زیر هجده سالهها چه حقوقی دارند؟
زیر هجده سالهها چه حقوقی دارند؟
زیر هجده سالهها چه حقوقی دارند؟
جهان خانهی همهی ماست، اما واقعیتهایی دراین جهان هست که توجه بیشتری میطلبد.
پیماننامهی جهانی حقوق کودک از این خبر میدهند که کودکان جهان، مشکلات و نیازهایی دارند؛ و حقوقی که هرکدام چند زیرشاخه دارد و باید به آنها رسیدگی شود.
فکر میکنید چند نفر پیماننامهی جهانی حقوق کودک را خواندهاند و از محتوای آن خبردارند؟
ماجرا به سال 1946 میلادی و یا همان سال 1325 خورشیدی خودمان برمیگردد. جنگ جهانی دوم تمامشده بود و تعداد زیادی کودک بیپناه و آسیبدیده در کشورهایشان وضعیت ناگواری داشتند.
بنابراین در اولین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد پس از جنگ، بهمنظور حمایت از کودکان، مرکز یونیسف (ابتدا «انجمن بینالمللی ویژهی کودکان سازمان ملل» نام داشت)، ایجاد شد تا به نیازهای فوری این کودکان پاسخ دهد و در سال 1332 (1953 میلادی) مقرر شد کشورها یک روز را بهعنوان روز جهانی کودک انتخاب کنند.
پیماننامهی جهانی حقوق کودک هم در سال 1368(1989 میلادی) در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد و 193 کشور این سند را امضا کردند تا پذیرفتهترین سند حقوق بشر باشد.
هیچچیز در دنیا زشتتر از جنگ نیست
هر وقت، خبری از جنگ، در هرجایی از این دنیا منتشر میشود، من فکرم فقط به سمت بچههای آنجا میرود. فکر میکنم: چه به سر آنها آمده؟ چند نفرشان زخمی شدهاند؟ کدامیک مادر و پدر و خانوادهاش را ازدستداده؟ او تکوتنها چهکار میخواهد بکند؟
همیشه این دغدغه رادارم که مسؤولان کشوری که در حال جنگ است، فرصت دارند حواسشان به بچههای بیپناه و جنگزده باشد؟
شنیده بودم در هشت سال دفاع مقدس، وقتی جایی موردحمله قرار میگرفت، گروهی از آدمها میرفتند، بچهها را جمع میکردند و میبردند جایی که خطرش کمتر باشد و از آنها خوب مراقبت میکردند.
اما همهجای دنیا همچنین گروههایی هستند؟! چرا کسی نیست از بچهها مراقبت کند تا هرچند وقت یکبار، جسد بیجان بچهها در سواحل دریاها نیفتد؟
به نظرم توانبخشی و حمایت و بهخصوص مراقبت از بچههای جنگ، مهمترین مادهی این پیماننامه است، چون فکر میکنم فقط جنگ میتواند همهی زندگی یک بچه را از او بگیرد.
کودکان کار
کودکیهایت دست در دستزنهایی که اسپند دود میکردند، گذشت…
تا آمدی بفهمی، اسپندها در دستتو بود…
برای خرید تکه نانی، به امید سکهای، برای ماشینهایی که قیمتشان از خونبهای تو بیشتر است، اسپند دود کردی. تویی که آن روز دیدمت، همسن خودم بودی.
مثل همیشه غمِ عالم وجودم را گرفت که دیدم بهجای درس خواندن و داشتن دفترهای فانتزی، کتابی را از توی سطل زباله برداشتی. آن را ورق میزدی، عکسهایش را نگاه میکردی و ترازویی جلوی کتاب گذاشته بودی به امید عبور رهگذری که بخواهد چاقی ناشی از پرخوری را وزن کند و سکهای برایت پرت کند… تو را درک میکنم، میدانم که حسرت داشتن یکدست لباس ورزشی و بازی در چمن مدرسهی فوتبال را میخوری. میدانم آرزو داری درس بخوانی. میدانم آرزو داری بهجای آبتنی در آبنمای وسط میدان، به استخر و سونا بروی ….
پدر و مادرها، بزرگترها! درست است خداوندی که آنان را آفریده، روزی آنها را هم میدهد، اما شما هم در برابر کودکان مسؤولید.
سطح زندگی
هیچکس در اینکه چگونه به دنیا میآید و در چه موقعیتی پا به این جهان میگذارد، نقشی ندارد. یا اینکه نمیتواند انتخاب کند در چه خانوادهای و با چه مشکلاتی، زندگی را آغاز کند.
با اینکه هیچکس نمیتواند در بدو تولد، چگونه زندگی کردن را انتخاب کند، اما میتواند در آینده راه و روش زندگی خود را انتخاب کند. شاید به دنیا آمدن در هر دوره، خانواده و موقعیت مالی یا معنوی خاص، تأثیر خودش را بر زندگی فرد بگذارد و او تصمیمی اشتباه برای فرداهایش بگیرد. درهرحال همهی کودکان حق بهترین زندگی را، در بهترین موقعیتها، بهترین خانوادهها، بهترین موقعیتهای مالی و… دارند و مستحق احترام و تکریماند.
وقتی خانوادهها توان برطرف کردن نیازهای فرزندان را ندارند یا نمیتوانند زندگی معمولی و امنی برای بچهها فراهم آورند و یا بچههایی باشند که مورد آزار و اذیت والدین قرار میگیرند، آیا نباید سازمانی وجود داشته باشد که از آنها حمایت کند تا آنها هم بتوانند طعم بهترین زندگیها را بچشند؟ با این بند پیماننامه موافقم. چراکه بچههایی هستند که به خاطر مشکلات کوچک دچار محرومیتهای بزرگ میشوند.
منع بدرفتاری با کودک
برای من این بند مهم است، چون وقتی مثلاً حتی پدر و مادری فرزندشان را جدی دعوا میکنند، آن فرزند که بهجز پدر و مادر پناهی ندارد، به چه دلخوش باشد؟
حالا وقتی بدرفتاریهای دیگری را میشنوم، بیشتر ناراحت میشوم. دلم میخواهد کسی یا سازمانی باشد که از آن بچهها حتی در برابر پدر و مادر حمایت کند، چون همیشه وقتی بچه از هر اتفاقی ناراحت و یا اذیت میشود به پدر و مادرش پناه میبرد؛ حالا اگر پدر و مادر او را اذیت کنند، خیلی وضع وحشتناک میشود. به نظرم بدترین حالت این است که کودک در خانهی خودش که باید امنترین جای دنیا برای او باشد، احساس امنیت نکند و مورد ظلم قرار بگیرد.
منبع: همشهری آنلاین