دلسوزی، استقامت، مشورت

دسته: اخلاق و رفتار
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۱۷ آذر ۱۳۹۵


دلسوزی، استقامت، مشورت

سه تدبیر طلایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

دلسوزی، استقامت، مشورت

548929181

هر انسانی در زندگی با سختیهایی روبرو میشود و موانعی سر راه زندگیاش قرار میگیرد؛ آنچه اهمیت دارد، تدبیرهایی است که به کار میگیرد، تا مشکلات را پشتسر گذاشته و به هدفش برسد. از میان تمام انسانها، پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) با بیشترین مشکلات روبهرو بودند.

 ایشان در جامعه‌ای غرق در جهالت؛ مبعوث شدند. جامعه‌ای اسیر انحرافها، خرافات و تعصبهای غلط. آنها در مسیر اشتباه خود بسیار سرسخت بودند.

پیامبر به خوبی از سختی وظیفه‌اش آگاهی داشتند و برای موفقیت، تدبیرهای مهمی را به کار گرفتند. در این یادداشت به سه تدبیر طلایی پیامبر در مواجهه با سختیها می‌پردازیم تا با پیروی از ایشان، به تعبیر قرآن، راه حیات را پیش بگیریم: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ؛ اى کسانى‌که ایمان آورده‌اید چون خدا و پیامبر شما را به چیزى فراخواندند؛ که به شما حیات مى‌بخشد، آنان‌ را اجابت کنید». (توبه/61)

  دلسوزی و شیفتگی

پیامبر بزرگ‌ترین امر به معروف و نهی از منکر را انجام دادند. ایشان به مبارزه با بزرگ‌ترین گناه، یعنی شرک پرداختند و بندگی را که بزرگ‌ترین معروف است، ترویج کردند. ایشان برای جذب حداکثری، شیفته هدف خویش بودند و نهایت دلسوزی و سوز و گداز را نسبت به جامعه داشتند؛ تا مردم هدف اصلی پیامبر را هدایتی برخاسته از دلسوزی بدانند؛ نه چیز دیگری.

سوز و گداز پیامبر برای هدایت مردم و خارج‌کردن آنان از گمراهی به اندازه‌ای بود که خداوند خطاب به پیامبرش فرمود: «لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُوْمِنِینَ؛ نزدیک است تو از این‌که [مشرکان] ایمان نمی‌آورند جان خود را تباه سازى». (شعراء/20)

ایشان از رسالت خود انگیزه مادی نداشت و تنها درد جهالت جامعه را به دوش می‌کشید و برای هدایت آنان حرص می‌ورزید. قرآن این صفت را این‌گونه بیان می‌دارد: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌعَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُوْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ؛ قطعاَ براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید به [هدایت] شما حریص و نسبت به مومنان دلسوز مهربان است». (توبه/128)

امر به معروف و نهی از منکر کاری هم‌جنس با رسالت نبوی است. برای انجام و نتیجه‌گرفتن در آن، نیاز است از پیامبر درس بگیریم، با دلسوزی وارد این عرصه شویم و از روی دردمندی نسبت به دین الهی، این مهم را انجام دهیم.

وقتی مردم سرسخت حجاز، دلسوزی پیامبر نسبت به خودشان را دیدند و شیفتگی ایشان را نسبت به هدفش لمس کردند؛ در مقابل تعالیم نبوی نرم شدند و جز عده‌ای متعصب کوردل، راه اسلام و سعادت را پذیرفتند. امر به معروف و نهی از منکر کاری هم‌جنس با رسالت نبوی است. برای انجام و نتیجه‌گرفتن در آن، نیاز است از پیامبر درس بگیریم، با دلسوزی وارد این عرصه شویم و از روی دردمندی نسبت به دین الهی، این مهم را انجام دهیم.

  استقامت

در تعالیم اسلام، استقامت داشتن در راه حق و حقیقت، بسیار بسیار ارزشمند است. سفارش قرآن نیز به اهل ایمان، پایداری و استقامت است و فرموده: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ محققاَ کسانى‌که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگى کردند بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد». (احقاف/13) طبق این آیه، استقامت در ایمان از ارزشی بسیار بالا برخوردار است. پیامبر نیز به سفارش قرآن همواره در راه خدا و برای رسیدن به اهداف خود، خسته نشد و پایدار ماند. ایشان استقامت را تدبیری برای خروج از سختیها می‌دانست و با استقامت، ناراحتی، ترس و دلهره‌ها را از حکومت اسلامی دور می‌کرد. اهل باطل همواره با ایجاد وحشت دنبال سست کردن جبهه حق هستند. آنها مدام از ادبیات ترس‌آور استفاده می‌کنند و از گزینه‌های نظامی سخن می‌گویند. آنها منتظر می‌مانند تا جبهه مقابل یک گام، از مواضع خود کوتاه بیاید تا آنها پیشروی کنند. در مقابل این ترفند، دستور قرآن و سیره نبیّ گرامی اسلام، استقامت و پافشاری است؛ چرا که به دنبال استقامت است که دشمن ناامید شده و سیاست خود را تغییر می‌دهد.

جهالت اهل حجاز یک شبه ایجاد نشده بود و یک شبه نیز تغییر نمی‌کرد. برای تحول آنان نیاز به سالها استقامت بود که پیامبر آن را عملی ساخت. امروزه نیز سیاستمداران مسلمان باید بدانند دشمنی که سابقه طولانی دشمنی را دارد با یک قرارداد و چند مذاکره تغییر رویه نمی‌دهد و کوتاه‌آمدن در مقابل چنین دشمنانی نه تنها کار را بهتر نمی‌کند؛ بلکه شرایط را به نفع دشمن سخت‌تر نیز خواهد کرد.

مشورت‌کردن از تدابیر همیشگی و طلایی پیامبر بود. تدبیری که با توجه به فواید بسیار آن، سفارش پیامبر نیز بود و درباره آن فرمودند: «ما یَسْتَغْنِی رَجُلٌ عَنْ مَشْوِرَهٍ؛ هیچ‌کس از مشورت بی‌نیاز نیست».

  مشورت

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) با آن‌که علمی الهی داشت؛ باز با دیگران مشورت می‌کرد. حتی نظر دیگران را بر نظر و دیدگاه خود ترجیح می‌داد. آن‌قدر این صفت در پیامبر بارز بود که او را “أُذُن” می‌خواندند و در مقابل این کار پیامبر انتقاد می‌کردند. خداوند جواب انتقادات بی‌جا را چنین داد: «وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ؛ و می‌گویند: شخص زودباور و نسبت به سخن این و آن سراپا گوش است. بگو: او در جهت مصلحت شما سراپا گوش و زود باور خوبی است». (توبه/61)

مشورت پیامبر با مسلمانان سبب نزدیک‌شدن بیشتر آنان به پیامبر می‌شد، ارتباط عاطفی بین آنان‌را بیشتر می‌کرد و روح همبستگی را در جامعه رواج می‌داد. حتی باعث می‌شد احساس شخصیت مسلمانان تقویت شود و مخالفان جذب اسلام شوند. خداوند نیز از این تدبیر پیامبرش رضایت داشت. نقل شده در جریان جنگ اُحد نظر پیامبر، جنگ درون شهری بود. ایشان تصمیم داشتند با بهره‌گرفتن از ناآشنایی مشرکان با شهر مدینه، آنان را زمین‌گیر کرده و به پیروزی برسند؛ اما عده‌ای از جمله جوانان عقیده به جنگ در بیرون شهر داشتند. در انتها تصمیم شد جنگ به خارج از شهر و دامنه کوه احد کشیده شود. البته آن نبرد با عدم فتح روبه‌رو شد و مسلمانان زیادی مانند حضرت حمزه (علیه‌السلام) شهید شدند و جان پیامبر نیز به خطر افتاد؛ اما در پایان، جوانان نسبت به پیامبر عقیده‌ای راسخ‌تر پیدا کردند و قرآن نیز علی‌رغم شکست، اصل مشورت‌کردن پیامبر را ستود و فرمود: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛ با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‌کنندگان را دوست مى‌دارد». (آل عمران/159)

مشورت‌کردن از تدابیر همیشگی و طلایی پیامبر بود. تدبیری که با توجه به فواید بسیار آن، سفارش پیامبر نیز بود و درباره آن فرمودند: «ما یَسْتَغْنِی رَجُلٌ عَنْ مَشْوِرَهٍ؛ هیچ‌کس از مشورت بی‌نیاز نیست». (نهج‌الفصاحه، حدیث 1637)

هنرمند شایسته بخت ور

 نپیچد ز رأی خردمند،

سراگر زیرکی، کار هشیار کن

 به عقل دگر، عقل خود یار کن

  کلام آخر

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) با دلسوزی نسبت به دیگران آنها را برای پذیرش هدایت نرم کردند و با استقامت خویش آنها را به مسیر هدایت فرا خواندند. پیامبر با دعوت به مشورت از منتقدان، مقام علمی خود را نمایان ساختند و آنها را شیفته اخلاق خود کردند. ما نیز اگر بخواهیم به اهداف خود برسیم باید علاوه‌ بر مشورت، شیفتگی و استقامت در کار داشته باشیم و از این سه تدبیر مهم بهره ببریم.

 منبع: تبیان


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۳
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *