داوری در ایران باستان – قسمت سوم


دسته: تاریخ
بدون دیدگاه
پنجشنبه - ۱۱ آذر ۱۳۹۵


داوری در ایران باستان – قسمت سوم


داوری در ایران باستان – قسمت سوم

در دو قسمت قبل به بررسی شیوه داوری در ایران باستان پرداختیم. در این شماره ادامه مطلب را می خوانید.
 جرم عمد و غیر عمد
یکی از مسائل جالب‌توجه در داوری در ایران باستان توجه قانون‌گذاران به نیت مجرم است که هم‌اکنون نیز در نظامهای حقوقی جهان موردتوجه قرار دارد.
در این مورد در متون زرتشتی آمده است که اگر پزشکی بخواهد به درمان خداپرستان اقدام کند باید حداقل سه بار اقدام پزشکی موفق درباره کافرین داشته‌ باشد و چنانچه کسی سه‌بار به درمان دیوپرستان اقدام کند و هر سه بار در بهبود آنان ناکام ماند، دیگر حق درمان خداپرستان را نخواهد داشت و:
اگر چنین کسی مزداپرستان را چون درمانگر درمان کند و یا در میان ایشان به کار پزشکی پردازد و بدانان زیان رساند، برای زیانی که رسانیده است پادافره (مجازات) گناه دانسته و آگاهانه سزاوارست.
درحالی‌که در پرسش و پاسخی دیگر، در مورد مجازات یک جرم چنین آمده است:
اگر کسی از جوی به کشتزار خویش آب روان کند و در نخستین یا دومین یا سومین یا چهارمین بار لاشه سگ یا گرگ یا روباه در آن آب پدیدار شود، پادافره گناه او چیست؟ لاشه و مرداری که سگ یا گرگ یا مرغ یا باد یا مگس بیاورد کسی را گناهکار نمی‌‌کند چه اگر چنین لاشه و مرداری کسی را گناهکار می‌کرد بزودی با بودن مردار بسیار بر روی زمین در این جهان خاکی…تنها سزاوار مرگ می‌گردید.
 انتخاب وکیل
استفاده از وکیل یعنی شخصی که از قوانین مطلع بوده و به طرفین دعوی در احقاق حق کمک کند در ایران باستان وجود داشته، دراین‌باره آمده است:
چون رفته‌رفته سوابق قضایی زیاد شد و قوانین طول‌وتفصیل پیدا کرد گروه خاصی بنام سخنگویان قانون پیدا شدند که مردم در کارهای قضایی با آنها مشورت می‌کردند و برای پیشبردن دعاوی خود از ایشان کمک می‌گرفتند.
و نیز نقل شده که: از قراری که دیودوروس می‌نویسد در بعضی موارد خصوصاً در مورد متهمین سیاسی شخص متهم حق داشته‌است وکیلی برای دفاع از خود انتخاب کند. یکی از این موارد مربوط به تریبازوس نایب‌السلطنه ایران در شهرنشین بزرگ لودیا بود. تریبازوس متهم شده بود که نه فقط در رسیدگی به امور عام‌المنفعه قلمرو حکومتش مسامحه کرده ‌است بلکه زد و بندهایی نیز با اوگوراس حاکم سالامین (سالامیس) داشته ‌است او را احضار و محاکمه کردند. دادگاه از سه نفر داته‌برا تشکیل شد و به اتهامات او رسیدگی کرد ضمناً همه وسایل مدافعات در اختیار متهم قرارداده ‌شد تا بتواند از خود دفاع کند.
پس از بررسی ادعانامه و مدافعات متهم و استماع شهادت شهود و سایر دلایل، دادگاه رأی خود را بر برائت وی صادر کرد و روابط مخفیانه او را با اوگوراس که اهم اتهامات بود وارد ندانست. به‌هرحال مسأله‌ی انتخاب وکیل نیز می‌تواند افتخاری برای نظام قضایی در ایران باستان باشد.
فرجام‌خواهی و پژوهش
با توجه به این‌که فرجام‌خواهی به‌طور غیررسمی و به شکل بارعام وجود داشت؛ که قبلاً درباره‌ی آن توضیح داده ‌شد. ولی باز هم به شکل رسمی‌تر درخواست فرجام و پژوهش وجود داشت که در این مورد چنین نقل شده است: اگر احدی از طرفین دعوی از رأی دادگاه ناراضی بود می‌توانست پژوهش بخواهد و مرجع رسیدگی نهایی و فرجامی نماینده شاهنشاه در محل بوده‌ است که به‌عنوان داور به مناقشات خاتمه می‌داده ‌است.
 نحوه‌ی یافتن حقیقت
یکی از مسائل مهم در قوه‌‌ی قضاییه‌ی هر نظام حکومتی، شیوه‌ی دستیابی قاضی به اطلاعات و مدارک لازم است و روشن است که هرچند قاضی تمام شرایط منصب قضاوت از جمله علم، عدالت و… را داشته‌ باشد اما با راههای دستیابی به حقیقت آشنایی لازم را نداشته‌ باشد، نمی‌تواند حکم درستی درباره‌ی دعاوی صادر نماید.
در ایران باستان با توجه به شرایط و موقعیت روز از وسایلی استفاده می‌کردند که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود:
الف) بازپرسی از شخص متهم و دیگران:
دراین‌باره شواهدی در دست است از جمله: هنگامی‌که فرمان تعقیب اهل سایردیانات صادر می‌شد، محاکم عادی وارد رسیدگی نمی‌شدند و تحقیقات مقدماتی و استنطاقات و صدور احکام با مرزبانان و سایر صاحبان منصب ایالتی بود … گاهی موبدان موبد شخصاً عیسویان را استنطاق می‌کرد و حکم صادر می‌نمود.
و نیز نقل شده ‌است که:
قاضی هنگام استنطاق محبتی مجعول و گفتاری فریبنده بکار می‌برد تا مجرم را به اعتراف وادار کند. البته راههای دیگری نیز برای دستیابی به حقیقت وجود داشته که با اینکه کاملاً مبتنی بر خرافات به‌نظر می‌رسد ولی باید توجه داشت که تنها در زمانی مورد استفاده قرار می‌گرفته که هیچ امیدی برای دستیابی به حقیقت از راههای عادی وجود نداشته است و از جمله این راهها عبارتند از:
ب) و ره گرم و سرد:
 آزمایش قضایی یا ورنیرنگ از تأسیسات بزرگ دادگستری در وندیداد می‌باشد، … و میان اقوام و ملل دیگر نیز در عهد قدیم معمول بود و به‌موجب آن قاضی و دادرس که در اوستا بنام داتو نامیده شده وقتی در احقاق حق مردد می‌شد و یا در جرایم بزرگ درصدد بود مهلتی برای گناهکار قائل شود قضاوت و احقاق حق را به عهده اهورامزدا یا رشنو خدای قانون برگزار و محول می‌نمود. به‌این‌ترتیب که گناهکار و یا متهم و متخلف را در آب جوشان و داغ می‌انداختند و یا فلز گداخته بروی سینه یا دل وی می‌ریختند و اگر نیروی مقاومت در او سحرآسا بود و تصادفاً نجات می‌یافت حقانیت وی به ثبوت می‌رسید والا به مجازات خود ‌رسیده بود.
البته این آزمایش به وره گرم مشهور بوده‌ است؛ و چنین آزمایشی را زرتشت نیز برای اثبات حقانیت دعوت خود در حضور گشتاسب انجام داده‌است:
زردشت هنگام دعوی رسالت و پیغامبری در حضور کی‌گشتاسب دستور داد مس گداخته بر سینه وی ریختند و این مسها پس از سرد شدن مانند گلوله در موهای سینه زردشت آویزان شدند و به‌این‌ترتیب صحت ادعای او به ثبوت رسید.
نوع دیگری از امتحان گرم عبارت بود از عبور از میان آتش که در داستان سیاوش پسر کیکاووس و داستان ویس و رامین وصف آن بطور شاعرانه آمده است.
امتحان سرد (ور سرد) ممکن بود به‌وسیله شاخه‌های چوب مقدس به عمل آید. در این صورت آن را برسموگ و ریه می‌نامیدند.
پ) سوگند خوردن:
یک نوع دیگر از امتحان بسیار قدیم که در ضمن ایراد قسم اجراء می‌شد، نوشیدن آب گوگرد آلوده بوده … و اصطلاح سوگند خوردن که امروز در زبان کنونی ایران به معنی قسم یاد کردن استعمال می‌شود و معنی تحت‌اللفظ آن نوشیدن آب گوگرد آلود است یادگاری از آن عادت قدیم می‌باشد. ظاهر چنین است که در زمان ساسانیان استعمال آب گوگرد آلود هنگام اجرای قسم فقط صورت ظاهر بوده است. یک مأمور مخصوص از عدلیه ملقب به ورسردار در حسن جریان امتحان نظارت می‌کرده است.
روشهای اخیر با این‌که برای دستیابی به حقیقت بسیار خرافی و وحشتناک بوده است؛ اما همان‌طور که ذکر شد فقط هنگامی از آنها استفاده می‌شد که امکان دستیابی به حقیقت از راههای دیگر وجود نمی‌داشت؛ و نظیر این روشها در میان آشوریها و نیز اروپائیان در قرن ۱۴ و ۱۳ نیز وجود داشته است.
محمد احمدی
۱ – پیرنیا، حسن، تاریخ ایران، تهران، کتابفروشی خیام، چاپ ششم، ۱۳۷۰،
۲- احتشام، مرتضی، ایران در زمان هخامنشیان، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، چاپ اول، ۱۳۵۵،
۳ – شریعتی، علی، بازشناسی هویت ایرانی- اسلامی، تهران، انتشارات الهام، چاپ اول، ۱۳۶۱،
۴ – ژینیو، فیلیپ، ارداویرفنامه، ترجمه ژاله آموزگار، تهران، انتشارات معین و انجمن ایرانشناسی فرانسه، چاپ اول، ۱۳۷۲،
۵ – گزیده‌های زادسپرم، ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران، مؤسسه و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۶،
منبع: سازمان آموزش‌وپرورش استان خراسان- مأخذ: مجله اینترنتی ویستا

نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵۵
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *