نابغه‌های کلاه‌بردار(قسمت چهارم)

دسته: حکایات و داستان های پند آموز
بدون دیدگاه
سه شنبه - 23 شهریور 1395


نابغه‌های کلاه‌بردار(قسمت چهارم)

نابغه‌های کلاه‌بردار(قسمت چهارم)

134584713

هنگامی‌که انسانی نمی‌تواند از نبوغ خود به‌درستی استفاده کند دراین صورت است که نبوغ عاملی می‌شود برای کلاه‌برداری!
همیشه دانشمندان یا هنرمندان نبوده‌اند که با انجام کارهایی که قبلاً کسی آنها را انجام نداده و یا با خلق اثری که مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوسته باشند.
کلاه‌برداران هم در تاریخ جایی برای خوددارند. بوده‌اند کسانی که در دنیا چیزهایی را جعل کرده‌اند که عقل هیچ بنی‌بشری به آن نمی‌رسیده! در زیر مروری داشته‌ایم بر تعدادی از همین خلاف‌کاران که از نبوغ خود جهت ارضای امیال مادی خویش استفاده کرده‌اند نه خدمت به همنوعان!

حسین ک.(Hosein.k)
کلاه‌بردار وطنی، مردی که کاخ دادگستری را فروخت، حدود 70 سال پیش در شهریار متولد شد. حسین. ک مردی بی‌سواد ولی باهوش بود و بی‌تردید اگر تحصیلات مناسبی داشت، به یکی از بزرگان ادب و علم کشور بدل می‌شد؛ اما او از جوانی به راهی غیرازآن کشیده شد. حسین. ک با کلاه‌برداریهای کوچک روزگار می‌گذراند، اما این کارها برای مردی باهوش او کارهایی کوچک محسوب می‌شدند. تا این‌که یک روز طعمه بزرگ‌ترین کلاه‌برداری خود را در جلوی در سفارت انگلیس شکار کرد؛ دو توریست آمریکایی که به دنبال خرید یک هتل در ایران بودند.
ح.ک آنها را به دفترش که در خیابان گیشا بود دعوت کرد و در آنجا به آنها پیشنهاد خرید یک ساختمان بزرگ و مجلل را به قیمت بسیار مناسب داد. این ساختمان، کاخ دادگستری بود که در خیابان خیام قرار داشت و هنوز هم به‌عنوان ساختمان دادگستری از آن استفاده می‌شود. قرار بازدید از کاخ برای فردای آن روز گذاشته شد و ح.ک همان روز عصر به آنجا رفت و با تطمیع اتاق‌دار وزیر وقت دادگستری، دفتر کار وزیر را برای مدت یک ساعت اجاره کرد.
فردای آن روز قبل از آمدن مشتریها، 200 جفت دمپایی پلاستیکی تهیه کرد و جلوی در اتاقهای کاخ که یک ساختمان اداری محسوب می‌شد و در آن ساعت خالی بود، گذاشت. به اتاق وزیر رفت و منتظر شکارهایش شد. آمریکاییها سروقت آمدند و ح.ک به‌عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتی مشتریها درخواست دیدن داخل اتاقها را داشتند،‌ به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپاییها، آنها را منصرف می‌کرد.
مشتریان ساختمان را پسندیدند و به پول رایج آن زمان 500 هزار تومان به حسین.ک پرداخت کردند و خوشحال از این معامله پرسود، برای تحویل ساختمان 10 روز دیگر مراجعه کردند.
اما همان‌جا بود که فهمیدند چه کلاه بزرگی بر سرشان رفته است. حسین.ک همان روز معامله، به مصر فرار کرد و بعد از چند ماه زندگی در آنجا، به ایران بازگشت؛ اما در ایران بازداشت و به زندان محکوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی فوت کرد. حسین.ک یک کلاه‌بردار ذاتی بود،‌حتی در زندان! او تلویزیون زندان را به یکی از زندانیان به قیمت 100 تومان فروخت و وقتی آن زندانی بعد از آزادی تلویزیون را زیر بغل زد و می‌خواست آن را با خود ببرد، فهمیده بود که چه کلاهی بر سرش رفته و مضحکه بقیه شده است! منبع: تابناک


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۹۹
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *