وکلا برای فصل کردن آمده اند یا وصل کردن؟

دسته: حقوقدانان اهل قلم
بدون دیدگاه
چهارشنبه - 10 شهریور 1395


وکلا برای فصل کردن آمده اند یا وصل کردن؟

وکلا برای فصل کردن آمده اند یا وصل کردن؟

الیدار آقا قلیزاده خیاوری (وکیل دادگستری): آیا ما وکلا برای فصل کردن آمدیم یا وصل کردن؟ یادم نیست در کدام فیلم بود که مهران مدیری نقش یک وکیل را بازی میکرد و به سیاق معمول این نوع فیلمها وکیل نقشی منفی و کار خراب کن اشت. در جایی از فیلم وکیل، سعی دارد موکل خود را ترغیب به طلاق دادن همسرش کند، موکل اعتراض میکند که چرا اینقدر برای شروع پرونده طلاق عجله داری؟ وکیل در پاسخ او گفت: ما برای فصل کردن آمدیم نی برای وصل کردن آمدیم.

چند روز پیش مرد و زنی به همراه مادر زوجه باحالی عصبی و پریشان به دفتر مراجعه کردند و گفتند که می‌خواهند به‌صورت توافقی طلاق بگیرند. پرسیدم که آیا در مورد امور مالی و حضانت طفل توافق دارند که گفتند داریم. خوب در مورد مهریه چه تصمیم گرفته‌اید؟ خانم جواب داد مهریه هفت‌صد سکه است که شش‌صدتا را بذل می‌کنم و باقی را می‌خواهم. از آقا پرسیدم قبول داری؟ اول گفت بله ولی بعد رو به زن کرد و گفت چرا من باید این صد سکه را به تو بدهم نه نمی‌دهم. به همین ترتیب یک‌به‌یک توافقات اولیه‌شان به هم خورد ازجمله در مورد نفقه طفل و نگهداری از او. به نظرم رسید این زوج اختلافشان آن‌چنان عمیق نیست و موضوع شاید باکمی صحبت حل شود لذا پرسیدم که آیا مطمئن هستند که می‌خواهند متارکه کنند. زن به‌شدت مصر بود اما مرد با بداخلاقی از همسرش خواست تا اتاق را ترک کند و در سالن انتظار باشد تا بتواند با من خصوصی صحبت کند. بالاخره زن رفت و مرد در خلال 10 توضیح داد که دیشب پیامکهای عاشقانه مشکوکی را درگوشی همسرش دیده و دیگر نمی‌تواند با او زیر یک سقف زندگی کند. داشتم برایش توضیح می‌دادم که این‌طور باعجله تصمیم گرفتن عاقلانه نیست و باید به خاطر فرزندش هم که شده بیشتر تحقیق کند. شاید اشتباه کرده باشد و شاید همسرش از اشتباهش نادم باشد و …. ناگهان درب اتاقم باز شد و خانمی به‌سرعت وارد شد سلام داد و روی نزدیک‌ترین مبل به میز من نشست. گفتم بفرمایید؟ گفت من وکیل خانم هستم و برای طلاق توافقی آمده‌ام. مرد هم از آن‌طرف تأیید کرد که بله این خانم وکیل دوست همسرم است. از ورود بی‌اجازه خوشم نیامد. پرسیدم من با شما قراری دارم که تشریف آوردید داخل؟ گفت نه خانم تماس گرفت من هم آمدم تا از طرف خانم اعلام وکالت کنم و دادخواست هم آماده است و سریع‌تر کار و شروع کنیم. گفتم بهتراست این خانم و آقا بیشتر باهم صحبت کنند. هنوز معلوم نیست که آیا تصمیم قطعی به طلاق گرفته باشند. گفت نه هیچ راهی نیست و اینها راهی جز طلاق ندارند و نمی‌توانند باهم زندگی کنند. در حال صحبت هم با حرکت چشم و گوش و سر می‌خواست به من بفهماند که تلاشم بی‌فایده است.

خلاصه مؤدبانه از او خواستم که بیرون برود تا من با مرد صحبت کنم. در حین بیش از 40 دقیقه که بعدازآن مشغول صحبت با آقا بودم صدای صحبت خانم وکیل با زوجه نیز از اتاق انتظار می‌آمد. نهایتاً آقا را مجاب کردم که به یک مسافرت یک‌هفته‌ای برود و استراحتی بکند و در تنهایی عمیقاً فکر کرده و درباره زندگی‌اش تصمیم بگیرد. هنگامی‌که او را بدرقه می‌کردم عصبانیت و دلخوری را از سیمای خانم وکیل می‌شد خواند و این مرا بیشتر ناراحت کرد. هیچ نمی‌فهمیدم که چرا باید بخواهد اینها سریع‌تر طلاق بگیرند. نمی‌فهمم که چرا این‌قدر زوجه را برای شروع پرونده طلاق تحریک می‌کرد. نمی‌فهمم که چرا هیچ تلاشی برای آشتی دادن آنها نمی‌کرد.

منبع: وب‌سایت الیدار آقا قلیزاده خیاوری – وکیل دادگستری


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷۳
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *