تاریخچه کاپیتولاسیون در ایران (قسمت 1)
تاریخچه کاپیتولاسیون در ایران (قسمت 1)
تاریخچه کاپیتولاسیون در ایران (قسمت 1)
قراردادی که بر اساس آن حکومت یک کشور حق خود را در محاکمه و قضاوت اتباع سایر کشورها لغو میکند و چون در سابقه کاپیتولاسیون، حق قضاوت را به کنسول کشور بیگانه واگذار میکردهاند ترجمهایی در فارسی، آن را «حق قضاوت کنسولی» عنوان دادهاند.
کاپیتولاسیون هرچند که برای نسل جوان ما خیلی شناختهشده نیست اما برای نیاکان نسل فعلی یکی از تلخترین کلماتی بوده است که در خاطره آنان باقی است و برای نسل میانسال ما یادآور سلطه بیگانگان و بهویژه آمریکا در این کشور است.
نیاکان ما از دوران فتحعلیشاه که با شکست نظامی ننگین از روسیه با قرارداد ذلتبار ترکمنچای، کاپیتولاسیون را تجربه کردند دریافتند که سلطه بیگانه تا چه اندازه سخت و اندوهبار است.
آنها زمانی که میدیدند اتباع روسی و انگلیس و سایر کشورها به آنها ظلم میکنند و آنان نمیتوانند حتی شکایت خود را به دادگاههای داخل کشور خودمان ببرند عاجز و درمانده میشدند.
مردم ما درگذشته وقتی میدیدند پولشان را یک اجنبی و یک خارجی در این کشور میدزدید و یا طلبشان را نمیداد هیچ کاری نمیتوانستند بکنند و هنگامیکه اجنبی دست تعدی به نوامیس مردم دراز میکردند مردم نمیتوانستند جلوگیری نمایند و این لکه ننگی بود برای ملت بزرگ و بافرهنگ و مسلمان ایران ـ خلاصه آنقدر ظلم و تجاوز اجانب در طول دهها سال گذشته در زمان ستمشاهی بر مردم ایران زیاد بود که لغو کاپیتولاسیون بهصورت یک آرمان ملی درآمده بود. کاپیتولاسیون، از کاپیتولا (CAPITOLA) به مفهوم «قرارداد فصلبهفصل» میآید و سه مفهوم دارد:
1- قراردادی که بر اساس آن حکومت یک کشور حق خود را در محاکمه و قضاوت اتباع سایر کشورها لغو میکند و چون در سابقه کاپیتولاسیون، حق قضاوت را به کنسول کشور بیگانه واگذار میکردهاند ترجمهایی در فارسی، آن را «حق قضاوت کنسولی» عنوان دادهاند ولی بهتر است آن را «سلب حق قضاوت بر اتباع بیگانه» بدانیم.
2- قرارداد تسلیم نظامی، پس از پایان جنگ که برطرف مغلوب تحمیل میشود.
3- قراردادهایی که پادشاهان غرب در زمان تسلط کلیسا بر امپراطوران، با پاپ و رهبران کلیسا منعقد میکردند تا مشروعیت مذهبی حکومت آنان از طرف کلیسا به رسمیت شناخته شود که باز در واقع نوعی تسلیم و پذیرش تسلط پاپ بر پادشاه بود.
در این منظور از کاپیتولاسیون، همان معنای اول است. آغاز کاپیتولاسیون در ایران در سال 1243 قمری هجری (180 سال پیش) است که پس از شکست خفتبار فتحعلیشاه قاجار از روس، در قرارداد ترکمنچای بر ایران تحمیل گردید و سپس سایر دولتهای سلطهگر غربی مثل انگلیس، فرانسه، آلمان، آمریکا، اتریش، سوئد، بلژیک و... به بهانه اصل «دول کامله الوداد»! خود را نیز مشمول کاپیتولاسیون دانستند و از آن بهره گرفتند.
پس از نهضت مشروطه تلاشهایی انجام گرفت که این قرارداد خائنانه لغو شود اما سلطه استعماری انگلیس نگذاشت. رضاخان که با موافقت و حمایت انگلیس قدرت را به دست گرفت برای استحکام موقعیت خود بر بین مردم کاپیتولاسیون را لغو کرد و آن را از افتخارات خود برشمرد و پسرش محمدرضا شاه هم در نوشتهها و گفتههایش لغو کاپیتولاسیون را از رهاوردهای پرارزش حکومت پدرش قلمداد نمود البته واقعیت این است که با حاکمیت مزدور دست نشاندهای مثل رضاشاه دیگر نیازی به کاپیتولاسیون نبود.
مبارزه پرشور و مردمی در نهضت امام با رهبری روحانیت استعمار آمریکا را ناچار کرد که دوباره کاپیتولاسیون را بر حکومت شاه تحمیل کند و در سال 42 با دولت علم این کار را به تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا رساند و چون از مردم بیمناک بود خبر آن را اعلام نکردند. کاپیتولاسیون آمریکایی در ایران، به این نام برقرار نشد بلکه تحت پوشش مادهواحده الحاقی به قرارداد وین، مطرح گردید. ادامه دارد- منبع: تسنیم