حقوق زن در اسلام و تمدنهای پیش از اسلام قسمت ۲

دسته: تاریخ
بدون دیدگاه
سه شنبه - 13 مهر 1395


حقوق زن در اسلام و تمدنهای پیش از اسلام قسمت ۲

حسین خاوری
۵- حقوق زن در یونان قدیم
یونان دارای کهن‌ترین تمدن بشری است. یونان سهم زیادی در پیشرفت جامعه بشری و علم و فنّاوری داشته است و جامعه امروز غربی به تمدن یونان قدیم افتخار می‌کند و خود را و وامدار آن می‌دانند به همین جهت دراین مبحث به بررسی وضعیت زن در جامعه یونان باستان می‌پردازیم.
۱- جامعه آخایی
آخاییان قبیله‌ای از قبایل یونان بودند که در حدود ۱۲۵۰ ق.م حکمروایی یونان را به دست گرفتند. در بین آخاییان زن در حماسه‌ها نقش بارزی داشت؛ زن آزاد بود و آزادانه در جمع مردان حضور پیدا می‌کرد و گاه‌گاهی هم در گفت‌وگوهای جدی آنان شرکت می‌جست. رهبران آخاییان وقتی افکار قوم خود را برای نبرد با دشمن آماده می‌کردند به نکات سیاسی متوسل نمی‌شدند، بلکه با زیبایی زنان، آنها را به هیجان می‌آوردند، آخاییان بدون زن انسانهای خشن و نا تراشیده‌ای بیش نبودند که برای زیستن یا مردن انگیزه‌ای نداشتند.
بنیاد خانواده جامعه آخاییان بر پایه پدرسالاری (Patriarchg) استوار بود و پدر سلطه غیرقابل وصف بر اعضای خانواده خود داشت و به هر تعدادی که خوش داشت، زن می‌گرفت، زن خود را می‌توانست به اختیار مهمان خود قرار بدهد. پدر می‌توانست فرزندان خود را در قربانگاه خدایان قربانی کند یا در قله‌های کوهها به دست هلاکت بسپارد. ازدواج در جامعه آخاییان بر اساس خریداری دختر صورت می‌گرفت و قیمت دختر را با معادل گاو و امثال آن می‌سنجیدند، پدر عروس جهیزیه زیادی را همراهی عروس به داماد می‌داد. زن بعد از ازدواج احترام و منزلتش به کثرت و فراوانی فرزندان او مربوط می‌شد.۲۶
۲- جامعه اسپارت
در جامعه اسپارت، دختران اسیر خواسته‌های عجیب دولت بودند. دولت از دختران می‌خواست که در برخی بازیهای خشن شرکت کنند. آنها را وادار به کشتی‌گیری و پرتاب دیسک و تیراندازی می‌کردند تا صاحب بدن تندرست و نیرومند شوند. به بهانه حفظ بهداشت و سلامتی بدن، دختران را تشویق می‌کردند که در برابر دیدگان جوانان برهنه شوند، توجیه این عمل آن بود که بعد از برهنه شدن، نقص بدنشان آشکار می‌شود و اصلاح آن ضرورت پیدا می‌کند. یکی از نویسندگان یونان به نام «پلوتارخوس» می‌گوید: «برهنه شدن دختران چیزی شرم‌آور نبود، زیرا پرهیزگاری شعار آنان بود و از بدکاری سخت به دور بودند.»۲۷ در اینجا خوب است که این سؤال مطرح شود که آیا پرهیزگاری سبب می‌شود که پرده حجب و حیا را بردارد و برهنه شود؟ به نظر می‌رسد که بهانه بهداشت می‌توانست دلیل خوبی برای برهنه ساختن و هتک حرمت و شخصیت زن باشد. این ارزش بود که جامعه یونان برای دختران قائل شده بود!
