رابطه افسردگی و بزهکاری در نوجوانان

دسته: حقوق جزا
بدون دیدگاه
شنبه - 26 فروردین 1396


رابطه افسردگی و بزهکاری در نوجوانان

رابطه افسردگی و بزهکاری در نوجوانان

 

امروزه نسل جوان و بویژه نوجوانان که قسمت اعظم جمعیت هر کشور را تکشیل می دهند بیش از همه سطوح سنی مورد توجه و عنایت کارشناسان اجتماعی و روانشناسان و روانپزکان و جرمشناسان و بالاخره متفکرین علوم تربتی بوده و بیشترین مطالعات و تحقیقاتی که بر محور ساختار اجتماعی صورت می گیرد متمرکز بر اصلاح رفتار و اندیشه این گروه خاص و مصروف بازیافت عوامل مؤثر در انحراف و یا ارشاد این گروه سنی معنی است.

شاید مهمترین دلیل توجه خاص متخصصین و اندیشمندان علوم مختلف انسانی باین امر در درجه اول نقش مؤثری است که جوانان و نوجوانان در ساختار آنده هر جامعه داشته و در درجه دوم اکثریت نسبی تعداد این افراد نسبت به گروههای سنی بالاتر است، بخصوص که غفلت از این نسل مصیبتهای بزرگی را متوجه جامعه نموده و موجب اضمحلال و فرو ریختن نظام اجتماعی و گسیختگی شیرازه قوام یک یا چند نسل متوالی می گردد. بنابراین اگر تمامی کوشش فرهنگ شناسان و مربیان اجتماعی صرف اصلاح همین نسل شود عالیترین بازده در ساختن اجتماعی سالم و بدور از آفات فرهنگی حاصل خواهد گردید.

سالم سازی محیط اجتماعی و مصونیت بخشیدن به نیروهای سازنده هر اجتماع در مقابل خطرات ویرانگر مفاسد اجتماعی بویژه در دنیای پر مخاطره معاصر که دجال زمان براه افتاده تا گوشهای مستعد و مهیای شنیدن مغنیات فریبنده را بخود جلب کند مسئولیت بزرگ منادیان حق و نویسندگان توانا و آگاه باین خطرات و وظیفه نمایاندن راههای جلوگیری از آن است.

اگر دیروز به لحاظ بسته بودن واحدهای اجتماعی و محدود بودن وسائل ارتباط جمعی و کم بودن فراغت افراد جهت پرداختن به مسائل تفننی بدلیل پیچیده و فراوانی فرصتهای پرداختن به امور تفننی و رفاه بیش از حد موجبات میل به عوامل مخرب و روی آوردن به مفاسد اجتماعی و تبهکاریها در سنین اولیه عمر و دوران نوجوانی که نیروی هوس بر نیروی تعقل تفوق دارد بسی چشمگیر و بارزتر است تا دوران بلوغ اندیشه و پختگی اخلاقی.

در اینجا با انگیزه شناسائی یکی از آفات مهم اجتماعی و بلایای شایع دوران معاصر به بررسی اجمالی بیماری افسردگی و ارتباط آن با بزهکاری می پردازیم و در این مقاله می کوشیم در درجه اول باختصار افسردگی را از دید روانپزشکی تحلیل نموده و سپس به تأثیرات آن در توسل به رفتار مجرمانه و بزهکاری بپردازیم.

بررسی اجمالی بیماری افسردگی

افسردگی می تواند بویژگیهای مختلفی نسبت داده شود و در بیانی کوتاه افسردگی عبارتست از حالت روانی خاص یک شخص که تحت تأثیر عوامل مختلف یا در قبال مسائل و مشکلات روزمره در خود احساس غم و اندوه و تأثر مداوم نموده و در نتیجه تعادل روحی لازم جهت ارضای مطلوب نیازهای خود را ندارد.(۱)

با توجه به تعریف افسردگی که فوقاً اشاره شد مهمترین علائم افسردگی عبارتند از احساس غم و اندوه مداوم، از دست دادن علاقه بانجام فعالیتها احساس تنهائی و بی ارزش بودن، اختلالات خواب و نداشتن اشتها.

این علائم در صورت تشدید اهمیت کلینکی یافته و شخص مبتلا باین حالت بعنوان بیمار تلقی شده و این حالت را روانپزشکان نوعی سندرم یا بیماری می دانند (۱) نکته مهم در این رابطه آنست که نوجوانان معمولاً قادر به بیان احساس افسردگی خود نبوده و در این سنین افسردگی تنها در رفتار و کردار شخص تجسم می یابد،(۲) که تفصیل آن را تحت عنوان نتایج افسردگی بررسی خواهیم کرد. معذالک باید توجه داشت که علائم افسردگی در بین پسران در دوران بلوغ دو برابر دختران است ولی این علائم در دختران بعد از بلوغ به میزان دو برابر پسران می باشد.

نتایج افسردگی

نتایج افسردگی بیکی از دو صورت زیر خود نمائی می کند:

۱- به صورت مثبت یا فعال: در این حالت شخص افسرده به خشونت هرج و مرج طلبی، بزهکاری و بالاخره عصیانگری متوسل شده و با هم ریختن نظم و صدمه زدن به دیگران عدم تعادل درونی خود را بروز می دهد (۳) آنچه تحت عنوان بزهکاری در نوجوانان در صفحات آتی خواهید دید تفصیلی از این نوع عکس العمل است.

۲- بصورت منفی یا تحریک پذیر: در این حالت شخص با احساس گناه یا عدم اعتماد به نفس یا احساس حقارت و بالاخره ترسیدن و بعضاً روی آوردن به الکل یا مواد مخدر و حتی خود آزاری یا خود تخریبی از قبیل عدم رعایت بهداشت یا هرج و مرج جنسی و در نهایت اقدام بخودکشی وضعیت درونی خود را بروز داده (۴) و با این کیفیت می کوشد تا افسردگی و اضطراب خود را تخفیف داده و فرونشاند، البته این تقسیم حالات دوگانه بدان معنی نیست که شخص تحریک پذیر روزی فعال یا عصیانگر نشود.

عوامل مؤثر در ایجاد افسردگی:

عوامل مؤثر در ایجاد افسردگی فراوانند اما مهمترین این عوامل عبارتند از:

۱- گذر از دوران کودکی و بی خیالی بسوی دوران بزرگسالی و شکل گرفتن سازمان شخصیت نوجوان که معمولاً همراه با تعارضات درونی و آشفتگی های ذهنی است و در عرف روانپزشکی به سنین بحران معروف است و این دوران آکنده از تعارض و نوسان بین وابستگی و استقلال است. (نقش والدین در حمایت مالی از نوجوانان که احساس نیاز شدید بخود کفائی می کنند در این مقطع کاملاً حساس است) به عبارت دیگر وحشت و نگرانی نوجوانان از دنیای پیش روی که بدلیل بریدن از مامن و محل آسایش و رها شدن در آینده ای مبهم بوجود می آید از عوامل مؤثر در ایجاد افسردگی است.

۲- فشارهای خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی که «از معبر افسردگی و بعضاً» بطور مستقیم به بزهکاری منتهی می گردد و در این زمینه در مبحث دوم (بزهکاری در نوجوانان) توضیحات بیشتری خواهیم داد.

بزهکاری در نوجوانان

بزهکاری چیست؟ برای شناخت مفهوم بزهکاری بایستی به توضیحی کوتاه در مورد بزه و بزهکار پرداخت.

بزه

به لحاظ نسب بودن مفهوم بزه و تشتت نظریات حقوقدانان در این مورد آوردن تعریف جامع الاطرافی از بزه که گویای مفهوم آن در کلیه اعصار و اماکن باشد بسیار مشکل و حتی غیر ممکن است با همه احوال می توان بزه را در معنای عام «رفتار خلاف مصالح اجتماعی هر فرد» دانست… (۱) بنابراین، این پدیده بیانگر رابطه بین رفتار فرد و اجتماع است. مفهوم بزه یا جرم همیشه با مجازات همراه بودن و بین این دو پدیده نیز رابطه بسیار نزدیکی وجود دارد نسبی بودن مفهوم بزه این اقتضاء را دارد که یک روز انسانهائی بدلیل ارتکاب عملی سخت مجازات شوند و روزی دیگر انسانهائی به دلیل ارتکاب همان اعمال تشویق شوند.

آنچه به عنوان بزه یا جرم تلقی گردد به درجات و اقسام مختلفی تقسیم می گردد، شایعترین این تقسیم بندیها تقسیم بزه به جرائم. سنگین یا جنایت و جرائم متوسط یا جنحه و جرائم سبک یا خلاف می باشد.

جرمشناسان تقسیم بندیهای بسیار دیگری نیز از جرم بدست داده اند که در کتب جرمشناسی مضبوط است. (۱)

بزهکار.(۲)

بزهکار به فردی اطلاق می گردد که با رفتار خود از قلمرو قانون خارج شده و پا به میدانی می گذارد که سایر انسانها از نزدیک شدن به آن امتناع دارند.

در مطالعه بزهکار رابطه بین شخصیت و اجتماع مورد بررسی قرار می گیرد اصلاح بزهکار از زمانی وارد قلمرو حقوق جزاء گردید که جرمشناسان پی بردند صرفاً مجازات کردن مجرمین و سرکوبی آنان تأثیر چندانی در زدودن آثار ناهنجاریهای اجتماعی نداشته و سنگین ترین کیفرها نتوانسته است جرم را نابود سازد و بعضاً موجب نتایج عکس نیز شده است. در اثر این تحول کوشش متخصصین حقوق جزاء مصروف شناخت شخصیت و خصوصیات فردی بزهکاران گردید و در همین رابطه تحقیقات وسیع جرمشناسی با کمک روانشناسی، روانپزشکی و حتی چهره شناسی و جمجمه شناسی آغاز گردید و به تعبیر یکی از محققین برجسته حقوق جزاء، جرمشناسی وعده گاه تمام علوم از قبیل زیست شناسی، جامعه شناسی، علوم پرورشی، تاریخ فرهنگ ملی، اقتصاد، آمار، بوم شناسی، و رشته های دیگر گردیده است.

آسیب شناسان اجتماعی از بزهکاران طبقه بندیهای گوناگون کرده اند که شاید معروفترین این طبقه بندیها از آن دانشمندان ایتالیائی است که بزهکاران را به ۵ دسته مختلف بشرح زیر تقسیم کردهاند:

۱- بزهکاران مادرزاد (جانیان بالفطره).

۲- بزهکاران دارای اختلالات عضوی مغز.

۳- بزهکاران هیجانی.

۴- بزهکاران دیوانه و کودن.

۵- بزهکاران برحسب اتفاق. (۳)

سایر دانشمندان از قبیل لمبروز و گاروفالو وارنست دو پره طبقه بندیهای مشابهی از بزهکاران بعمل آوردهاند که اطلاع بر آن برای محققین و پژوهشگران روانشناسی و روانپزشک بسیار جالب است. (۱)

بزهکاری

به گفته یکی از محققین (۲) بزهکاری پدیدهایست که بدون توجه به بزهکار می توان آنرا مورد بررسی قرار داد و تراکم جرم، اهمیت تیپهای مختلف جرائم تغییرات احتمالی جرائم از نقطه نظر زمان، مکان، نژاد، مذهب و … را دقیقاً تحقیق نمود.

بزهکاری اصولاً به مجموعهای از جرائم اطلاق میگردد که در یک زمان و مکان معین به وقوع می پیوندد و در معنای واقعی، مطالعه گسترده در سطح یک جامعه ای است که در آن جرائم از دیدگاههای مختلف و از نقطه نظر عوامل بوجود آورنده آنها دقیقاً شناسائی واقع میشوند به همین جهت موقعی که بزهکاری بررسی می شود یعنی در حقیقت کلیه پدیده های اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی، سیاسی، مذهبی خانوادگی/// یک جامعه عمیقاً مورد مطالعه قرار می گیرد و بزهکاران از جهات مختلف، سن، جنس، نژاد، تجرد و تأهل، شهری و روستائی بودن، فقیر و متوسط و ثروتمند بودن … تقسیم بندی می شوند».

آنچه در بزهکاری مورد توجه خاص قرار می گیرد مطالعه رابطه بین عمل و شخصیت افراد است و همین بررسی پایه یکی از رشته های مهم جامعه شناسی تحت عنوان جامعه شناسی کیفری گردیده است.

مفهوم نوجوانی در جرمشناسی و مرز مسئولیت کیفری

علیرغم تفاوتهائی که در علوم مختلف نسبت به مفهوم نوجوانی وجود دارد اصولاً نوجوان به کسی گویند که دوران خردسال را که از بدو تولد شروع می گردد پشت سرگذاشته و بدوران برخورداری از درک حسن و قبح اعمال و رفتار خود وارد میگردد و تا زمانیکه شخصیت اجتماعی او شکل بگیرد دوام می یابد.

در نظامهای حقوقی مختلف سن نوجوانی متفاوت است. در نظام حقوقی اسلام و کشورهائی که نظام حقوقی آنان مقتبس از حقوق اسلام است دوران نوجوانی دورانی است که به سن بلوغ ختم میگردد و باستثنای مواردی خاص که شخص بعد از سن بلوغ نیز ممکن است دچار نارسائیهای عقلانی باشد. علی الاصول دوران نوجوانی از سنین ۷ تا ۸ سالگی شروع و در سن بلوغ که در دختران ورود به ۹ سالگی و در پسران پایان ۱۵ سالگی است خاتمه می یابد. در نظامهای حقوقی غرب دوران نوجوانی و مبری بودن کودک از مسئلیت کامل بعضاً تا سنین ۱۸ سال و حتی به ۱۹ سالگی نیز کشیده شده است(۱)

بنابراین میتوان گفت برحسب نظامهای مختلف حقوقی سن نوجوانی از زمانی که مسئولیت ناقص کیفری فرد شروع میگردد شروع و با کامل شدن مسئلیت کیفری پایان می یابد. این دوران بخشی از دوران کودکی یا طفولیت است که فرد تحت عنوان «طفل ممیز» و به تعبیر قوانین ایران «صغیر ممیز» نامیده شده است. (۲)

این در حالی است که مفهوم نوجوانی از دید روانشناسی و یا روانپزشکی کمی گسترده تر است بنحویکه دوران گذر از کودکی (که با مفهوم خردسالی متفاوت است) به بزرگسالی را دوران نوجوانی گویند و شروع این دوره از ۱۲ سالگی و پایان آن حدود ۲۰ سالگی است. (۳)

عوامل مؤثر در ارتکاب جرم

عوامل مؤثر در ارتکاب جرائم را میتوان از دیدگاه کلی به سه دسته تقسیم کرد:

۱- عوامل فردی (۴)

۲- عوامل محیطی شامل عوامل اجتماعی بمعنای خاص و عوامل جغرافیائی و خانوادگی و غیره.

۳- عوامل اجتماعی به معنای عام شامل عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی.

۱- عوامل و خصوصیات فردی

بی تردید یکی از عوامل مؤثر در رفتار بزهکارانه خصوصیات شخصی افراد است. عده ای از جرمشناسان تحت عناوین مجرمین مادرزادی و یا تیپ شناسی جنائی به بررسیهای مفصل در این زمینه پرداخته و معتقدند شخصیت مجرم تأثیر فراوانی در ارتکاب بزه داشته و بررسی ابعاد شخصیتی مجرمین کمک شایانی به تدوین مبانی و اصول جرمشناسی می نماید. ظهور اندیشه، آزمایش علمی شخصیت در قوانین کیفری کشورهای پیش رفته (۱) از همین طرز فکر نشأت گرفته است، این آزمایش دارای سه بعد مختلف: پزشکی، روانپزشکی، و اجتماعی است و این آزمایش امروز، عمدتاً در مورد جوانان بزهکار متداول است.(۲)

هدف اصلی جرمشناسان و متخصصین حقوق کیفری جدید از بررسی شخصیت بزهکار ملحوظ داشتن شخص بعنوان صاحب یک حق است، نه صرفاً موضوعی جهت اعمال مجازات. بنابراین خصوصیات فردی اشخاص از قبیل سن، میزان سواد رنگ پوست، و حتی شکل ظاهری بعضی اندامها در علاقمندی یا عدم علاقمندی آنها به ارتکاب بزه مؤثر است.

بطور خلاصه شناخت طبع و سرشت افراد یکی از فاکتورهای مهم در تشخیص خلق و خوی بزهکاری در انسانهاست و این طبع و سرشت منتجه عناصر مهمی از قبیل وراثت، تعلیم و تربیت، عواطف و غیره می باشد.

۲- عوامل محیطی

تأثیر عوامل محیطی بر رواج بزهکاری امری مسلم و تردید ناپذیر است. همانطور که قبلاً اشاره شد این عوامل شامل شرایط خانوادگی، عوامل جمعیتی و عوامل طبیعی یا جغرافیائی است.

بجرأت می توان گفت عامل نخست از مؤثرترین عوامل در ازدیاد یا کاهش میزان جرائم است. خانواده آینه شخصیت کودکان است. در کانونهای خانوادگی ناهمگن که معمولاً عواطف خانوادگی ضعیف و مخدوش است افراد بزهکار بیشتر پرورش می یابند. بعنوان مثال باعتقاد همه محققان و حقوقدانان طباق و ایجاد گسیختگی بین همسران، از عوامل مؤثر در پرورش افراد بزهکار بوده و در این قبیل خانواده ها بدلیل محرومیت فرزندان و نوجوانان از عواطف و ملاطفت های خانوادگی و مهر و محبت مادران، کودکان بخشونت گرائیده و بعضاً تمایلات رفتار مجرمانه یا بزهکاری در آنها بروز میکند. (۱) همچنانکه عوامل جمعیتی نیز نقش مؤثر دارد. توسعه شهرها و تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ نیز از عوامل محیطی جرمزا محسوبند. بدین توضیح که در شرایط تراکم جمعیت امکانات ویسعتری برای ارتکاب جرم در دسترس اشخاص قرار می گیرد. بنابراین تراکم جمعیت و گمنامی و تحرک که برای مجرمین امکان فرار از چنگال قانون را فراهم می سازد نباید نادیده گرفت. آمار منتشره در کشورهای پیش رفته حکایت از این می سازد نباید نادیده گرفت. آمار منتشره در کشورهای پیش رفته حکایت از این دارد که وقایع بزهکارانه مهم در شهرها بیشتر از محیطهای روستائی و در بین شهرها آنجا که تراکم جمعیت بیشتر است موارد ارتکاب جرم فراوانتر می باشد. (۲)

منظور از عوامل طبیعی و جغرافیائی عواملی از قبیل آب و هوا و سرزمین و تغییرات جوی و غیره است که می تواند در رشد روح بزهکاری یا تخفیف آن مؤثر باشد. مثلاً وجود مخفیگاهها و یا محلهای دور افتاده و یا جنگی و رودخانه پرآب و بالاخره خرابه ها و ابنیه مخروبه از عوامل مؤثر در ارتکاب جرم محسوبند.

۳-عوامل اجتماعی در معنای عام

تأثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در اشاعه رفتار بزهکارانه از سایر عوامل کمتر نیست. محیطهای اجتماعی اعم از محیطهای عمومی یا کلی که همه اجتماع را شامل می گردد و محیطهای محدود از قبیل محیطهای انتخابی و یا اتفاقی (۳) و تحمیلی و اجتناب ناپذیر عوامل بسیار مؤثری در ارتکاب بزه محسوبند.

شاید بتوان در رأس علل یا عوامل اجتماعی عامل اقتصادی را قرار داد به عبارت دگیر فقر و ناداری تأثیر فراوانی در تشویق افراد به سوی بزهکاری دارد بیشتر سرقتها، اختلاسها، خیانت در امانت ها و کلاهبرداریها منشاء اقتصادی داشته و عمدتاً بوسیله افراد فقیر صورت می پذیرد. (۱) در عین حال تأثیر عوامل فرهنگی و اعتقادی بر کسی پوشیده نیست، چه کسی می تواند منکر این واقعیت گردد که ضعف مبانی اعتقادی و عدم پایبندی به اصول اخلاقی و تعالیم مذهبی تأثیر فراوانی درکشیده شدن افراد به سوی جرایم و خلافکاریها دارد، همچنانکه نظام سیاسی حاکم بر یک جامعه می تواند در تشویق یا عدم تشویق فراد به ارتکاب جرائم کمک کند.

با توجه به آنچه تاکنون گفته شد و علیرغم این واقعیت که بزهکاری در نوجوانان دارای علل پیچیده و غامض است ولی بطور کلی می توان علل اصلی بزهکاری را در چهار عامل زیر خلاصه کرد:

۱- روابط نابهنجار خانوادگی.

۲- بیماریهای روانی و عاطفی فرد.

۳- وضعیت جسمانی مغز و غدد درون ریز داخلی.

۴- تزلزل یا اختلالات اجتماعی.

و اگر بخواهیم علل پیش گفته را در یک کلام خلاصه کنیم میتوانیم بگوئیم اکثریت نوجوانان بزهکار دچار عدم تعادل روحی و یا به اصطلاح بعضی حقوقدانان روان نژند هستند. ویژگیهای اکثر نوجوانان بزهکار را می توان چنین برشمرد:

اینان دارای رفتاری خشک و خشن بوده و انعطاف ناپذیرند.

از ترسهای بی پایه رنج برده و اکثراً تحت تأثیر محرکات آنی غیر قابل کنترل قرار می گیرند.

بدون اینکه دچار نارسائیهای مشخص عصبی باشند علائم مبهم اختلالات منشی از خود بروز می دهند.

راههای بازسازی و پرورش صحیح مجرمین

بزرگترین رسالت مراکز روان درمانی از یک طرف و مراجع قضائی و کیفری و بطور خاص بازداشتگاهها از طرف دیگر درمان نارسائیهای منشی و تربیت بزهکاران و محرفین اجتماعی است. انجام این رسالت مهم در مورد نوجوانان بزهکار هم ضروری تر و هم عملی تر است ضروریتد و هم عملیتر است ضروریتر از این جهت که نوجوانان نسل روبه رشد و آینده ساز هر جامعه بوده و نباید از نقش مؤثر آنها در سالم سازی و یا آلوده سازی جامعه (برحسب اینکه خود سالم یا آلوده باشند) غافل بود و عملیتر از این جهت که قابلیت انعطاف و تأثیرپذیری این نسل از نسلهای بالغ و یا افراد کامل بمراتب بیشتر است. اگر در هر جامعه مسئولین مراکز تربیتی اعم از مدارس در سطوح مختلف و یا مراکز روان درمانی که به لحاظ اشراف کافی متخصصین آن بر بیماریهای روانی و تنوع آنها و خطرات عظیمی که بعضی بیماران از این نوع می توانند ایجاد کنند بدانند که وظیفه سنگینی بردوش دارند و بالاخره صاحب منصبان قضائی در مراجع کیفری و زندانها به رسالت عظیم خود واقف باشند علاج رواج بی رویه جرائم چندان هم دشوار نیست. اولین توصیه در این رهگذر آنست که برنامه ریزان اجتماعی سیاست کیفری هر جامعه را بجای «انتقامجوئی» بر بنیاد «درمان بزهکاران» استوار سارند. اما این بدان معنی نیست که تفریط در تضعیف مجازاتهای عادلانه را جایگزین افراط در مجازاتهای سنگین و خشن سازیم و عدالت کیفری را به معنای پاداش دادن به بزهکاران تفسیر نمائیم بلکه همواره باید راه میانه را پیمود و سیاست کیفری را بنحوی طراحی نمود که متجاوزین به قانون و جرثومههای متجری و ضد اخلاق اجتماعی از جامعه طرد و در معرض مجازاتهای بازدارنده قرار گرفته و در مقابل مرتکبین اتفاقی و بویژه نوجوانان فریب خورده که با داشتن زمینه های مساعد اخلاقی بطور تصادفی در معرض القاآت سوء دسته اول قرار گرفته اسند بطور ماهرانه تصحیح و در جهت فطرت انسانی خویش رهنمون گردند و رهنمونی بسوی فطرت وقتی محقق می گردد که پیشگیری از جرائم از قوانین طبیعت تبعیت شود والا به گفته بسیاری از محققین علوم روانی و جزائی تأثیر مجازاتها بویژه نوع خشن آن بر مجرمین بسیار ناچیز و نامحسوس است و اگر اثری بر آن مترتب باشد تنها بر سایر افراد جامعه و کسانی است که هنوز آلوده به ارتکاب بزه نشدهاند.

توصیه دوم اینکه به نهاد خانواده و استحکام بخشیدن آن به درجهای که مورد عنایت اصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته اهمیت داده شود در اصل مزبور آمده است «از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزیهای مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد».

و آخرین توصیه اینکه در اصلاح ساختار محیطهای اجتماعی و فرهنگی بر پایه تعالیم عالیه اسلام کوشش نموده و سعی شود با تأمین محیطهای سالم آموزشی و در جوار آنها فضاهای انبوه و فراوان تربیتی، ورزشی و تفریحات سالم، اندیشه و فطرت پاک نوجوانان را پرورش داده و نیروهای خداداد و نهفته در درون این ذخایر عظیم بشری را در جهتی سوق دهیم که انگیزهای جهت رو آوردن به خطا کاریها و سرخوردگیها و خود باختگیها وجود نداشته باشد.

منبع:

1- روانشناسی رشد ترجمه دکتر نورالدین رحمانیان چاپ دوم 1367.

1- روانشناسی رشد دکتر اشعاری نژاد فصل 8.

Victor.Schoenhach. Kaplan. Wagner (Preyalance ofsef reported depressive symptoms in young adolescents) American. J.Public Health 1983.

2- زمینه روانشناسی جلد اول نوشته اتکینسون هملیگارد.

3- همان منبع

Friedman. Sarles. (out of control bhavier in adolscene).

4- James Coleman Abnormal Psychology and modern Life 5 th edition.

1- تعریف بزه از دیده دانشمندان علوم مختلف نیز متفاوت است جامعه شناسان آن را «مخالفت با آداب و سنن اجتماعی» می دانند در حالیکه دین شناسان از آن به «گناه» تعبیر نموده و علمای علم اخلاق آنرا زیر پاگذاشتن ضوابط اخلاق و سجایای عالی انسانی می دانند.

1- الف – دکتر رضا مظلومان، کلیات جرمشناسی، انتشارات دانشگاه تهران.

ب – دکتر رضا علومی، جرمشناسی (ترجمه) از انتشارات امیرکبیر.

ج – دکتر مهدی کی نیا، مبانی جرم شناسی، انتشارات دانشگاه تهران.

2- Criminal

3- دیوید ایراهمسن، روانشناسی کیفری، (مترجم) دکتر پرویز صانعی ص – 167.

1- بیشتر جرمشناسان معاصر بزهکاران را در درجه اول به دو دسته عادی و غیر عادی تقسیم می کنند و سپس هر یک از دو دسته مذکور را به انواع مختلف تفکیک مینمایند آنچه مورد اتفاق همه آنان است اینکه تعداد بزهکاران عادی از غیر عادی بسیار بیشتر است و در میان بزهکاران غیر عادی می توان از انواع زیر نام برد:

بیماران مختلف روانی، عقب ماندهها، نوروزها، پسیکوپاتها، پارانویاکها، هیستریها، بیماران الکلی، معتادان (مسموم شده ها بوسیله مواد مخدر) بیماران جسمانی و غیره.

2- نقل از کتاب کلیات جرمشناسی، دکتر رضا مظلومان ص – 114.

1- این سن در بعضی ایالات امریکا پایان سن نوجوانی محسوب گردیده است. ر.ک به روانشناسی کیفری Dnil Abrhamsen ترجمه دکتر پرویز صانعی ص 86 به بعد.

2- برای اطالعات بیشتر در خصوص حدود مسئولیت کیفری نوجوانان ر.ک به دکتر محمد صالح ولیدی، حقوق جزا مسئولیت کیفری ص 142.

3- سیناتاسی، اختلالات خلقی و رفتاری در سنین بلوغ پایان نامه دکتری پزشکی ص 2.

4- عوامل فردی شامل موارد زیر میگردد:

الف – ذاتی و ارثی.

ب – برون ذاتی یا اکتسابی.

ج – آماده کننده مانند بیماریها، الکل و صرع و غیره.

1- از جمله در قانون آئین دادرسی کیفری 1958 فرانسه.

2- Defense social Margancel 1985.

1- عوامل یا محیط خانوادگی اعم است از محیطهای خانوادگی انتخابی و تحمیلی که در نوع اول شخص بزهکار در ایجادش تأثیر دارد در حالیکه در ایجاد محیطهای خانوادگی تحمیلی همچنانکه از نامش پیداست شخص بزهکار تأثیری ندارد و از ناحیه پدر و مادر یا سایر افراد خانواده برای شخص ایجاد میگردد.

2- به نقل از کتاب جرمشناسی ترجمه دکتر علی حسین نجفی ابرندآبادی 1370.

3- منظور از محیط های اتفاقی محیطهائی است که بطور تصادف در سر راه بزهکار قرار میگیرد مانند محیطهای خدمت نظام وظیفه یا حرفه آموزی و بعضاً محیطهائی که در مسیر تحصیل برای فرد مهیا میگردد.

1- در اینکه آیا عامل اقتصادی یکی از عوامل اجتماعی و در عرض سایر عوامل از قبیل ضعف اصول اخلاقی و اعتقادی و شرایط سیاسی و بالاخره عوامل جغرافیائی و غیره بوده و یا اینکه عامل اقتصادی بعنوان زیر بنای سایر عوامل اجتماعی بوده و سایر عوامل معلول شرایط اقتصادی بین محققین و صاحبنظران اختلاف است که شرح این مقولات در کتب حقوق جزاء از جمله کتاب جرمشناسی دکتر رضا علوی از انتشارات اقبال آمده است.

 

 

علی اصغر حاتمی

حمید اشکانی


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۲۶
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *