نکاتی چند از حقوق مدنی
نکاتی چند از حقوق مدنی
نکاتی چند از حقوق مدنی
قسمت (12)
نکته 1: هنگامیکه برای تحویل هیچیک از ثمن و مبیع أجلی معین نشده باشد و هردو حال باشند هریک از بایع و مشتری حقدارند که از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری کنند تا طرف دیگر حاضر به تسلیم شود. به این امر که هریک از طرفین وفای به عهد خود را موکول به وفای به عهد طرف مقابل میکند، اعمال حق حبس گویند.
نکته 2: همانطور که پیشتر مختصراً اشاره شد اگر مشتری ملتزم شده باشد که برای ثمن ضامن یا رهن بدهد و عمل بهشرط نکند بایع حق فسخ دارد و برعکس اگر بایع متعهد شده باشد برای درک مبیع، ضامن بدهد و عمل نکند، مشتری حق فسخ دارد. دلیل اینکه دراین موارد که تخلف از شرط فعل انجامشده ولی برخلاف قاعده مستقیماً به مشروط له حق فسخ دادهشده است آن است که دراین موارد چون بهصورت مطلق از ضمان و رهن سخن گفتهشده و نگفته که فلان مال در رهن باشد و یا فلان شخص ضامن باشد، پس خواسته منجز نیست تا بتوان الزام نمود و وقتی خواسته منجز نباشد، مطابق قوانین آیین دادرسی مدنی امکان الزام وجود ندارد.
نکته 3: ماده 380 ناظر بر خیار تدلیس است که ویژه جایی است که یکطرف عین معین میدهد و دیگری کلی فی الذمه. حال اگر آن شخص که قرار است کلی فی الذمه بدهد قبل از تعیین مصداق ورشکسته شود، طرفی که عین معین را داده با خیار تدلیس حق فسخ خواهد داشت البته به شرطی که عین معین هنوز موجود باشد.
نکته 4: حکم نکتهی فوق در مورد تمام عقود تملیکی و معوض مجراست یعنی علاوه بر تلف مبیع قبل از قبض، شامل تلف ثمن قبل از قبض، تلف منفعت قبل از قبض در عقد اجاره، تلف عین مقروضه قبل از قبض در عقد قرض، تلف مورد صلح معوض قبل از قبض در عقد صلح، تلف مورد معاوضه قبل از قبض در عقد معاوضه و… نیز است و تمامی این موارد مانند حق حبس با تئوری موازنه (عدالت یا ضمان معاوضی) قابل توجیه میباشند.
نکته 5: اگر مشتری در موعد مقرر ثمن را نپردازد، توسط حاکم اجبارمی شود مگر مبیع عین معین و یا در حکم آن (کلی در معین) بوده و ثمن و مبیع هر دو حال باشند و سه روز از تاریخ عقد بگذرد و بایع نیز مبیع را نداده باشد که دراین صورت بایع مخیّر است در فسخ عقد از باب خیار تأخیر ثمن یا الزام مشتری به تأدیهی ثمن.
نکته 6: خیارات از یکجهت تقسیم میشوند به خیارات مخصوص عقد بیع که عبارتاند از:
1- خیار، مجلس
2- خیار حیوان
3- خیار تأخیر ثمن
و خیارات مشترک در بقیهی عقود که عبارتاند از:
1- خیار شرط
2- خیار رؤیت و تخلف وصف
3- خیارغبن
4- خیار عیب
5- خیار تدلیس
6- خیارتبعض صفقه
7- خیارتخلف از شرط
نکته 7: خیارتخلف از وصف ویژهی جایی است که مبیع سابقاً به رؤیت مشتری نرسیده بلکه از روی وصف خریداریشده است و بعداً متوجه میشود که با اوصاف معهود مطابقت ندارد و برایش حق فسخ ایجاد میشود.
نکته 8: همیشه خیار عیب متضمن دو راه برای ذوالخیاراست که قبلاً به آن اشاره شد ولی این امر دو استثناء دارد:
الف. فروض مادهی 429 که مشتری فقط حق اخذ ارش دارد که عبارتاند از:
1 ـ در صورت تلف شدن مبیع نزد مشتری یا منتقل کردن آن به غیر
2 ـ درصورتیکه تغییری در مبیع پیدا شود، اعم از اینکه تغییر به فعل مشتری باشد یا نه.
3 ـ و درصورتیکه بعد از قبض مبیع عیب دیگری در آن حادث شود مگر اینکه در زمان خیار مختص مشتری باشد که مطابق اصل مشتری هر دو راه را دارد (فسخ و رد یا قبول با اخذ ارش)
ب.مادهی 478 عقد اجاره که ذوالخیار فقط میتواند عقد را فسخ کند و حق اخذ ارش را ندارد.
نکته 9: خیارتبعض صفقه زمانی ایجاد میشود که عقد نسبت به قسمتی از مبیع به جهتی از جهات باطل و منحل شود و نسبت به بعض دیگر صحیح باشد که دراین صورت ذوالخیار حق دارد بیع را فسخ نماید یا آن قسمت که بیع صحیح است را قبول نماید و نسبت به قسمت باطل، ثمن را استرداد نماید. البته طبیعتاً نباید هنگام عقد عالم به بطلان عقد بوده باشد و الا خیار ایجاد نمیشود.
نکته 10: اجارهی اموال مصرف نشدنی برای استفادهی نامتعارفی که منجر به تلف آن نشود، صحیح است. مثلاً اجارهی درخت برای ثمر، گوسفند برای شیر و چاه برای آب کشیدن صحیح است.
منبع: مطالب حقوقی