اسپارتیان، همواره به دختران و پسران خود توصیه می‌کردند که هنگام انتخاب همسر، سلامت و شخصیت او را در نظر بگیرند، اگر جوان با زن لاغر ازدواج می‌کرد، او به پرداخت غرامت محکوم می‌شد.۲۸
در جامعه اسپارتیان، هدف از ازدواج ازدیاد نسل بود، چون اگر زنی، صاحب فرزندی نیرومند و شایسته نمی‌شد، او را می‌کشتند.۲۹ از طرف دیگر شوهران را تشویق و ترغیب می‌کردند که زنانشان را به مردان فوق‌العاده نیرومند قرض بدهند تا از آنان هم صاحب فرزند شوند. از شوهران فرسوده و بیمار هم انتظار داشتند که خودشان جوانان را دعوت کنند و برای به وجود آوردن خانواده‌هایی نیرومند از آنان یاری بگیرند وزنان خویش را در اختیارشان قرار بدهند. «پلوتارخوس» متذکر می‌شود که «لوکورگوس» حسادت شوهران را به سخره می‌گرفت و می‌گفت: «خرافی‌ترین چیزها این است که در مورد سگ و اسب خود، برای پدید آوردن نژادهایی بهتر مال و کوشش فراوان بذل می‌کنند، اما همسران خود را محبوس می‌سازند و خود که ممکن است ابله یا علیل یا بیمار باشند، منحصراً کار تولید فرزند را بر عهده می‌گیرند.»۳۰
۳- حقوق زن در جامعه آتن
در جامعه آتن پدر خانواده اختیاردار مطلق بود.۳۱ پدر حق داشت که فرزندان ضعیف خود را بکشد و دراین‌بین دختران را بیش از پسران می‌کشتند، زیرا آنها نیاز به جهیزیه داشت و بعد از ازدواج از خدمتکاری خانه پدر آزاد می‌شد و در خانه شوهرش خدمت می‌کرد. در آن زمان این نوع از اطفال را در ظرف سفالین می‌گذاشت و در نزدیک معبد یا در سر راه که مردم زیاد عبور می‌کردند، رها می‌کرد، بدین منظور هرکسی که می‌خواست، می‌توانست آن طفل را ببرد و در غیر آن، طفل از گرسنگی می‌مرد یا خوراک حیوانات درنده می‌شد.۳۲
در جامعه آتن دختری که جهیز نداشت، احتمال ازدواجش بسیار کم بود، بنابراین هرگاه پدر دختر قادر به فراهم کردن جهیز نبود، خویشاوندانش برای تهیه جهاز به او کمک می‌کردند. این رسم تا به آنجا رسیده بود که دختران با داشتن جهاز قادر بود مردی را به همسری خود بخرد، درحالی‌که در دوره‌های قبل در یونان، مردها دختران را می‌خریدند.
مردان دوست نداشت که ازدواج کند و زن را بار سنگین خطاب می‌کرد، این عمل ناشی از آزادی جنسی بود که به‌صورت گسترده بین مردم آتن شایع بود، افسارگسیختگی اخلاقی باعث شده بود که جوانان به پایه و اساس خانواده از راه ازدواج اهمیت ندهند.۳۳
یونان که از سایر ملل متمدن‌تر و دارای دانشمندان همچون سقراط، افلاطون، ارسطو و امثال ایشان بود، ولی زن دراین جامعه نیز بسیار مظلوم بود، زن حق قرارداد در معاملات و حق اقامه دعوا در محکمه را نداشت و بعدازاینکه شوهرش فوت می‌شد از او ارث نمی‌برد. در یونان قدیم اعتقاد براین بود که نیروی برتر، یعنی قدرت بارداری از آن مرد است و زن جز حمل و تولد طفل و پرستاری وظیفه ندارد. از طرف دیگر سن شوهر زن آتنی بسیار بالابود و تقریباً دو برابری زن سن داشت و این مطلب هم باعث شده بود که زن تحت تأثیر عمیق مردان باشد.
۶- حقوق زن در تمدن اسلامی
قبل از ظهور اسلام جهل و تاریکی، جهان را فراگرفته بود و اخلاق و معنویت در پایین‌ترین پله هستی خود تنزل یافته بود، خدایان چوبین در هر گوشه خانه و عبادتگاه جای داشتند، اما در حقیقت هوی و هوس بود که در دل انسانها خدایی می‌کرد. دراین مرحله زنها همچون کالای بی‌ارزش برای رفع هوی و هوس تبدیل‌شده بود و در غایت مظلومیت، فریاد دادخواهی سر داده بود و دراین موقع که اسلام از جزیره عرب سر برافراشت به این ندای مظلومیت که نه‌تنها ندای زن بلکه ندای انسانیت بود لبیک گفت. در حقیقت کلام، این اسلام بود که به زن کمال انسانیتش را به رسمیت شناساند و او را از ورطه خواری و ذلت رهای داد و بر قله رفیع عزت قرارداد.
از دیدگاه اسلام، زن و مرد هر دو انسان‌اند، هر دو را خدا خلق نموده است، هر دو برای دست‌یابی به کمال و معنویت انسانی، در تعبد الهی و رسیدن به کرامت انسانی برابرند. زن و مرد هر دو در بنیاد خانواده و بقای نسل به یک اندازه سهیم‌اند.
خداوند می‌فرماید: «ای مردم، شمارا از مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبه‌های بسیار و قبیله‌های مختلف گردانیدیم.»۳۴ خداوند می‌فرماید: «او خدایی است که همه شمارا از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرارداد تا در کنار او بیاساید.»۳۵
در نزد خداوند متعال، زن و مرد هر دو دارای مقام یکسان است و هیچ‌یک به‌خودی‌خود بر دیگری برتری ندارد؛ چون هر دو از یک منشأ و از یک جوهر هستند. هیچ زن را بر مرد و هیچ مرد را بر زن برتری نیست، مگر که برتری انسانها با پرهیزکاری و تقوایش سنجیده می‌شود. (آیه ۱۳- سوره حجرات)
۱- ارزش و جایگاه زن
اسلام خط بطلانی بر تمام اندیشه‌های باطل کسانی کشید که زن را موجود پست و فرومایه می‌دانستند. کسانی که دختردار شدن را ننگ می‌پنداشت و زن را موجود زائد در نظام خلقت تصور می‌کرد. اسلام زن را به پارسایی فراخواند و او را نشان خوشبختی و سعادت دوجهان یک مرد معرفی نمود.۳۶ به آنهایی که دختران را ناپسند می‌دانستند، فرمود: «دختران را مکروه مدارید که آنها مایه آن‌اند.»۳۷ اسلام زیاد طول نکشید که دختردار شدن را از ننگ به گنج مبدل کرد و فرمود: «هر مسلمانی که دو دختر وی به بلوغ رسند و تا در خانه او هستند با آنها نیکی کند، بهشتی می‌شود.»۳۸
اسلام به دختران اختیار داد که با میل خود ازدواج کند و عدم رضایت دختر در ازدواج را سبب عدم صحت ازدواج می‌داند. اسلام ازدواج با محارم را ممنوع اعلام کرد و به زن شخصیت توأم با حق داد و خداوند می‌فرماید: «ای اهل ایمان، برای شما حلال نیست که زنان را به‌اکراه و جبر به میراث گیرید»۳۹ در تمدنهای قبل از اسلام که زن مرد را می‌خرید، اینک اسلام برای زنها (مهریه) اختصاص داد که بدون تعیین مهریه، ازدواج را جایز نمی‌داند. علاوه بر مهریه، پرداخت نفقه را به عهده مرد گذاشته و زن را از رنج تحمل تأمین معاش خانواده بری نمود. اسلام برخلاف تمدن قبل از اسلام، به زن حق ارث بردن از اقوام و شوهرش را داد و زن همچون مرد می‌تواند از اقوامش ارث ببرد. در جامعه قبل از اسلام که طلاق بد دیده می‌شد، اسلام طلاق را حلال قرارداد ولی از این عمل نکوهش نمود که آن را منفور می‌داند.
۲- نقش زن در جامعه اسلامی
زن در جامعه وظیفه‌ای دارد که از مرد اصلاً ساخته نیست؛ نقش زن بی‌همتا و بی‌نظیر است. به‌صراحت می‌توانیم بگوییم که بقای زندگی و نسل بشر محتاج وجود زن است. زن نیم پیکر جامعه است و نقش او را اسلام نادیده نگرفته است.
زن مربی است و نخستین کلاس درس، دامان زن است. در دامان او است که کودک مهر و محبت می‌آموزد و انسانهای بزرگ‌پا به عرصه هستی می‌گذارد. زن مادر است و انسان‌پروری به دوش او است.
کدام مرد می‌تواند انسان‌پروری را به دوش خود بگیرد، آنچه را که نظام خلقت بر دوش زن گذاشته است؟ چه وظیفه بالاتر و ارجمندتر از این‌که زن به عهده گیرد.
اسلام با حضور زن در کار و تلاش مخالف نیست ولی وظیفه اصلی زن را مادری می‌داند، در کنار وظیفه اصلی به زن اجازه داده است که با حفظ شأن و منزلت خود در اجتماع حضور یابد و سرنوشت خویش را به دست گیرد. خدیجه کبرا اولین زن مسلمان است که تمام زندگی خود را وقف اسلام نمود.۴۰ سمیه اولین شهید بود که درراه خدا به شهادت رسید. زبیره نام درخشانی دیگری از زن است که هر دو چشم خود را درراه اسلام از دست داد.۴۱ صدها زن دیگری که به اسلام روی آوردند و از کفر و شرک دوری جستند، نشان‌دهنده یک حقیقت روشن است که زن در اوایل ظهور اسلام، درک کرد که در پناه اسلام می‌تواند به شخصیت و کرامت اصلی خود نائل شود. بعد از ظهور اسلام تا هنوز هزاران زن اندیشمند به‌صراحت بیان کردند که اسلام به زن حقوق واقعی‌اش را عطا نمود و بهشت را زیر پای او قرار داده‌اند.
نتیجه
چنان‌که تاریخ بیان می‌کند، انسانها باگذشت زمان با نوعی از پدیده حقوقی نو مواجه شدند که در ایام قدیم به‌عنوان یک حق محسوب نمی‌شد. به‌خصوص پدیدهای نو حقوقی با ظهور اسلام وسعت بیشتر یافت به‌نحوی‌که تفاوت که در اندیشه‌ای حقوقی قبل و بعد از ظهور اسلام دیده می‌شود، قابل‌انکار نیست که ظهور اسلام با ایجاد انواعی از حق توأم بوده است. از دیگر بانیان ایجاد حق توسعه اقتصادی و پیشرفت فنّاوری است که توسعه اقتصادی و پیشرفت فنّاوری عاملان خوبی برای ایجاد حق است.
در طول زمان تغییر و تحول در انفساخ و ایجاد حق، شاید به‌صراحت گفته بتوانیم که زنان قرن معاصر در بلندترین جایگاه حقوقی خود قرار دارد که در ایام گذشته این جایگاه را نداشتند. هرچند که تعدادی به این باورند که زنان معاصر به‌خصوص زنان مسلمان از بعضی حقوق خود محروم است ولی این ایراد قابل‌تأمل است. شاید یکی از راههایی متفاوت اندیشی درزمینهٔ حقوق زن باورهای متفاوت است که افراد جامعه مختلف از فرهنگ و عرف گذشته خود به ارث برده است. این تفاوت اندیشی زمینه جدال بر نقض حقوق زن شده است.
اینکه جدال بر نقض حقوق زنان را چگونه خاتمه بدهیم، باید مطالعه عمیق‌تری در تاریخ فرهنگی و اندیشه‌ تاریخی جامعه مختلف صورت گیرد و از این طریق می‌توانیم به حقوق و واقعی افراد جامعه مختلف پی ببریم.
۲۶ ویل دونت، تاریخ تمدن، ترجمه آریانپور، نشر اقبال، ج ۴، ۱۳۴۹ ص ۹۰
۲۷ همان منبع ص ۱۴۹-۱۴۸
۲۸ همان منبع ص ۱۴۶
۲۹ تمدن اسلام و عرب، ص ۵۰۷
۳۰<!– [if!supportFootnotes]– >[۱] <!–[endif]–> تاریخ تمدن، ج ۴، ص ۱۴۶
۳۱ اکبر ماله وژول ایزاک، تاریخ ملل شرق و یونان، ترجمه عبدالحسین خان هژیر، انتشارات کمیسیون معارف چاپ اول، سال ۱۳۰۹ ص ۲۴۵
۳۲ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه فتح‌الله مجتبایی، نشر اقبال، سال ۱۳۴۹ ج ۵ ص ۶۰
۳۳ همان منبع ج ۴، ص ۲۰۶- ۷۸- ۸۶
۳۴ سوره حجرات، آیه ۱۳
۳۵ سوره اعراف، آیه ۱۸۹
۳۶ ابوالقاسم پانیده، نهج الفصاحه، چاپ دهم، انتشارات جاویدان، ص ۵۰
۳۷ همان منبع، ص ۵۲۰
۳۸ همان منبع، ص ۵۸۰
۳۹ سوره نساء، آیه ۱۹
۴۰ ابن اثیر، اسدالغابه می معرفه الصحابه، نشر اسماعیلیان، تهران، ج ۵، ص ۴۳۴
۴۱ الاصابه ج ۴، ۳۱۲-۳۱۱
منبع: موسسه فرهنگی بشارت


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴۲
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *