اصل عملی یا اماره بودن استصحاب و اثرات آن بر اصول و فقه
اصل عملی یا اماره بودن استصحاب و اثرات آن بر اصول و فقه
اصل عملی یا اماره بودن استصحاب و اثرات آن بر اصول و فقه
نویسندگان: محمدمهدی احمدی، عباس عرب خزائلی، علیرضا عسکری
چکیده:
استصحاب که یکی از موضوعات پٌر کاربرد در علوم فقه و اصول فقه و حقوق است، در تعریف آن آمده است: «اِبقَاءُ مَا کُانُ» یعنی حکم به بقاء آنچه در زمان گذشته بوده است. از آغاز پیدایش علم اصول فقه تا زمان وحید بهبهانی، علمای اصولی براین باور بودند، دلیل حجیّت استصحاب، روایات است و استصحاب، یک قاعدهی تعبّدی و تأسیسی در هنگام شک و تردید است و درنتیجه استصحاب، یکی از اصول عملیه است. امّا اغلب علمای اصولی بعد از زمان وحید بهبهانی براین باورند که دلیل حجیّت استصحاب، عقل و سیره و روش عقلا است، بنابراین، استصحاب، اماره ظنی (دلیل اجتهادی) است. در این تحقیق سعی شده است دیدگاه علماء دربارهی اصل استصحاب و کاربردهای آن در فقه و حقوق موردبررسی قرار گیرد. خلاصهی پژوهش اینکه: اصل استصحاب امارهی ظنی است و در صورت فقدان دلیل در ادلهی فقاهتی برای امور مشکوک در فقه و حقوق مورد بهرهبرداری قرار خواهد گرفت.
کلیدواژگان: حجیّت، استصحاب، اصل عملی، اماره ظنی، دلیل اجتهادی.
مجله پژوهشهای فقه و حقوق اسلامی؛ دوره 12، شماره 43، بهار 95