یادی از همکار – مصاحبه با مرحوم محمد جواد بهشتی قاضی بازنشسته و استاد دانشگاه

دسته: چهره ها
بدون دیدگاه
یکشنبه - 23 خرداد 1395


یادی از همکار – مصاحبه با مرحوم محمد جواد بهشتی قاضی بازنشسته و استاد دانشگاه

او را به فضل و کمال می شناختند و به پاکی و صداقت و نمونه ای از دوران موفق قضاوت ، پیشکسوتی که هم در قضاوت سرآمد بود وهم در دانشگاه متن پیش رو مصاحبه ای است با استاد دانشگاه و قاضی بازنشسته مرحوم محمد جوادبهشتی که چندی پیش انجام شده است.
بسمه تعالی
لطفا مختصری از بیوگرافی خود را بیان کنید، کار قضایی را از چه سالی آغاز نمودید؟
-اینجانب در سال 1317 در یکی از روستاهای فسا دیده به جهان گشودم. تحصیلات ابتدایی را در همان ناحیه به اتمام رساندم. به لحاظ مشکلات مالی دوره متوسطه را به صورت متفرقه گذرانده،  سپس در سال 1338 راهی تهران شدم و برای تامین هزینه تحصیل، به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمدم و هم زمان در رشته زبان و ادبیات عرب دانشکده معقول و منقول (الهیات) به تحصیل پرداختم. سال بعد با شرکت در مسابقه ورودی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به آن دانشکده راه یافته و به علت لزوم ادامه کار در مدارس، از حضور در بعضی از کلاسها محروم بودم. با طی دوره چهار ساله دانشکده وکسب امتیاز رتبه دوم  و شرکت در مسابقه ورودی دادگستری در سال 1343 دوره دو ساله کار آموزی قضایی را شروع کردم .
این دوره بسیار جدی بود و کارآموزان در واحدهای مختلف دادگستری و زیر نظر قضات مجرب و خوشنامی که برای این کار انتخاب شده بودند، به کارآموزی عملی می پرداختند. روزی یک ساعت متون حقوقی تدریس می شد و کارآموزان بعد ازظهرها پای درس قضات صاحب نام دیوان کشور ومحاکم استیناف می نشستند. محتوای مواد درسی هم بیشتر جنبه عملی داشت وغالبا آرای  مهم دیوان کشور مورد تجزیه وتحلیل قرار می گرفت.
با طی این دوره وگذراندن امتحانات لازم به خدمت دادگستری درآمدم. اولین سمت قضایی من دادیاری دادسرای جهرم بود و کمی بعد با عنوان دادرس علی البدل دادگاه بخش مستقل، به آباده منتقل و دوره شش ساله خدمت من در این شهر آغاز شد .
در آن سالها، دادگاه بخش آباده با دو قاضی عهده دار حوزه ای به وسعت 22000 کیلو متر مربع بود و شهرستآنهای ابرکوه و بوانات وخرم بید و اقلید که همه بخش بودند در حوزه این دادگاه قرار داشت و به همین جهت کار دادگاه بسیار سنگین بود، به خصوص که این جانب بر اساس آموخته های دوره کارآموزی برای رسیدگی به همه جرایم مهم به محل وقوع جرم می رفتم و تحقیقات مقدماتی را شخصاً انجام میدادم وبه همین جهت غالبا خارج از دادگاه ودر حوزه وسیع آن که بعضا تا مقر دادگاه، ده ساعت فاصله داشت، بودم .
دو سال بعد رییس دادگاه شدم و سال 1351 با سمت رییس دادگاه شهرستان (جنحه) به شیراز انتقال یافتم . در سال 1373 و در آستانه اجرای قانون تشکیل دادگاه عمومی وانقلاب با تقاضای شخصی و در حالی که در تمام دوران خدمت حتی یک کیفرخواست هم از دادسرای انتظامی قضات نداشتم باز نشسته شدم .
ازدواج من در اثنای کارآموزی بود که ثمره آن دو پسر اولی مهندس ودیگری پزشک است. همسرم در تمام سالهای سخت خدمت قضایی وسالهای سخت تر بیماری در کنار من بوده و زحمات توان فرسای این مدت را صمیمانه تحمل کرده است.
– رابطه شما با مطالعه چگونه است؟ در زمان اشتغال و اکنون که فراغت بیشتری دارید چه مدت زمانی را به این امر اختصاص می داده و می دهید؟ و چه مباحثی را بیشتر برای مطالعه انتخاب می‌نمایید؟
-من حقوق را در دانشکده حقوق و از استادان عالیقدر آن فرا گرفتم و با ورود به دوره کارآموزی قضایی ومواجه شدن با اقیانوس بیکران این دانش و برای دست یابی به آن، هر چند اندک ، به مطالعه و تحقیق پرداختم. در آن زمان در یافتم که تحصیلات حقوقی هر چند هم عمیق باشد برای قاضی کافی نیست و به همین جهت با مبنا قرار دادن مطالعه قوانین مادر، نظیر مدنی، تجارت، امور حسبی، جزا و آیین دادرسیها آنها را به کرات دوره کردم و برای رفع اشکال، به منابع حقوقی و به خصوص دانشنامه حقوقی استاد جعفری لنگرودی که برای اولین بار چاپ شده بود مراجعه می نمودم. همین رویه سبب تسلط به قوانین و موجب نداشتن مشکل جدی در شروع  کار قضایی گردید. در تمام مدت خدمت قضایی ارتباطم با مطالعه وتحقیق قطع نشد، بطوری که اطلاعاتم تقریبا همیشه به روز بود. این مطالعات از سال 67 که برای تدریس آیین دادرسی مدنی به دانشکده حقوق دانشگاه شیرازدعوت شدم بیشتر روی این قانون متمرکز شد.
قانون آیین دادرسی مدنی 1318 به لحاظ وضع قوانینی نظیر قانون تشکیل دادگاهای عمومی، مدنی خاص، حقوقی یک ودو و قوانین پراکنده دیگر به شدت آسیب دیده و به صورت قانونی متشتّت درآمده بود؛و پراز موادی بود که بعضاً یا کلا و به صورت ضمنی نسخ شده بود، به نحوی که اعمال و اجرای آن حتی برای مجرب ترین قضات هم مشکل بود. نتیجه مطالعات و تحقیق و تدریس روی این قانون منتهی به تدوین یک دوره 3 جلدی آیین دادرسی مدنی با کمک یکی از دوستان گردید که هنوز هم در بعضی از دانشکدهای حقوق تدریس می شود.
پس از باز نشستگی و تا مدتی که به صورت محدود فعالیت وکالتی داشتم این مطالعات به صورت جدی تری دنبال شد، چه دریافتم که احاطه وکیل به مسایل و مقررات حقوقی حتی باید بیشتر از قاضی باشد زیرا وکیل برای دفاع از حقوق موکل خود باید بتواند دعوا را به درستی توجیه کرده وبا روشن ساختن ابعاد حقوقی آن و تجزیه و تحلیل قوانین حاکم و رویه ها، راه را برای احقاق حق موکل خود هموار سازد.درحال حاضر هم به رغم بیماری ومتوقف شدن فعالیتهای حقوقی،از طریق سایتهای حقوقی در جریان مسایل حقوقی روز هستم.
–  شما به عنوان یک قاضی جوان وارد تشکیلات دادگستری شدید و پس ازسالها تجربه بازنشسته شدید. بهترین دوران سنی برای قضاوت از نظر شما از چه زمانی است؟ اصولا سن وتجربه را چقدر دخیل در قضاوت می دانید؟
-از آنجایی که قضاوت و وکالت هر دو فنونی هستند که نه تدوین و نه تدریس می شوند و از سوی دیگر، صاحبان تجربه و آشنایان به این فنون هم بی آنکه تجربیات خود را بروی کاغذ بیاورند آنرا با خود به خاک می برند، لذا قاضی و وکیل باید و درعمل تجارب مربوط به فن خود را بیاموزند، آن هم فنونی که سن و تجربه نقش بسیار مهمی در آن دارد.به نظر اینجانب، قضات از سی سالگی به بعد به پختگی وکارایی و تجربه های لازم می رسند و از آن به بعد برای قضات با استعداد و علاقه مند به کار قضا ،دوران شکوفایی است که به تدریج به اوج می رسد. خود من با شروع دهه دوم خدمت قضایی، احساسمی کردم که مشکلات عملی من کمتر از گذشته است؛آرای  پخته تر و در صد اشتباه و نقض آن کمتر شده است.
–   بزرگترین دغدغه شما یا اصلی ترین آن در زمان قضاوت چه بود؟
-طبیعی است که بزرگترین دغدغه هر قاضی باید احقاق حق باشد. قاضی « جاهلی» است در میان دو «عالم»، و همین عدم علم از واقعیت دعوا است که قاضی را ناگزیر می کند که با تلاش مستمر و با استفاده از ابزار قانونی و تجربه و تخصصی که دارد، حقیقت امر را کشف و حکم قضیه را صادر کند. قاضی در این راه دشوار با مشکلات و مشقاتی مواجه است و تنها اشتیاق او به «اجرای عدالت» و رسانیدن «حق به حقدار» است که سبب هموار شدن این راه خواهد شد.
–    اصولا حضرتعالی به اصل پرسشگری و پاسخ در کارها اعتقاد دارید؟ و در مدت این سالها که در کسوت قضا بودید چقدر از شما می پرسیدند و چقدر شما می پرسیدید؟
-اگر قاضی فاقد توانایی علمی و کارایی لازم باشد اصحاب دعوا براو چیره شده، خواسته های خود را به وی تحمیل کرده و او را از مسیر حق وعدالت دور می کنند. دادرسی موفق است که از آموختن یک لحظه نیاساید و آنی از تتبع و تحقیق غفلت نکرده، برای حل معضلات قضایی خود از منابع حقوقی و نظریه های همکاران مجرب خود بهره گیرد. مگر نه این است که اداره حقوقی دادگستری که سابقه ای طولانی هم در تشکیلات دادگستری دارد و مشاورحقوقی خوبی برای جامعه حقوقی کشور است به حکم ضرورت و به همین منظور تاسیس شده است؟ گرچه نظریه های ان با سرعت در دسترس همه قضات قرار نمی گیرد و جا دارد که این نظریه ها روزانه  و با شیوه های مختلف اطلاع رسانی (از قبیل وب سایت قوه قضاییه) در اختیار علاقمندان قرار گیرد تا همگان از آن مستفید شوند .خود من در طول خدمت  قضایی خود از جمله پرسشگران بودم و همیشه از دانش و تجربه همکاران فرهیخته خود استفاده می کردم؛ ضمن اینکه مورد عنایت دوستان هم بودم و در حد فهم اندکم، طرف شور قرار می گرفتم که هنوز هم ادامه دارد.
– وقتی ازشان قضایی و رفتار یک قاضی صحبت به میان می آید، شما چه اوصاف و ممیزاتی را برای آن قایل می شوید؟
-قاضی به مناسبت شغل خود با محدودیت هایی مواجه است. شان قضا با اینکه مدون هم نشده است جایگاهی است که باید آنچنان که جامعه و افکار عمومی انتظار دارد از طرف قاضی حفظ شود. شغل قضا « آیین دوست یابی نیست». قاضی در محیط کار خود در معرض وسوسه ها، حب و بغض ها و تطمیع و تهدید و جو سازی و غیر آنها قرار دارد و به همین جهات باید بتواند با غلبه بر همه آنها و با التزام به قواعد دادرسی واستقلال رای، اجرای  صحیح قانون وعدالت را معیار  قضاوت خود قرار دهد .
امام علی علیه السلام در مورد صفات و ممیزات قاضی می فرمایند:
«آنکه کارها بر او دشوار نگردد و ستیز خصمان وی را به لجاجت نکشاند، در خطا پایدار نباشد و چون حق را شناخت در باز گشت در نماند، نفس او به طمع ننگرد و تا رسیدن به حق به اندک شناخت بسنده نکند… از آمد و شد صاحبان دعوا کمتر به ستوه اید و در آشکار گشتن کارها شکیبا بود و چون حکم روشن باشد در داوری قاطع تر. آنکس که ستایش فراوان وی را به خود بینی نکشاند و خوش آمد گویی او را بر نیانگیزد…»
– سن، دانش، روحیات، شخصیت و منش قاضی تا چه اندازه در سمت های گوناگون قضایی باید مدنظر قرار گرفته شود؟
-هر چند در همه مشاغل قضایی سن، تجربه، پختگی و داشتن دانش حقوقی کافی، توان و کارایی قضایی را بالا می برد، اما در مورد بعضی از مشاغل داشتن این خصوصیات لازمتر به نظر می رسد. من باب مثال دادستان یا ریاست کل دادگاه ها، که به کار جمعی از قضات نظارت دارند به عنوان مدیر یک واحد قضایی، هم باید مجرب و ورزیده بوده، هم واجد آنچنان توانایی علمی باشند که بتواند نظارت قضایی خود را اعمال و مشاوری پرتوان برای همکاران خود باشند .
درمورد روحیه، شخصیت و منش قاضی، نمی دانم پرونده های کارگزینی قوه قضاییه تا چه حد از این حیث کامل است ولی چون بهر حال اعمال و رفتار قاضی و حتی تصمیم گیریهای او غالبا و ناخودآگاه تحت تاثیر این خصوصیات قرار میگیرد، باید برای تصدی مشاغل و حتی نوع پرونده های ارجاعی، به این امر توجه شود، تا مبادا تصمیم گیریهای قاضی تحت تاثیر این خصوصیات قرار گیرد.
– برخی از قضات به کسوت وکالت در می آیند. فکر می کنید شوون وکالت و قضاوت چه تفاوت ها و شباهت هایی با هم دارند؟ وکلا چه شووناتی را باید رعایت کنند؟
-قاضی بی طرف است و وظیفه دارد که با بی طرفی کامل و دادن فرصت مساوی به اصحاب دعوا مدافعات آنها را استماع و به دلایلشان رسیدگی و پس ازتحقیقات لازم حکم قضیه را صادر نماید.
وکیل موظف است که برای حفظ حقوق موکل خود تلاش نماید و کوشش کند که با استفاده از تجربه و تخصص خود دلایل حکمی وموضوعی ادعای خود را به دادگاه ارایه دهد و با استفاده از ابزارهای قانونی موکل را در رسیدن به حق یاری دهد. این دوبه حکم وظیفه، مکلف به رعایت ضوابط شغلی خود هستند که همین ضوابط شغلی وظایف آنها را به ظاهر از هم متمایز می سازد و اما در واقع هر دو هدف مشترکی که همانا اجرای عدالت است دنبال می کنند. مسلما یک وکیل خوب که فرصت بیشتری هم برای مطالعه و کشف واقع دارد می تواند قاضی را در صدور حکم عادلانه یاری دهد. «وکیل که در موضع دفاع، از احترامات و تامینات شغل قضا بر خوردار است»، نباید از تخصص خود به عنوان وسیله ای برای قلب حقایق، اخلال در مسیر تحقیقات و به بیراهه کشانیدن دادرسی و اطاله آن قراردهد و نباید درگفته ها و نوشته های خود از کلمات موهن استفاده کند و در هر حال اخلاق وکالت، حرمت دادگاه و اصحاب دعوا را حفظ کند.
– دو قضیه متناقض نما، وجود دارد صلابت و اقتدار قاضی از یک سو و عدالت و برخورد مناسب با ارباب رجوع از طرف دیگر، بین این دو چه نسبتی وجود دارد؟ چه ترجیحی بین این دو احساس می کنید؟ با توجه به این سوال، فرض کنید در محکمه نشسته اید و حجم پرونده و ارباب رجوع شما را احاطه کرده است. این موضوع تا چه اندازه در برخورد شما با مراجعان تاثیر می گذاشت؟
-بعید می دانم بین اقتدار قضایی و بر خورد مناسب با اصحاب دعوا تناقضی وجود داشته باشد. قاضی اقتدار خود را که به صورت تکلیف هم هست از قانون می گیرد. اصحاب دعوا هم قانوناً حقوق وتکالیفی دارند. قاضی باید وظیفه خود را با قدرت، قاطعیت، بی طرفی و استقلال رای انجام دهد که هیچ یک به معنی نفی حقوق اصحاب دعوا نیست. او باید با آنها متساویاً رفتار مناسب داشته و باحفظ کرامت انسانی آنها از بد رفتاری، تحقیر، اهانت، تبعیض ورفتار سالارمنشانه پرهیز نموده و شرایط لازم برای یک دادرسی سالم و عادلانه را فراهم سازد، ضمن اینکه اجازه ندهد که محیط  دادگاه متشنج شده و طرفین دادگاه را محلی برای اهانت به یکدیگر و حتی به خود دادگاه قرار دهند. البته جمع این دو یعنی اعمال قدرت قضایی و برخورد درست و مناسب با ارباب رجوع با هنر مدیریت و اداره صحیح جلسات دادرسی به دست می آید .
در سالهایی که با حجم پرونده و کثرت ارباب رجوع مواجه بودم، سعی می کردم که با برنامه ریزی مناسب و رعایت نوبت و جلوگیری از تداخل پرونده ها، اجازه ندهم که کار از کنترل خارج شده و به خشم و عصبانیت یا تصمیمات نامتناسب منتهی شود؛ هر چند نباید از قاضی انتظار غیرمتعارف داشت و او را در شرایط سختی که خارج از تحمل و طاقت اوست قرارداد.
– در طول دوران قضاوت هر ساعت می تواند خاطره ای به یاد ماندنی باشد برای شما شیرین ترین و تلخ ترین خاطره این دوران چه بوده است؟
-در زمانی که متصدی دادگاه حقوقی دو شیراز بودم دعوای مطالبه ای در دادگاه مطرح بود. روز محاکمه فقط خوانده حاضر شد و با ارایه رسیدی مدعی شد که دین خود را ادا کرده است. او علت عدم حضور خواهان را یکی وصول طلب خود و دیگری ترس ازحضور در دادگاه به علت بهایی بودن ذکر می کرد و چون حرفهای وی چندان قانع کننده نبود، جلسه دادگاه تجدید و به خواهان تذکر داده شد که برای ملاحظه رسید ابرازی خوانده حاضر شود. در جلسه بعد هر دو حاضر شدند. ماه محرم بود و خواهان به این علت پیراهن سیاه به تن داشت. وی پس از اطلاع از مدافعات قبلی خوانده، دلیل عدم حضورش را نه به دلیل بهایی بودن، بلکه به دلیل زیارت امام هشتم علیه السلام ذکر نمود و مدعی شد که رسید ابرازی خوانده جعلی است؛ خوانده در پاسخ اظهار داشت «آسمان که به زمین نیامده است، طلب تو را می دهم» و دست خواهان را گرفت و او را به خارج دادگاه برد. چند دقیقه بعد در حالی که رضایت خواهان  راجلب کرده بود به دادگاه باز گشتند و پرونده مختومه شد .
خواهان به زعم خود، در مقام ستایش از اقدام دادگاه و با اشاره به من، خطاب به خوانده گفت «فکر نکن که اینها الکی پشت این میزها نشسته اند. این ها افراد ورزیده و باتجربه ای هستند، چرا که تجربه یک سال قضاوت معادل تجربه 10 سال دزدی است.»
– در سالهایی که در آباده جاشین بازپرس بودم، قتلی به دادگاه اعلام شد. به همراه فرمانده گروهان ژاندارمری که روی در نقاب کشیده است و روحش شاد، به روستای محل حادثه رفتم، دختر عقب افتاده ای مورد تجاوز قرار گرفته و باردار شده بود. پدرش از ترس آبروی خود و رهایی از زخم زبان مردم، که از خنجر برنده تر است؛ دختر بی گناه خود را کشته بود و جسدش در چاهی انداخته بود. با کشف جسد و اقرار پدر، ناچار با صدور قرار بازداشت، روانه زندان گردید. بازداشت این پیرمرد کشاورز زحمت کش و با آبرو که در عین حال نان آور خانواده هم بود از یک طرف و قتل مظلومانه دختری معصوم و بیمار از طرف دیگر و عدم شناسایی متجاوز، مرا به شدت ناراحت کرد به طوری که خاطره آن را هیچگاه فراموش نمی کنم.
– توصیه شما به قضات جوان چیست؟
-قضات جوان کشور امید فردای قوه قضاییه هستند و روزی باید عهده دار مشاغل حساس قضایی کشور شوند، بنابراین باید خود را برای آن روزها و برای برآوردن اتنطار جامعه آماده سازند. تقوا پیشه کنند، به شوون قضایی پای بند باشند، دانش حقوقی خود را ارتقاِ داده و بیشتر و بیشتر مطالعه و تحقیق کنند، الزام به قانون و اجرای عدالت و احقاق حق ستم دیدگان را سر لوحه کار خود قرار داده و پناهگاهی برای مظلومان باشند.
مصاحبه از  سید عبد النبی نجیبی


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۸۱
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *