شگردهای فساد در بانکها

دسته: حقوق مضاف
بدون دیدگاه
یکشنبه - 7 شهریور 1395


شگردهای فساد در بانکها

شگردهای فساد در بانکها

 

 

قائم‌مقام انجمن مدرسان اقتصاد مقاومتی به تشریح شگردهای فساد در بانکها که عمدتاً توسط مدیران و کارکنان شعب بانکها انجام می‌گیرد، پرداخت و گفت: بازار فروش وام با نرخ رشوه 8 درصد راه افتاده است.

حجت‌الله عبدالملکی با اشاره به مسئله عدم بازپرداخت وامهای کلان از سوی گیرندگان، آن را در جهت زد و بندهای بانکی دانست و تصریح کرد: این اتفاق چند مدل دارد، یا وام را می‌گیرد و ورشکست می‌شود و دیگر پولی برای بازپرداخت نمی‌ماند و یا اینکه تعمدی است؛ یعنی عمداً شخص بااینکه پول دارد، اما پس نمی‌دهد. این حالت با هماهنگی خود بانک صورت می‌گیرد؛ یعنی با یک قرار قبلی قرار می‌شود که وام دیگر بازپرداخت نشود، مثلاً با هماهنگی مدیران شعبه بانک بعضاً با دو کارت ملی وام پرداخت می‌شود، وثیقه هم که باید از سوی مدیر بانک تعیین شود، تعیین نمی‌شود و البته حق حساب مدیر شعبه هم پرداخت می‌شود، کسی نیست که این پول را بخواهد و قوه قضاییه هم وثیقه‌ای از او ندارد که بخواهد از او پول بگیرد. اگر هم کار به‌جای باریک کشید فرار می‌کند!

وی بابیان اینکه باید سخت‌گیریهایی از سوی بانک در جریان وامهای کلان صورت پذیرد، ادامه داد: دراین موارد بانک با وام‌گیرنده قطعاً هماهنگ است چراکه می‌توانند این وام را با وثیقه محکم کند یا هنگام بازپس‌گیری کار را جدی پیش ببرد. حالت دیگر این است که کارشناس یک ملک را که قرار است وثیقه گذاشته شود، چند برابر قیمت‌گذاری می‌کند و بالطبع وام هم‌مقدارش بیشتر می‌شود. بعد زمان بازپرداخت، پول را نمی‌دهد و قوه قضاییه هم نمی‌تواند این پول را در صورت عدم بازپرداخت، پس بگیرد.

او با ابراز اینکه بخش مهمی از مفاسد بانکی از طریق کارمندان و مدیران خود بانکها اتفاق می‌افتد، افزود: الآن بازاری راه افتاده است بنام بازار فروش وام؛ مثلاً مدیر اعتبارات بانک با یک واسطه، افرادی را که می‌خواهند وام بگیرند شناسایی می‌کند و خودش یا واسطه‌اش را برای مذاکره به خارج بانک می‌فرستد. او به دنبال وام‌گیرنده می‌رود و به او می‌گوید اگر قبول کند مقداری از وام را به او بدهد، وامش را خارج از نوبت پرداخت می‌کند. این پول بین این واسطه و رئیس اعتبارات تقسیم می‌شود. این بازار در برخی بانکها راه افتاده است و فرد باید 8 درصد را رشوه بدهد. این موضوع با یکی از رؤسای بانکها مطرح شد، وی گفت: ما می‌دانیم که این بازار راه افتاده است که وام می‌فروشند و نرخش هم همین 8 درصد است!

وامهای با بهره پایین باید حمایت‌کننده بخشهای خاص باشند

عضو هیئت‌علمی دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)، بابیان اینکه حقوقهای نجومی، جزو مفاسدی به‌حساب می‌آید که قانونی است، تصریح کرد: می‌گویند هیئت‌مدیره این پول را به ما داده است و ما هم باید دستور آنها را اجرا کنیم. دراین دولت حقوقها خیلی بالا رفته است؛ در یکجایی در رده معاون وزیر، حقوق ایشان 6 میلیون تومان بود سال بعدش یعنی 92 مدیرکل منابع انسانی یکی از رده‌های موازی همان رده 16 میلیون می‌گرفت. عبدالملکی افزود: وقتی به یک معاون رئیس‌جمهور گفتند که مجموعه‌های اقتصادی زیرمجموعه وزارت رفاه چرا این‌قدر حقوقهای کلان می‌گیرند؛ گفت «اینها به ما ربطی ندارد چون هیئت‌مدیره مجزا و بودجه جدا دارند». می‌گفتیم «از 9 عضو هیئت‌مدیره 6 عضو دولتی است، پس بازهم دست خودتان است؛ چرا جلوی آن رو نمی‌گیرید؟! چرا سالهای قبل این‌چنین حقوقهایی دریافت نمی‌شده است؟». دریکی دیگر از زیرمجموعه‌های دولت، آخر سال فقط 150 میلیون پاداش می‌دهند به هیئت‌مدیره‌ای که در سال در کل چند جلسه دارد! کسی که حقوق را دریافت می‌کند لزوماً مجرم نیست، بلکه کسی که تصویبش می‌کند مفسد است.

وی یکی از مهم‌ترین و متعارف‌ترین انواع فساد اقتصادی را مفاسد بانکی عنوان کرد و افزود: برای نمونه به بانک می‌روید تا وام سه میلیون تومانی ازدواج بگیرید، به شما چنین وامی را نمی‌دهند چون اعتبار ندارند و باید صبر کنید؛ اما از سویی یک نفر دیگر ظرف یک هفته، ده میلیارد تومان وام می‌گیرد. وامهای کلان از مصادیق مفاسد اقتصادی است، البته همیشه نه؛ زمانی شخصی 10 میلیارد تومان سرمایه دارد، با پشتوانه این پول 30 میلیارد تومان وام می‌گیرد؛ اما زمانی که شخصی هیچ سرمایه‌ای ندارد و دلیلی هم بر وام دادن به او نیست، اقدام به دریافت وام کلان می‌کند که این موضوع یکی از مصادیق بارز مفاسد اقتصادی است. گاهی جریان وامهای بزرگ بازد و بند همراه است؛ یعنی این فردی که می‌خواهد وام بگیرد، با این افرادی که می‌خواهند وام بدهند زد و بند می‌کنند و از این طریق وام می‌گیرند.

عبدالملکی یکی دیگر از مفاسد اقتصادی را موضوع وامهای کلان با بهره پایین عنوان کرد و گفت: دولتها به بانکها حکم می‌کنند که تسهیلات تکلیفی به بخشهای خاص، مثلاً کشاورزی دهند تا از آن حمایت شود و درنتیجه وام با بهره پایین به آنها می‌دهند. در حالت عادی، افراد معمولی دسترسی ندارند اما ناگهان یک سری افراد این وام با بهره پایین را به‌صورت کلان می‌گیرند درحالی‌که کشاورزهای عادی به این وام خرد هم دسترسی ندارند. درواقع کسانی که این بهره پایین را تملک می‌کنند یکی از مفسدان‌اند که باید با این موضوع هم برخورد شود.

او پرداخت وامهای کلان بدون وثیقه از سوی بانکها را یکی از مشکلات اصلی اقتصادی دانست و افزود: طبق عرف بانکها باید یک و نیم برابر وام درخواستی وثیقه ملکی گذاشته شود تا در صورت عدم بازپرداخت، از این ملک هزینه وام و دادگاه برگردد. برای همین برای 70 میلیون تومان وام، 100 میلیون تومان وثیقه لازم است؛ یعنی حدود 70 درصد قیمت یک وثیقه ملکی وام داده می‌شود. حالا با همین زد و بندهایی که در بانکهای کوچک انجام می‌شود، بانکها بدون وثیقه وام می‌دهند یا به‌جای وثیقه ملکی با سفته وام می‌دهند، چراکه وام‌گیرنده رفیق یا فامیل رئیس بانک است، این در حالی است که وامهای بالای 20 ــ 10 میلیون تومان حتماً وثیقه ملکی می‌خواهد.

نظام گمرکی نیاز به تغییر و تحول اساسی دارد

عبدالملکی با اشاره به اختلاس به‌عنوان یکی دیگر از واقعیتهای موجود، به توضیح این نوع فساد پرداخت و گفت: اختلاس یعنی بودجه را درجایی مصرف کنید که برای آن در نظر گرفته نشده است، مثلاً بودجه‌ای را که برای پژوهش است برای پاداش مدیران استفاده کنید، یا سرقت بودجه که با برگ خرید صوری این پول را به جیب خودتان منتقل کنید! برخی مواقع مدیر می‌گوید «مجبورم؛ چون فلان برنامه‌ام عملیاتی نشده است و باید این پول صرف این کار شود» و برگ خرید صوری برای کار اصلی‌اش صادر می‌کند.

قائم‌مقام انجمن مدرسان اقتصاد مقاومتی، یکی دیگر از مفاسد اقتصادی را ویژه خواری عنوان کرد و با اشاره به مجوزهای خاص گفت: این مجوزها برای واردات و کارخانه‌های خاص گرفته می‌شود. کار ویژه برخی نمایندگان مجلس همین است که برای بعضی از قوم‌وخویشهای خودشان چنین مجوزهایی می‌گیرند، به عبارتی با وزیر و نماینده وزیر صحبت می‌کند و باقدرتی که برای استیضاح و نظارت براین وزیر دارد این مجوزها را می‌گیرد، مثلاً چهار مجوز برای حفر چاه می‌گیرد که مثلاً 50 هکتار زمین بی‌ارزش را به قیمت طلا بفروشد، چراکه مجوز چاه دارد و می‌شود روی آن کشاورزی کرد.

او یکی از مفاسد گمرکی را قاچاق غیررسمی بیان کرد و افزود: درواقع قاچاق غیررسمی این است که بدون اطلاع مسؤولین گمرکی اتفاق می‌افتد؛ یعنی با استر و قاطر و … اتفاق می‌افتد ولی بخش عمده قاچاق ما از این طریق نیست. ما سالیانه 20 تا 25 میلیارد دلار قاچاق داریم درحالی‌که کل واردات مابین 65 تا 70 میلیارد دلار است.

عبدالملکی دسته دوم مفاسد گمرکی را قاچاق رسمی دانست و گفت: قاچاق رسمی این است که بااطلاع مسؤولین گمرکی اتفاق می‌افتد ولی جلوی آن را نمی‌گیرند! از یک مسؤول پرسیدند که میوه قاچاق به چه طریق وارد می‌شود گفت روی کولشان می‌آورند و می‌فروشند! یعنی این هزار تن را افراد روی کولشان می‌آورند؟ یکی از دلایل بالا بودن این مفاسد که شاید بیشتر از 70 درصد قاچاقهای ما را شامل می‌شود، نظام بوروکراتیک معیوب ما است، تمام اسناد گمرکی به‌صورت دستی بررسی می‌شود چه در انبار یا هنگام ترخیص، یک سیستم عقب‌افتاده و ضعیف که سیستم‌عامل آن تحت داس DOS بوده است!

وی ادامه داد: این‌یک اتفاق برنامه‌ریزی‌شده است چراکه تحت این سیستم ناقص برنج وارد می‌شود به‌عنوان کائوچو ترخیص می‌شود، خلاصه اصلاً نمی‌شود فهمید چه اتفاقی می‌افتد.

خبرگزاری تسنیم

 


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۴
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *