غیبت و ترور شخصیت

دسته: اخلاق و رفتار
بدون دیدگاه
دوشنبه - 10 آبان 1395


غیبت و ترور شخصیت

غیبت و ترور شخصیت

685992098

غیبت از بزرگ‌ترین گناهان است. همان‌طور که می‌دانیم سرمایه بزرگ انسان در زندگی حیثیت و آبروی اوست و هر چیزی آن را به خطر بیندازد مانند آن است که جان او را به خطر انداخته باشد. بلکه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهم‌تر محسوب می‌شود و اینجاست که گاه گناه آن از قتل نفس نیز سنگین‌تر است.

 مفهوم غیبت

چنانچه از اسمش پیداست بدین معناست که در غیاب کسی سخن‌گویند. منتهی سخنی که عیبی از عیوب او را فاش سازد خواه این عیب جسمانی باشد یا اخلاقی. در اعمال او باشد یا در سخنش و حتی در اموری که مربوط به اوست مانند لباس، خانه، همسر، فرزندان و مانند اینها؛ بنابراین اگر کسی صفات ظاهر و آشکار دیگری را بیان کند غیبت نخواهد بود مگر اینکه قصد مذمت و عیب‌جویی داشته باشد که در این صورت حرام است. مثل‌اینکه در مقام مذمت کسی بگوید آن فرد نابیناست یا کوتاه‌قد است.

چهره اخروی غیبت

از پیامبر اکرم صلی‌الله نقل‌شده است: شب معراج گروهی را در آتش دیدم درحالی‌که مردار می‌خوردند. از جبرئیل پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟ گفت اینها کسانی هستند که در دنیا گوشت مردار را می‌خوردند یعنی غیبت مردم را می‌کردند. (مستدرک، باب 132))

بر اساس این روایت شریف در آخرت به‌صورت خوردن گوشت مرده مجسم می‌گردند. چنانچه در سوره حجرت آیه 12 خداوند می‌فرماید: «و لا یغتب بَعضکم بعضاً ایحب احدکم اَن یاکل لحم اخیه میتاً فکرهتموه؛ بعضی از شما غیبت بعضی دیگر را نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد که کراهت دارد.»

در تفاسیر متعدد در ذیل این آیه آمده است که آبروی برادر مسلمان همچون گوشت تن اوست و ریختن این آبرو با غیبت و فاش کردن اسرار، مثل خوردن گوشت تن اوست درحالی‌که غیبت شده مثل مردگان قادر به دفاع از خود نیست. به تعبیری دیگر افراد جامعه اسلامی از مؤمنان تشکیل‌شده است و مؤمنان نیز به فرموده خداوند برادر یکدیگرند. عبارت «اخیه میتاً» برای این است که او بی‌خبر از غیبت است و عبارت «فکرهتموه» این را می‌رساند که کراهت شما از این کار امری ثابت و محقق است. هیچ شکی در این نیست که شما هرگز راضی نمی‌شوید گوشت مرده انسانی را که برادر شماست بخورید بلکه از آن کراهت دارید، پس باید از غیبت کردن هم نفرت داشته باشید.

فلسفه تحریم غیبت

یکی از فلسفه‌های تحریم غیبت این است که آبرو و حیثیت انسانها که سرمایه بزرگ هر فردی است در هم نشکند و شخصیت افراد لکه‌دار نشود.

نکته دیگر اینکه غیبت بدبینی می‌آفریند. پیوندهای اجتماعی را سست می‌کند. سرمایه اعتماد را از بین می‌برد و پایه‌های تعاون و همکاری را متزلزل می‌کند.

دیگر اینکه غیبت بذر کینه و عداوت را در دلها می‌پاشد و گاه سرچشمه نزاعهای خونین و قتل و کشتارها می‌شود و آثار سوء فردی و اجتماعی فراوانی را به دنبال می‌آورد.

موارد جواز غیبت

در چند مورد فقها غیبت کردن را جایز شمرده‌اند که عبارت‌اند از:

غیبت از کسی که فسقش آشکار باشد نه نهانی. مثل‌اینکه ظرف شراب را آشکارا در خیابان به دست گرفته و بیاشامد.

در مقام شکایت مظلوم از ظالمی که به او ستم کرده و بیان ظلمی که به او شده غیبت مانعی ندارد.

هرگاه مسلمانی از کسی مشورت گیرد در باب معامله‌ای که با شخص معینی می‌خواهد انجام دهد و طرف مشورت عیبی از آن شخص می‌داند که اگر نگوید معامله انجام می‌گیرد و آن مسلمان به رنج و ضرر خواهد افتاد در این صورت ذکر آن عیب برای چنین شخصی مانعی ندارد.

غیبت کردن به‌قصد نهی از منکر مانعی ندارد به این معنی که هرگاه منکری را از مسلمانی ببیند و بداند که اگر غیبتش را بکند آن را ترک می‌کند در این صورت غیبت جایز است ولی اگر احتمال بدهد که ترک کرده ذکر آن جایز نیست و حرام است.

غیبت نمودن و ظاهر کردن عیب کسی که گمراه و گمراه‌کننده است و در دین خدا بدعتی گذاشته به‌قصد اینکه مردم‌فریب وی را نخورند و در دامش نیفتند جایز نیست.

غیبت کردن از فاسقی که روایتی نقل کرده یا بر امری شهادت داده به‌قصد اینکه مردم فسق او را بشناسند و به قولش ترتیب اثر ندهند جایز است.

رد کردن کسی که به‌دروغ ادعای نسبی کند زیرا مصلحت حفظ انساب و خانواده مقدم بر مفسده هتک ادعا کننده است.

به‌طورکلی هر موردی که مصلحت غیبت کردن از مفسده هتک احترام مؤمن بیشتر باشد غیبت جایز است.

جبران غیبت

چون غیبت کردن از گناهان کبیره است اگر کسی به آن مبتلا شد واجب است فوراً از آن پشیمان شود و پس از پشیمانی قلبی به زبان نیز استغفار نماید و عازم باشد که دیگر گرد چنین گناهی نرود و بار دیگر مرتکب این گناه ناپسند نشود؛ و ازآنجاکه غیبت جنبه حق‌الناس دارد اگر دسترسی به صاحب غیبت دارد از او عذرخواهی نماید هرچند به‌صورت سربسته باشد و اگر دسترسی به‌طرف ندارد یا از دنیا برای او استغفار نموده و عمل نیک‌انجام دهد شاید به برکت آن خدای متعال هم وی را بخشیده و طرف مقابل را راضی سازد.

منبع: وب‌سایت دانشنامه رشد


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۸۷
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *