رقابت عشقی بر سر یک دختر، با قتل یک پسر جوان تمام شد

دسته: رویداد و حوادث
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۲۴ اسفند ۱۳۹۵


رقابت عشقی بر سر یک دختر، با قتل یک پسر جوان تمام شد

رقابت عشقی بر سر یک دختر، با قتل یک پسر جوان تمام شد

 

 

یک حادثه

افشای ماجرای دوستی تلگرامی همزمان دختر جوان با دو پسر، منجر به قتل یکی از آنها شد.

کل کلها تمامی نداشت. از یک‌طرف سهراب مدعی بود که دختر موردعلاقه‌اش مشکل اخلاقی ندارد و حرفهایی که درباره‌اش زده می‌شود تهمت است. از طرفی کامران مدعی بود از مدتها قبل با دختر جوان دوست بوده و…سرانجام مشاجرات آنها در گروه تلگرامی که کامران، سهراب و یکی از دوستانشان به نام شهروز در آن عضو بودند، بالا گرفت و درنهایت کامران از سهراب خواست تا قرار ملاقاتی تعیین کند و رو در رو باهم صحبت کنند. لحظاتی بعد زنگ تلفن همراه کامران به صدا درآمد و سهراب، نشانی محلی را در محدوده بلوار کشاورز داد. کامران همراه یکی از دوستانش به محل موردنظر رفت و با سهراب تماس گرفت و از او خواست تا خودش را نشان دهد.

دقایقی بعد سهراب که درهمان حوالی دکه روزنامه‌فروشی داشت از دکه خارج شد و به سراغ کامران رفت و در عرض چند دقیقه صحبتهای آنها بر سر دوست مشترکشان- الهام- به درگیری شدیدی انجامید و سهراب با چاقو به کامران و پسر جوانی که همراهش بود حمله کرد. همان موقع کارگران رستورانی در نزدیکی محل حادثه به همراه عابران وارد معرکه شدند؛ اما در این میان کامران بر اثر شدت ضربات جان باخت و دوستش بشدت مجروح شد.

به دنبال این جنایت، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم تحقیق اعلام شد و با حضور آنها در محل حادثه تحقیقات آغاز شد. تا این‌که کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با ردیابیهای ویژه پلیسی، سهراب را در یک عطاری شناسایی و دستگیر کردند.

سهراب و شاگردش برای تحقیقات به دادسرای جنایی پایتخت منتقل شدند. سهراب ابتدا منکر قتل بود اما در ادامه تحقیقات در حضور بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای جنایی به قتل کامران اعتراف کرد. «چهار سال قبل در دکه روزنامه‌فروشی کارگری می‌کردم، صاحب دکه دختری به نام الهام داشت. بعد از مدتی از دکه بیرون آمدم و برای خودم دکه‌ای زدم و از صاحب‌کارم و دخترش الهام که تابه‌حال ندیده بودمش خبری نداشتم. تا این‌که چند روز قبل دریک گروه تلگرامی عضو شدم، الهام هم عضو گروه بود و بعد از مدتی در چت خصوصی برای هم پیام دادیم. روز قبل از حادثه، یکی از دوستانم گفت که الهام با پسری به نام کامران دوست بوده و از مشکلات الهام حرف زد؛ اما من که بشدت ناراحت شده بودم منکر این حرفها شدم. دوستم که اوضاع را این‌طوری دید یک گروه سه نفره که من و خودش و کامران عضوش بودیم تشکیل داد. کامران از مشکلات اخلاقی الهام می‌گفت و من با این‌که تابه‌حال الهام را ندیده بودم و حتی صدایش را نشنیده بودم از او دفاع می‌کردم. درنهایت به کامران زنگ زدم و قرار شد همدیگر را حضوری ببینیم و من آدرس دکه روزنامه‌فروشی‌ام را دادم. داخل دکه دراز کشیده بودم که کامران با من تماس گرفت، او مقابل دکه‌ام ایستاد و حتی یک دلستر هم از شاگردم خرید اما چون آدرس دقیقی از من نداشت و مرا نمی‌شناخت، از آنجا عبور کرد. به کامران آدرس اشتباهی دادم و زمانی که از آنجا دور شد به طرفش رفتم و باهم درگیر شدیم. بعد هم با چاقویی که همراهم بود به آنها حمله کردم.»

با توجه به اعترافهای متهم جوان، بازپرس منافی آذر دستور انتقال متهم 23 ساله به اداره آگاهی و تحقیقات بیش‌تر در این باره را صادر کرد. این در حالی است که دوست مقتول نیز در بیمارستان تحت درمان است.

یک تحلیل

دکتر افسر افشار نادری رواج و عادی شدن خشونت در جامعه را یکی از دلایل منجر به وقوع وقایع خشونت‌آمیز می‌داند و می‌گوید: خشونت یک عامل فرهنگی است که بر اثر عدم برخورد جدی با جرایم خشونت‌آمیز تبدیل به یک امر عادی شده است. به‌طور مثال زمانی که زنی برای شکایت از خشونت و کتک خوردن از سوی همسرش به دادگاه مراجعه می‌کند با این سؤال مواجه می‌شود که آیا مرد خرجی می‌دهد؟ اگر جواب مثبت باشد به او توصیه می‌شود که برو به زندگیت ادامه بده؛ یعنی اصلاً این درک وجود ندارد که خشونت و خرجی و نفقه دو موضوع جدا از هم است و این تصور وجود دارد که مردی که خرجی زنش را می‌دهد اجازه هر نوع خشونتی علیه همسرش دارد.

افشار نادری با اشاره به این‌که در مسائل خانوادگی نیز وضعیت به همین صورت است، ادامه می‌دهد: زمانی که افراد احساس کنند چیزی مخالف میلشان است از کوره در می‌روند و دست به اعمال خشونت‌آمیز می‌زنند. این مسائل در همه جای کشور و به‌ویژه در برخی استانهای غربی و جنوبی کشور بیش‌تر رایج است. البته در کلان‌شهرها هم این خشونتها وجود دارد اما به دلیل ابزارهای قانونی بیش‌تر امکان برخورد جدی‌تر با این خشونتهای خانوادگی وجود دارد. درحالی‌که در شهرستانها به دلیل وجود تعصبات خانوادگی کارهای خشونت‌آمیز هنوز هم زیاد است.

سوءظنهایی که به قتل میانجامد

در بسیاری از قتلهای ناموسی تنها یک‌سوءظن عامل قتل است. سوءظنی که در بسیاری از موارد ناشی از توهم و بدبینی است و در نهایت هم به اثبات نمی‌رسد. در برخی از مناطق نیز بر اساس گزارشهای موجود چنانچه زنی در دادگاه متشکل از بزرگان قبیله محکوم شود باید به قتل برسد. قتلی که در هیچ کجا مورد پیگرد قانونی قرار نمی‌گیرد زیرا اصولاً به مرجعی گزارش نمی‌شود و شاکی خصوصی هم در مورد آن وجود ندارد.

دکتر افشار نادری با اشاره به رواج قتلهای ناموسی در ایران خاطرنشان می‌کند: در بسیاری از موارد این‌که فرد مشکوک به خیانت بوده مجوزی برای اقدام خشونت‌آمیز علیه همسر بوده است. اقدام قانونی علیه این اعمال خشونت‌آمیز هم نیاز به شاکی خصوصی دارد که در بسیاری از موارد شاکی خصوصی با تهدیدات مختلف مجبور به دنبال نکردن شکایت می‌شود. این مسائل باعث می‌شود روزبه‌روز بیش‌تر شاهد قتلهای ناموسی باشیم.

زنان هم به زنجیره خشونت پیوستند

این استاد دانشگاه با بیان این‌که زمانی هم اقدامات خشونت‌آمیز بیش‌تر از سوی مردان به زنان اعمال می‌شد، اظهار می‌کند: اما در سالهای اخیر این خشونتها از سوی زنان نیز اعمال می‌شود و اعمال خشونت‌آمیز از سوی زنان افزایش یافته است.

وی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی افرادی که دست به خشونت می‌زنند، می‌افزاید: بر خی افراد ویژگیهای خشونت‌آمیز در شخصیتشان وجود دارد اما محیط سالم می‌تواند به این افراد برای مهار رفتارهایشان کمک کند درحالی‌که در کشور ما محیط به تقویت این رفتارها کمک می‌کند؛ یعنی اگر ژن رفتار خشونت‌بار در سرشت فردی وجود دارد جامعه شرایطی فراهم می‌کند که این ژن روزبه‌روز تقویت شود.

وی با اشاره به این‌که ممکن است برخی از قتلهای ناموسی حتی به مراجع انتظامی و قضایی نیز کشیده نشود و به علت آبروی خانواده روی آن سرپوش گذاشته شود، اظهار می‌کند: شاید هم‌اکنون این قتلها در بخشهایی جنوبی کشور کمتر شده باشد اما در گذشته به دلایل بسیار پیش‌پا افتاده مانند امتناع از ازدواج با کسی که خانواده در نظر گرفته بود پدر یا برادر حق داشت دختر را بکشد و دولت هم نمی‌توانست در این زمینه دخالت کند زیرا آن مناطق، مناطق استراتژیکی است و بسیاری از قوانین را خود تعیین می‌کردند.

قبح انحرافات از میان رفته است

اینترنت، ماهواره‌ها و شبکه‌های اجتماعی در سالهای اخیر یک پای ثابت تحلیلهای اجتماعی در هر زمینه‌ای بودند.

دکتر اصغر کیهان نیا حقوقدان و مشاور خانواده نیز در گفتگو با خبرنگار شفقنا زندگی دقیقه بر روی همین موضوع انگشت می‌گذارد.

وی از بین رفتن قبح انحرافات را یکی از مهم‌ترین تغییرات در جامعه ایرانی می‌داند و می‌گوید: از بین رفتن قبح انحرافات به‌ویژه خیانت در جامعه بر اثر دو عوامل اصلی یعنی گسترش استفاده از اینترنت و دریافت اطلاعات مستهجن که باعث تغییر فکر فرد، احساس عقب‌افتادگی و امکان استفاده از بدن می‌شود و فیلمهای ماهواره‌ای که سراسر تبلیغ خیانت است رخ داده و این شامل زنان و مردان به یک اندازه می‌شود.

گناهی که تنها با خون پاک میشود

کیهان نیا با بیان این‌که سابقه فرهنگی ایرانیان به‌هیچ‌وجه خیانت زنان را برنمی‌تابد، اظهار می‌کند: در فرهنگ ما مردی که مورد خیانت همسرش قرار گرفته و یا پدر و برادری که دختر یا خواهرشان روابط نامشروع دارد با کلمات رکیک خطاب می‌شود که همین کلمات خود نشان‌دهنده نگاه فرهنگی به مقوله‌ای مانند خیانت زنان است به این معنا که مردی را که ناموسش منحرف‌شده بی‌شرافت و بی‌غیرت می‌داند و معتقد است که چنین گناهی تنها با ریختن خون پاک می‌شود.

این مشاور خانواده با اشاره به نگاه فرهنگی به مقوله ناموس و شستن گناه ناموس با ریختن خون می‌افزاید: تفکر این‌که اگر ناموس من کار خلافی کرد و من با ریختن خونش گناه او را پاک نکنم بی‌شرافت و بی‌رگ هستم در فرهنگ ما جاافتاده و کماکان هم پابرجاست.

وی به اسیدپاشی و یا قتلهای ناشی از عشق و بی‌وفایی معشوق را نیز اشاره می‌کند و معتقد است: این جنایتها را نمی‌توان در زمره قتلهای ناموسی قرار داد. در این موارد هرچه اعتمادبه‌نفس فرد عاشق پایین‌تر باشد این کار را توهین به خود می‌داند و دست به کارهایی مانند قتل و جنایت و اسیدپاشی می‌زند.

دکتر کیهان نیا موارد فرهنگی را مواردی پنهان و پوشیده‌تر در قتلهای ناموسی می‌داند و ادامه می‌دهد: مواردی مانند بیکاری، گرانی، تورم، تغییر دایمی قوانین، مشکلات آب و هوایی، آلودگی هوا و آلودگیهای صوتی هم موارد آشکارتری هستند که جوانان و افراد جامعه را در یک وضعیت استیصال قرار داده و آنها را عاصی و بیمار کرده است. این مشکلات باعث افزایش احساس درماندگی از یک‌سو و کاهش آستانه شکیبایی شده است. افراد تبدیل به افرادی خشمگین و معترض شدند که به دلیل کمبود صبوری می‌توانند دست به جنایت بزنند.

به گفته وی، عاشق چه زن و چه مرد به دلیل ضعف شخصیتی و کمبود عزت‌نفس، عمل خیانت همسر را توهین به خودش تلقی می‌کند و از آنجا که قدرت تحمل توهین ندارد دست به جنایت می‌زند.

قوانین جرمزا

بر اساس قوانین مجازات اسلامی ایران، اگر مردی زن خود را هنگام نزدیکی (زنا) با مرد دیگری (غیر) ببیند، اجازه قتل او را دارد. بی‌آنکه دستگاه قضایی او را مجازات کند (ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلام))

به باور بسیاری از کارشناسان و حقوقدانان این قوانین بازدارندگی لازم را نداشته و حتی می‌تواند به‌نوعی باعث تحریک افراد به قتل ناموسی بدون خوف از مجازات باشد.

دکتر کیهان نیا به قوانین موجود در زمینه قتل اشاره و خاطرنشان می‌کند: در بسیاری از موارد قتلهای خانوادگی و ناموسی زمانی که فرد دست به قتل می‌زند چنان در شوک ناشی از مشاهده اعمال طرف مقابل قرار دارد که نمی‌تواند به‌درستی فکر کند و به این بیندیشد که آیا در برابر این اقدام همسر مورد حمایت قانون قرار می‌گیرد یا خیر. در جایی هم که قانون از مرد در زمینه خیانت همسر حمایت می‌کند شرایط آن فرق دارد و فرد باید زن خیانت‌کار را در حین عمل جنسی ببیند.

به گفته کیهان نیا، کسی که اقدام به قتل همسر خود می‌کند در آن لحظه به فکر این نیست که قانون از او من حمایت می‌کند یا نه بلکه قتل بیش‌تر ناشی از شوک و به هم ریختن تعادل روانی فرد است که تنها با هدف تلافی و انتقام از خیانت طرف مقابل صورت می‌گیرد.

وی با بیان این‌که قوانین ما دستوراتی در مورد قتل عمد دارد یعنی برای اثبات قتل عمد فرد باید آمادگی قبلی داشته باشد و از سلاح قتاله استفاده کند، ادامه می‌دهد: سایر قتلها که ناشی از عصبیت و فشارهای زیاد است که اکثراً شبه عمد محسوب می‌شوند و قانون راجع به همه این موارد به‌صورت یکسان نظر داده است. فقط در مورد مرد گفته اگر زن خود را در حین ارتکاب عمل جنسی به مرد دیگری ببیند می‌تواند او را به قتل برساند. پس این احتمال وجود دارد که چون پس ذهن مرد این ذهنیت هست که اگر زنم خیانت کند می‌توانم او را به قتل برسانم جسورانه‌تر مرتکب قتل شود. منبع: ایران- شفقنا

 


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۹۲
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *