کشنده‌تر از این بیماری، نیست!!

دسته: اخلاق و رفتار
بدون دیدگاه
سه شنبه - 9 شهریور 1395


کشنده‌تر از این بیماری، نیست!!

کشندهتر از این بیماری، نیست!!

«بدانید که تنگدستی از بلاهاست، اما بدتر از تنگدستی بیماری تن، و شدیدتر از بیماری تن بیماری دل است. آگاه باشید که فراوانی مال از نعمتهاست، اما بهتر از فراوانی مال صحت بدن و برتر از صحت بدن تقوای دل است»

  سوءظن

اول امتحان کن بعد گمانه‌زنی کن!

سوءظن نوع بیماری روان انسان است که درد و رنج مداومی را ایجاد می‌کند و اضطراب و نگرانی به بار می‌آورد، و حسن ظن نشانه آرامش خاطر و روان انسان است. این دو موضوع که از دیدگاه روان‌شناسی نظری و بالینی به اثبات رسیده است در نهج‌البلاغه در مواردی مورد تأکید قرارگرفته است.در تبیین این نکته که انسان علاوه بر آنکه نباید بدون دلیل معتبر و موثق به کسی سوءظن کند، خود نیز نباید کاری کند که مورد سوءظن دیگران قرار گیرد. علی علیه‌السلام به مالک اشتر می‌نویسد: «اگر مردم درباره تو گمان بیداد بردند، عذر خویش را برای آنان توضیح ده و با توضیح خویش (سوء) ظنهای آنان را از خود دور کن.» ،«باید کاری کنی که با آن حسن ظن به رعیتت برای تو فراهم آید، چراکه حسن ظن رنج مداومی را از تو برمی‌گیرد. و همانا شایسته‌ترین فرد برای حسن ظن کسی است که از امتحانت خوب به درآمده و سزاوارترین کس برای سوءظن کسی است که از امتحانت بد به درآمدهاست.»

بیماری دل نتیجه فقدان تقوای دل است و درمان بیماری دل، همان توبه و بازگشت به پاکی نخستین است.

حسن ظن می‌تواند رنج مداوم و اضطراب و نگرانی ناشی از سوءظن را از بین ببرد و اطمینان خاطر را جایگزین رنج کند، اما این به معنی حسن ظن همیشگی به همگان نیست، زیرا همان‌طور که در سخن امام علیه‌السلام آمده برخی افراد سزاوار سوءظن هستند و آن‌قدر قابل‌اعتماد نیستند که شایسته حسن ظن باشند.

  آرامش در حسن ظن به دیگران است!

به مواردی در کلام امام علی علیه‌السلام اشاره می‌کنیم آرامش روانی انسان را در گمان نیکو می‌داند و می‌فرماید:«حُسنُ الظنِّ راحَه القَلْبْ وَ سَلامَهُ البَدن؛ حسن ظن مایه آرامش دل و سلامت بدن است.»

ابوالقاسم حالت این سخن را در یک رباعی فارسی چنین آورده است:

یک‌چند اگر کنی به خوش‌بینی زیست / دانی که خوشی به غیر خوش‌بینی نیست

گر صحت جسم است و گر راحت دل / هر دو بَر و برگ شاخه خوش‌بینی است

«مَنْ حَسُنَ ظَنُّه بِالنّاسِ حازَ منْهُمُ المَحَبَّه؛ هرکس به مردم حسن ظن داشته باشد دوستی آنان را به دست می‌آورد.» در روایتی امام امر به دوری از بدبینی می‌کند و می‌فرماید:« إطْرَحُوا سُوءَ الظنِّ منکم؛ سوءظن را از خود دور کنید.»

  چگونه از بیماری دل در امان باشیم؟

گمان در مقابل علم قرار دارد. بنابراین اعتماد به ظن یا گمان به‌جای علم و یقین عاقلانه نیست و هر درک و برداشتی هم که بر اساس گمان صورت گیرد دور از عقل و منطق خواهد بود. سخن نهج‌البلاغه در این مورد چنین است:« لَیْسَ مِنَ العَدْلِ القَضاءُ عَلی الثِّقَهِ? بِالظَّنِّ:قضاوت بر اساس اعتماد به ظن ( یا گمان) از عدالت نیست.» بدگمانی بیماری دل است و چه‌بسا از بیماری تن خطرناک‌تر هرچند که معمولاً مردم بیشتر به دنبال علاج بیماری تن هستند تا بیماری دل.

«اگر مردم درباره تو گمان بیداد بردند، عذر خویش را برای آنان توضیح ده و با توضیح خویش (سوء) ظنهای آنان را از خود دور کن.»

سخن نهج‌البلاغه در مورد شدیدتر بودن بیماری دل از بیماری تن چنین است:«بدانید که تنگدستی از بلاهاست، اما بدتر از تنگدستی بیماری تن، و شدیدتر از بیماری تن بیماری دل است. آگاه باشید که فراوانی مال از نعمتهاست، اما بهتر از فراوانی مال صحت بدن و برتر از صحت بدن تقوای دل است.» از این سخن می‌توان این حقیقت روان‌شناختی را به‌روشنی فهمید که بیماری دل نتیجه فقدان تقوای دل است و درمان بیماری دل، همان توبه و بازگشت به پاکی نخستین است.

  سخن آخر

سوءظن که بر علم و عقل استوار نیست و گاه بدترین گناه و زشت‌ترین ظلم است مانند گناهان دیگر می‌تواند پاکی و تقوای دل را لکه‌دار و سلامت عقل را خدشه‌دار سازد. انسان برای حفظ سلامت عقل و روان خود شایسته است که با حسن ظن و خوش‌بینی با افراد جامعه به‌ویژه با همکاران، همسایگان و نزدیکان خود زندگی کند و با سوءظنهای بی‌پایه و نادرست ،سلامت عقل و روان خود را به خطر نیندازد، مگر آنجا که علم پیدا کند و به‌یقین برسد که اعتماد کردن بر حسن ظن کار درست و عاقلانه‌ای نیست.

  منابع:

– نهج‌البلاغه، ترجمه اسدالله مبشری

– سیری در نهج‌البلاغه، مرتضی مطهری، ص 195.

– شکوفه‌های خرد یا سخنان علی (علیه‌السلام)، ابوالقاسم حالت، ص 36، 340، 384، 532.

– بررسی ترجمه انگلیسی متون ادبی و اسلامی(2) : گلستان، بوستان، نهج‌البلاغه، سالار منافی اناری،ص 194؛ 145.

– ترجمه فارسی فرمان امام علی(علیه‌السلام) به مالک اشتر،سالار منافی اناری، ص 7 تا 136با تلخیص.

منبع: تبیان


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۱
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *