نظام قضایی در ایران باستان

دسته: تاریخ
بدون دیدگاه
سه شنبه - 2 آذر 1395


نظام قضایی در ایران باستان

نظام قضایی در ایران باستان

 432065156

محمد زرنگ

در بررسیهای تاریخی، نقطه آغاز تحقیق متناسب و مربوط با موضوع تحقیق انتخاب می‌شود و به اقتضای موضوعات مختلف، نقطه شروع نیز متفاوت است. فرضاً وقتی‌که قصد کنکاش در خصوص صنایع‌دستی یا خط و زبان را داریم، می‌توانیم از نخستین جوامع که به‌صورت قبیله‌ای و به شیوه کوچ‌نشینی زندگی می‌کرده‌اند شروع کنیم، زیرا علاوه بر اینکه موارد مذکور در ابتدایی‌ترین جوامع سابقه داشته، در غالب موارد اسناد و مدارک کافی که حاوی اطلاعاتی دراین زمینه باشد در دسترس است، ولی اگر نظام سیاسی یا قضایی یک کشور موضوع بررسی تاریخی باشد، بدون شک قبایل پراکنده که فاقد حداقل مدنیت وزندگی یکجانشینی بوده‌اند از حیطه تحقیق خارج می‌شوند؛ اگرچه ممکن است این قبایل نیز دارای نظامهای اجتماعی خاص خود باشند ولی به دلیل فقدان مدارک کافی معمولاً ناشناخته هستند از طرف دیگر این نظامها به‌قدری ساده و ابتدایی هستند که معمولاً از پرداختن به آن چشم‌پوشی می‌شود. بنا به گفته ویل دورانت تاریخ کتابی است که همیشه بایستی از وسط آن آغاز کرد ما نیز دراین بررسی تاریخی ناچاریم به اقتضای موضوع نقطه تاریخی مناسبی را برگزینیم.

مطابق آنچه مورخین گفته‌اند، سرزمین ایران از دوران بسیار قدیم محل سکونت انسان بوده است و اقوام و قبایل مختلفی در کوهها و دشتهای این سرزمین پراکنده بوده‌اند و عمدتاً به شیوه کوچ‌نشینی زندگی می‌کرده‌اند. مطابق حفاریها و کاوشهای علمی، این قبایل از درجات مختلفی از تمدن برخوردار بوده‌اند و ‌آثاری از هنر، خط، زبان و صنایع‌دستی آنان به‌دست‌آمده است. بعضی از این اقوام مانند قوم ایلامی تمدن درخشانی برخوردار بوده‌اند که در طول قرنهای متمادی (از 3000 سال قبل میلاد تا 550 سال قبل از میلاد) به حیات خود ادامه داده‌اند. باوجوداین، درباره زندگی اجتماعی این اقوام به‌خصوص درزمینهٔ نظام قضایی و شیوه قضاوت و دادرسی اطلاعات بشر به‌قدری ناچیز است که تحقیق دراین زمینه را عملاً غیرممکن می‌سازد. لذا این مقطع از تاریخ ایران قدیم از قلمرو بررسی ما خارج است.

مهاجرت اقوام آریایی که در هزاره اول قبل از میلاد از جنوب روسیه به سمت فلات ایران صورت گرفت، نقطه عطفی در تاریخ این سرزمین محسوب می‌شود؛ زیرا این اقوام به‌تدریج بر ساکنین اصلی ایران مسلط شدند و آغازگر تشکیل دولتهای متمرکز و امپراتوریهای وسیع در سرزمین ایران گردیدند. مطابق مدارک تاریخی، به‌ویژه کتیبه‌ها و نوشته‌های آشوری، ‌از قرن نهم قبل از میلاد، دو قوم پارس و ماد در سرزمین ایران سکونت داشته‌اند. نخستین دولت واحد و متمرکز در ایران، دولت ماد بود که با اتحاد قبایل مختلف قوم ماد پس از غلبه بر اقوام و دول دی گر تشکیل شد. از نظام اجتماعی قضایی دولت ماد اطلاع دقیقی در دست نیست و اطلاعات به‌دست‌آمده نیز بر پایه اطلاعات نیمه افسانه‌ای هرودت و متون آشوری تدوین‌شده است،‌ چون دولت ماد فرصتی پیدا نکرد که بتواند در تمدن سهم بزرگی داشته باشد. تنها کاری که کرد راه برای فرهنگ و تمدن ایرانی باز و هموار ساخت.

بنا به گفته هرودت،‌دیوکس، طراح و مبتکر وحدت قوم ماد، از مدتها قبل در دهکده خود مورداحترام بوده است و باعلاقه‌ای خاص در آن قبیله به اجرای عدالت دادگستری می‌پرداخت. او موقعی چنین رفتار می‌کرد که در سراسر سرزمین ماد مردم نسبت به قانون احترام قائل نبودند. به‌تدریج رفتار او باعث شد مادهایی که در دهکده او می‌زیستند او را به‌عنوان قاضی انتخاب کنند. دیوکس که مردی قدرت‌طلب بود کوشید خود را فردی درست و عادل نشان دهد. این رفتار او موجب شد که همشهریانش از او بسیار تعریف و تمجید کنند، به حدی که ساکنان دهکده‌های دیگر نیز برای حل اختلافات و رسیدگی به دعاوی خویش او را داور و حاکم قراردادند. دیوکس از این موقعیت استفاده کرد و زمینه‌های انتخاب خود را به‌عنوان پادشاه ماد فراهم کرد. در خصوص شیوه قضاوت دیوکس و اینکه عدالت زبانزد خویش را بر چه مبنایی استوار کرده بود هرودت مطلبی نگفته است. بعد از انتخاب او به پادشاهی ماد، به تقلید از دربار آشور مقرراتی برای دربار وضع کرد و درصدد استقرار عدالت و دادگستری برآمد؛ بدین ترتیب که خلاصه مرافعات و دعاوی را کتباً برای او می‌فرستادند و او شخصاً رسیدگی و حکم صادر می‌کرد. هرگاه مطلع می‌شد که کسی مرتکب جرمی شده است او را به حضور می‌طلبید و در هر مورد مجازاتی متناسب با تقصیر مرتکب مقرر می‌کرد… به اعتقاد ویل دورانت، نظام پدرشاهی یا تسلط پدر در خانواده و تعدد زوجات و تعدادی قوانین دیگر که در دوره‌های بعد موجود بوده است، ریشه مادی داشته است. در دوره ماد قوانین و آداب‌ورسوم حاکم از قدرت و ثبات زیادی برخوردار بود، چنانکه بعدها نیز ضرب‌المثل بود که «مگر قانون نماد است که تغییرناپذیر است؟» همچنین با توجه به قدرت و نفوذ فراوان مغان که امور دینی و مذهبی مردم را در انحصار خود داشته‌اند، به نظر می‌رسد که آنان در امور قضایی و حقوقی مردم نیز مداخله می‌کردند، زیرا در دوران باستان امور حقوقی و قضایی آمیختگی کاملی با مذهب و ‌آیین حاکم داشته است.


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۰۹
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *