حقوق مردم بر حکومت چیست؟

دسته: اخلاق و رفتار
بدون دیدگاه
سه شنبه - 2 شهریور 1395


حقوق مردم بر حکومت چیست؟

حقوق مردم بر حکومت چیست؟

ایجاد حکومت عدل و حمایت از حقوق مستضعف، از ویژگیهای حکومت مطلوب است. در اندیشه سیاسی امام علی علیه‌السلام، حکومت، امین و حافظ منافع و حقوق مردم است.

اخلاق کارگزاران

حق انتخاب

از دیدگاه حضرت علی علیه‌السلام، لازمه حق داشتن مردم در حکومت و برگزیدن حاکمان، حق انتخاب حکومت و حاکم است. آن حضرت با اشاره به این حق می‌فرماید: «ای مردم! همانا حکومت متعلق به شماست و دیگران در آن حق ندارند؛ مگر کسانی که شما حکومت را به آنان واگذار کنید»

حق نظارت و انتقاد

امام علی علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرماید: «ای مردم! از گفتار حق و مشورت عادلانه دریغ نکنید؛ زیرا من از خطا مصون نیستم؛ مگر اینکه خداوند یاری‌ام کند» در مکتب علوی، آگاهی از امور کشور، حق مردم است و روشن ساختن افکار عمومی و پاسخ به پرسشها و شبهات مردم، وظیفه حاکم شمرده می‌شود.

حضرت در کلامی دیگر از مردم می‌خواهد بر اعمال حاکمان و نمایندگانش، مانند ابن عباس که شخصیتی علمی و مفسر قرآن بود، نظارت کنند و در صورت دیدن خلاف، آن حضرت را آگاه سازند. امیر مؤمنان علی علیه‌السلام، از نقد و اندرز مردم استقبال می‌کرد و از مردم می‌خواست برای رشد حکومت، نصیحتهای خود را پیوسته و آشکار و پنهان به گوش آن حضرت برسانند.

پرهیز از خشونت

حضرت علی علیه‌السلام مصلحت حکومت را خودداری از ستمگری می‌دانست. در نامه حکومتی‌اش به مالک اشتر چنین هشدار می‌دهد:

«همواره دادگستر باش و از خشونت بپرهیز؛ چراکه خشونت، مردم را به گریز از کشور و جلای وطن می‌کشاند و ستم، مردم را به شمشیر فرامی‌خواند.»

عدالت و حمایت از طبقه مستضعف

ایجاد حکومت عدل و حمایت از حقوق مستضعف، از ویژگیهای حکومت مطلوب است. در اندیشه سیاسی امام علی علیه‌السلام، حکومت، امین و حافظ منافع و حقوق مردم است. آن حضرت دراین‌باره می‌فرماید:

«حق شهروندان بر حاکم این است که بدانی آنان که رعیت و زیردست تو قرار گرفتند، به علت ضعف آنها و قدرت توست. پس باید با آنان عادلانه رفتار کنی»

امام علی علیه‌السلام، خود را به توزیع عادلانه ثروت ملی و غنائم ملزم می‌داند و به یکی از فرماندارانش چنین دستور می‌دهد: «عدالت‌پیشه کن و از کج روی، بی‌انصافی، ستم و اعمال فشار بپرهیز؛ زیرا بی‌انصافی، موجب آوارگی [فرار مغزها] و ستم و خشونت، سبب برخورد با شمشیر [رویارویی فیزیکی حکومت و مردم] می‌شود.»

امیر مؤمنان علی علیه‌السلام، به نقل از پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، جامعه‌ای را که در آن حق ضعیف به‌آسانی از ستمگر ستانده شود، جامعه پاک و مقدس می‌خواند. آن حضرت در منشور حکومتی‌اش درباره مستضعفان، به‌ویژه یتیمان و سال‌خوردگان سفارش می‌کند و از مالک می‌خواهد بخشی از بیت‌المال را به آنان اختصاص دهد و نگذارد حکومت و قدرت، وی را از رسیدگی به امورشان بازدارد.

رفتار انسانی با مردم

از حقوق مسلّم مردم، رفتار نیک و گشاده‌رویی حاکم است. حضرت علی علیه‌السلام با اشاره به حقوق مردم در نوع رفتار حاکم با مردم می‌فرماید: «همانا از حقوق مردم در برابر حاکم این است که حاکم، برای همت و فضلی که بدان نائل شده است، رفتارش را با مردم تغییر ندهد و با افزونی نعمتهای الهی، نزدیکی و عطوفتش را با برادران دینی‌اش بیشتر کند. ای مالک! مهربانی، رحمت و محبت به مردم را در قلبت جای ده! مبادا برای آنان مانند جانوری درنده باشی و خوردن حقوقشان را غنیمت شماری؛ زیرا آنان دودسته‌اند: یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش همانندت به شمار می‌آیند»

حضرت در کلامی از مردم می‌خواهد بر اعمال حاکمان و نمایندگانش، مانند ابن عباس که شخصیتی علمی و مفسر قرآن بود، نظارت کنند و در صورت دیدن خلاف، آن حضرت را آگاه سازند.

از دیگر حقوق مردم آن است که حاکم، امکان گفت‌وگوی مستقیم با مردم را فراهم کند. امیرمومنان علی علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرماید: «در ارتباط با مردم، جز زبانت نماینده‌ای و جز چهره‌ات، مانع و فاصله‌ای نداشته باش! مبادا مانع دیدار نیازمندی با خود شوی» آگاهی از امور کشور، حق مردم است. در مکتب علوی، آگاهی از امور کشور، حق مردم است و روشن ساختن افکار عمومی و پاسخ به پرسشها و شبهات مردم، وظیفه حاکم شمرده می‌شود. حکومت و دولتمردان، همواره در معرض انواع شایعه‌ها و اتهامها قرار دارند. این آفت در حکومتهای دینی به تهدید اصل حکومت و خدشه‌دار ساختن قداست دین می‌انجامد. آگاه ساختن مردم، این خطر را از میان می‌برد و شایعه‌سازان و دشمنان دین را ناکام می‌سازد. امیرمومنان علی علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرماید:

«اگر شهروندان به تو گمان ستمگری بردند، عذر و بی‌گناهی خود را آشکار و ثابت کن و شایعات را با ارائه دلیل، روشن و نابود ساز.»

منابع:

– نهج‌البلاغه، خطبه 192، 212، 207، 34. نامه 53. 50. 67.

– وسایل الشیعه، ج 11، ص 134.

– اصول کافی، ج 1، قصار 468.

منبع: تبیان


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴۶
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *