سـوت زنـی!
سـوت زنـی!
سـوت زنـی!
پدیدهای مهجور در سازمانهای امروزی (قسمت اول)
علیرضا مرادی (دانشجوی دکتری تخصصی مدیریت منابع انسانی)،
محمدتقی ابراهیمی و فاطمه رستمی
همواره و در همه سازمانهای مختلف افرادی وجود دارند که بهنوعی خود را در قبال اشتباهات و خطاهای عمدی و غیرعمدی مدیران سازمانها و ملاحظات اخلاقی و مسؤولیتهای اجتماعی مسؤول دانسته و نمیتوانند از موضوعی که میدانند به ضرر جامعه، کارکنان و سازمان خواهد بود بهراحتی عبور کنند و سعی مینمایند با افشای کاری مراتب را به گوش دیگران اعم از دولت، رسانهها، پرسنل سازمان و جامعه برسانند. ما در این مقاله قصد داریم به گروهی مهجور و منزوی اشاره نماییم که همواره از آنها به نادرست، بهعنوان آنارشیست، هرجومرج طلب و یا خبرچین یادشده است. در ادبیات مدیریت نام این افراد «سوت زن» است.
سوت زن یا whistleblower کیست؟
سوت زن اصطلاحاً به کسی اطلاق میشود که در درون یک سازمان کار میکند و خلافکاریهای آن را افشا میسازد. این خلافکاریها میتوانند شامل انواع حرکتهای غیراخلاقی سازمان و مدیران آن، از قبیل تقلب، احتکار، تثبیت قیمت، رشوه، تولید محصول غیر ایمن و نقص قوانین یا مقررات باشد.
سوت زنی سبب میشود که سازمانها، جلوی خلافکاریها و یا تصمیمات اشتباه گرفته شود و یا در نهایت موضوع به نهادهای دولتی و یا رسانهها کشیده شود. به دلیل اینکه در سوت زنی احتمال خطر جریمه شدن و یا اخراج از شغل وجود دارد، لذا هر سوت زن مجبور است که در مورد ارزشهای اخلاقی و مسؤولیتهای اجتماعی موردتوجه جامعه به افشاگری مبادرت نماید
در هر صورت یک خط ظریف بین کارمندی که احساس میکند ارزشهای منطقی جامعه به مخاطره افتاده، با یک فرد فضول وجود دارد؛ زیرا برخی فکر میکنند که مدیریت مرتکب خلاف میشود در صورتیکه ممکن است آن خلاف بهطور موردی انجامشده و مدیریت ارشد سازمان از آن مطلع نیست. در مقابل بعضیها هم سوت زنی را به خاطر کسب منافع فردی و ارتقا به سمتها و پستهای بالا انجام میدهند.
بهزعم رالف نیدر (Ralph Nader) که بیان میکند وظیفه اول کارمند هر سازمان، پشتیبانی از منافع جامعه و در وهله دوم انجام وظایف جاری سازمان است. او سوت زن را یک قهرمان قلمداد میکند. سازمانهایی که در آن انسجام و اتحاد سازمانی و حفظ و ارتقای شهرت و تصویر ذهنی در اولویت امور قرار دارند، نیازمند باز گذاشتن راهی است که از طریق آن کارکنان، شرکا، مشتریان، تأمینکنندگان، سهامداران و سایر ذینفعان بتوانند رفتارها و اعمالی را که متناقض با رفتارها و اعمال تعریفشده سازمان است گزارش دهند.
هستند شرکتها و سازمانهایی که بهطور اخص، یک خط تلفن برای افرادی که بهطور ناشناس میخواهند اطلاعاتی را در خصوص هرگونه عدول از قوانین و مقررات سازمان و یا خلاف کاریهای کشفشده را به مسؤولین ذیربط گزارش دهند، در اختیار عموم قرار میدهند.
مثلاً برخی سازمانها اقدام به راهاندازی سیستمی تحت عنوان The Ethicspoint whistleblower hotline management solution نمودهاند که کارمندان و سایر ذینفعان سازمان را قادر میسازد هرگونه تخلف و سرپیچی از مقررات و سوءرفتارها در هر سطحی از سازمان را بهصورت محرمانه گزارش دهند
بعدها مسؤولان ذیربط این اطلاعات و گزارشان را دریافت، بررسی و گزارش تحلیلی آن را برای تایید صحتوسقم آنها توسط تصمیمگیرندگان اصلی سازمان ارسال میکنند.
اغلب سازمانها به این درک رسیدهاند که وجود یک چنین سیستمی میتواند آنها را قادر سازد تا جلوی هرگونه امور خلاف قانون و خلافکاری را بیش از وقوع و رخداد حوادث ناگوار بگیرند. اکثر امور خلافی که در بیشتر سازمانها ممکن است رخ دهد به شرح ذیل میباشد:
1- کج روی مالی و حسابداری
2- دزدی
3- تبعیض
4- تثبیت قیمت
5- منافع متضاد با منافع سازمانی
6- خراب کاریهای خارج از سازمان علیه سازمان
7- تجاوز به حقوق افراد
8- ارائه دادههای متناقض و ناصحیح
9- شرایط کاری نامساعد و غیر ایمن و عدم رعایت اصول بهداشتی و حرفهای
10- سوءاستفاده و سوءمصرف مواد اولیه و…………
در خلال بحرانهای مالی اخیر، شرکتها و سازمانها نمونههای متعددی از سوت زنیها را در درون بخشهای مالی و بانکی خود داشتهاند.
فلسفه واژه سوت زنی
واژه سوت زنی از اینجا نشأت گرفته است که هنگامیکه افسران پلیس انگلستان متوجه وقوع جرم و عمل خلافی در سطح شهر میشدند، بلافاصله در سوت خود میدمیدند و عموم مردم و سایر افسران پلیس را از محل جرم باخبر میساختند. سوت زدن عمومیترین شکل ممکن از فراخوان عمومی و مطلع ساختن افراد از وقوع انجام عمل خلاف است و هدف یک سوت زن جلوگیری از آسیب رسیدن بیشازحد به سازمان و جامعه است. در کل میتوان اینطور بیان کرد که سوت زنی تلاشی است که یک کارمند سازمان یا عضو سابق سازمان برای فاش کردن عمل خطا و خلافی که در حال انجام توسط مدیران یا کارمندان سازمان است.
اقسام و صور گوناگون سوت زنی
سوت زنی از حیث اینکه توسط چه فرد یا گروهی انجام میشود، انواع مختلفی دارد که ذیلاً به مهمترین و شایعترین آنها اشاره میکنیم:
1- سوت زنی داخلی: که افشای کاری توسط فردی از داخل سازمان و برعلیه خود سازمان انجام گیرد.
2- سوت زنی شخصی: که افشای کاری برعلیه یک فرد (مدیر یا کارمند) صورت میگیرد.
3- سوت زنی غیر فردی (شخصی) و خارجی: به نحوی است که افشا کاری توسط یک شخصیت حقوقی (سازمان یا شرکت) برعلیه سازمان دیگر صورت میگیرد.
سوت زنی! واجب است یا مجاز؟!
سوت زنی به هر شکلی که باشد هدفش معلوم است، یعنی افشای اعمال و رفتار خلاف. ولی سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا همه اعمال سوت زنی که توسط یک سوت زن انجام میگیرد تا عمل خلافی را در سطح سازمان و جامعه به گوش همگان برساند از روی خلوص نیت و صرفاً در جهت حق و حقیقت است؟ و اینکه آیا معیاری وجود دارد که ما با استفاده از آن بتوانیم سوت زنی را موجه بدانیم یا خیر؟
بهزعم آقای ریچارد. تی. جورج Richard.T. George شرایطی وجود دارد برای اینکه سوت زنی به لحاظ اخلاقی مجاز جلوه گردد و همچنین شرایطی نیز وجود دارد برای اینکه به لحاظ اخلاقی، عمل سوت زنی واجب باشد. بهصورت خلاصهوار نگاه به شرایطی مهم خواهیم داشت که در صورت وجود این شرایط، عمل سوت زنی مجاز خواهد بود:
1- شرکت یا سازمان از طریق تولید و عرضه محصولاتی ناسالم، آسیبی جدی و قابلتوجه به عموم مردم و جامعه، مصرفکنندگان نهایی محصولات و افراد و سازمانهای بیگناه وارد نماید.
2- زمانی که یک کارمند تهدیدات جدیای را از سمت محصولات تولیدی شرکت به استفادهکنندگان محصول یا عموم جامعه شناسایی نماید. در این صورت به لحاظ اخلاقی مجاز است که موضوع را به مسؤول مافوق خود سریعاً دهد گزارش دهد.
3- زمانی که مسؤولین مافوق عکسالعملی نسبت به هشدار، نگرانی و ابراز شکایت کارمند در خصوص موارد تخلف نشان ندادند، او به لحاظ اخلاقی مجاز بوده و میبایست از تمام روشها و امکانات موجود در سازمان برای انجام عمل سوت زنی استفاده نماید در این حالت ممکن است نیاز باشد فرد موضوع را به رهبر سازمان و مدیریت ارشد و یا در صورت امکان به هیأت مدیره گزارش نماید.
و حالا در اینجا به شرایطی اشاره میکنیم که چنانچه پیش بیاید عمل سوت زنی به لحاظ اخلاقی واجب خواهد بود:
1- زمانی که فرد مستندات فیزیکی و شواهد قابل قبولی دال بر وقوع عملی خلاف در سازمان در دست داشته باشد.
در این حالت چنانچه فرد آنها را به یک ناظر بیطرف و منصف نشان داد و ناظر نیز متقاعد شده و صحتوسقم این مسأله را که سازمان محصولی خطرآفرین را تولید مینماید تایید کرد، آنوقت عمل سوت زنی واجب خواهد بود.
2- زمانیکه کارمند دلیل قانعکنندهای برای متقاعد کردن اذهان عمومی داشته باشد و خود او نیز شانسی برای موفقیت و انگیزهای برای ادامه سوت زنی داشته باشد. آنوقت عمل سوت زنی واجب خواهد بود. هرچند آقای ریچارد جورج بیشتر معتقد است، آسیبهایی که از جانب اعمال خلاف، بهسلامت جسم و روح افراد و جامعه وارد میآید از درجه اهمیت بسیار بالاتری نسبت به عوارض و آسیبهایی که این اعمال خلاف بهصورت غیر فیزیکی وارد میآورند برخوردار است. مثلاً آسیبهایی که منجر به لطمه دیدن وضعیت مالی شرکت یا سازمان میشوند نسبت به آسیبهایی که منجر به لطمه وارد آمدن به روح و جسم انسانها میشوند از درجه اهمیت پایین تری برخوردار خواهند بود. ادامه دارد- منبع: پرتال مدیریت