه وجود دارد که بخش قابل توجهی از آنها ورشکسته هستند. در اصل تجمیع و یکسان سازی بیمهها به نفع همگان است، اما در این اقدام تامین اجتماعی مقاومت میکند و عدم تجمیع بیمهها به ضرر تامین اجتماعی است. چون سازمان تامین اجتماعی هیچ گونه تمایلی بر تجمیع بیمهها ندارد به نسبت هم هیچگونه تاکید و اجباری بر این امر وجود ندارد. برای مثال در طرح تحول سلامت حدود چهار هزار و 800 میلیارد تومان مالیات بر ارزش افزوده و دو هزار هفتصد میلیارد تومان به وزارت بهداشت اختصاص یافته است که از این مبلغ یک ریال هم به سایر صندوقها و سازمان تامین اجتماعی تعلق نمیگیرد. این درحالی است که چنین مبلغی باید به سایر صندوقها نیز تعلق بگیرد. در این شرایط کل درآمد فقط به بخش بیمه سلامت اختصاص مییابد، اما با تجمیع بیمهها این هزینه به همگان تعلق میگیرد. برخلاف باور نادرست در بین صندوقهای بیمه گر تجمیع بیمهها نه تنها به ضرر آنها نیست بلکه این اقدام برایشان با سود فراوان همراه است. صندوقهای بیمه گر باید بدانند که با تجمیع بیمهها یک ریال هم از اموال آنها به ویژه سازمان تامین اجتماعی به سمت بیمه سلامت سوق پیدا نخواهد کرد، بلکه در این اقدام در پروسه درمان مبالغ بیشتری درمقایسه با بیمه سلامت هزینه خواهد شد. سازمانهای بیمه گر باید بدانند که با این اقدام فقط در امر بیمههای درمانی با یکدیگر مشترک خواهند شد.
اقدامات فرهنگی در تجمیع بیمهها
باید با اقدامات فرهنگی باور و نگرش روسای سازمان بیمه تامین اجتماعی را تغییر داد و در گام بعدی بتوان اقدامات دیگر را لحاظ کرد. وقتی روسا در سازمان تامین اجتماعی به طور آگاهانه یا نا آگاهانه با تجمیع بیمهها مخالفت میکنند در این شرایط چگونه میتوان اقدام به تجمیع بیمهها کرد؟! برای مثال در این شرایط سازمان تامین اجتماعی برای اینکه بتواند مخارج و هزینههای خود را تامین کند 10 هزار میلیارد تومان در مقایسه با بیمه سلامت مازاد هزینه میکند. در واقع این سازمان مبلغ اضافه را از جیب کارگر صرف میکند. این درحالی است که با تجمیع بیمهها دیگر نیازی به صرف چنین مبالغی نیست و در این شرایط نیز هزینه اضافی از جیب کارگر اخذ نمیشود. در ضمن با تجمیع بیمهها شاهد مدیریت واحد بر سازمانهای بیمه گر نیز خواهیم بود. برای مثال هم اکنون شاهد دفترچههای متنوع از سوی سازمانهای متعدد در مراکز درمانی هستیم که این امر چندان به صلاح نظام بیمه گر کشور نیست؛ اما روسای سازمان کار و تامین اجتماعی به شکل آگاهانه و ناآگاهانه با تجمیع بیمهها مخالف هستند و به دلیل مخالفت آنها و کارگران دیگر اصراری بر تجمیع بیمه تامین اجتماعی ندارند، در این شرایط تصویب اعتبار به نفع نظام سلامت کشور است.
بیمههای متعدد و چگونگی تشخیص آن
در اوایل اجرای طرح تحول سلامت بسیاری از افراد تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی چندان رغبتی برای ادامه بیمه خود با این سازمان نداشتند. برای مثال بیمه سلامت تمام هزینه آمپول با مبلغ دو میلیون تومان را تمام و کمال پرداخت میکرد. این در حالی بود که سازمان تأمین اجتماعی بههیچعنوان این هزینهها را تقبل نمیکرد. برای مثال مبتلایان به سرطان سینه برای درمان باید 20 عدد آمپول با هزینههای گزاف تزریق کنند تا بتواند مراحل درمان خود را طی کنند. دراین شرایط یک کارگر یا کارمند چطور میتواند با اختصاص هزینه 120 میلیون تومان هزینه دارو هرسترین را تأمین کند؟! پس دراین شرایط باید تأمین اجتماعی با بیمه سلامت هماهنگ باشد. با توجه به شرایط موجود در کشور بیشک بسیاری از افراد با سطح اقتصادی ضعیف در کشور به دلیل عدم توانایی در تأمین هزینههای درمان بیشک فوت میکنند. بر اساس طرح تحول سلامت 97 درصد از هزینه درمان روستاییان در بیمارستانهای دولتی را دولت پرداخت میکند به این معنا که هر فرد روستایی با بستری در بیمارستانهای دولتی به ازای هر یکمیلیون تومان فقط 30 هزار تومان پرداخت میکنند. در ضمن خدمات هتلینگ بیمارستانی نیز در سالهای اخیر ارتقا یافته است. دراین اقدام روستاییان، کشاورزان و عشایر 97 درصد از خدمات را به شکل رایگان استفاده میکنند و شهرنشینان نیز 94 درصد از تخفیف نظام سلامت بهرهمند میشوند. مسأله تجمیع بیمهها فقط در شرایطی که زیر نظر دولت باشد میتواند در ارتقای سلامت جامعه تأثیرگذار باشد.
منبع: آرمان امروز