حقوق جزای عمومی در دوران ساسانیان

دسته: تاریخ
بدون دیدگاه
شنبه - 24 مهر 1395


حقوق جزای عمومی در دوران ساسانیان

حقوق جزای عمومی در دوران ساسانیان

 

در ایران باستان تعریف مشخصی از جرم وجود ندارد، اما با توجه به مدارک یادشده و بخصوص با دقت در نامه «تنسر» می‌توان گفت جرایم گوناگونی وجود دارند بی‌آنکه بتوان طبقه‌بندی خاصی ارائه داد و با توجه به این انواع، جرم عبارت است از هر اقدامی که به دین، پادشاه و خانواده او یا به عامه مردم لطمه وارد کند که البته تشخیص این صدمه اغلب با شخص پادشاه یا قضات شاهی است.

انواع جرایم

جرایم عبارت‌اند از:

الف) جرم علیه دین، مانند توهین به اشیاء یا اماکن مقدس.

ب) جرم علیه پادشاه، مانند توهین یا سوءقصد به شخص شاه و یا حتی به مال او. نظر به اینکه همه‌چیز در شخص شاه خلاصه می‌شود و دولت نیز در معنای خاص خود وجود ندارد و شاه خود عین دولت است، می‌توان این‌گونه جرایم را در یک ردیف قرارداد.

ج) جرم علیه خانواده پادشاه مانند توهین یا سوءقصد به هر یک از افراد خانواده شاهی.

د) جرم علیه فرد، مانند رابطه برقرار کردن با زن شوهردار، گرفتن رشوه، دزدی حیوانات و ایراد ضرب‌وجرح.

باید یادآوری کرد که شخص شاه از حیث انجام جرم در مصونیت کامل بوده و به‌هیچ‌عنوان تعرض نسبت به او جایز نبوده است.

مجازات

مجازات در ایران باستان اصولاً شدید بوده و از قاعده و ضابطه مشخصی تبعیت نمی‌کرده است. شخص پادشاه به‌طور مطلق و قضات شاهی یا افرادی که از طرف شاه مأمور رسیدگی به دعاوی مردم می‌شدند حسب میل شخصی تصمیم می‌گرفتند و می‌توان گفت که دادگستری خصوصی به‌طور کامل اجرا می‌شده است.

عدم تناسب بین فعل انجام‌شده و کیفر آن، نامحدود بودن قدرت قضات و شدت مجازات بخصوص کیفر اعدام و شکل اجرای آنکه اغلب خفت‌بار بوده دراین دوره به‌خوبی مشهود است. مع‌هذا نباید فراموش کرد که شخص پادشاه که دارای اختیارات مطلق بوده و از طرفی خود را حامی مردم می‌دانسته است تا حدی نظارت لازم بر امور داشته و به‌عبارت‌دیگر، تصمیم نهایی همیشه با او بوده و برحسب اعتنای او به اجرای عدالت یا بی‌توجهی به آن، از اختیاراتی که برای وی قائل بوده‌اند استفاده می‌کرده است. بدیهی است نظارت شاه همیشه و در همه‌جا به شکل یکنواخت وجود نداشته و حسب شرایط مختلف، مانند جنگ یا مکان و زمان گوناگون، شدت و ضعف داشته است.

انواع مجازت

مجازات این دوره عبارت‌اند از:

الف) اعدام

دراین دوره اعدام، بخصوص مصلوب کردن یا با شکنجه کشتن در مواردی دیده‌شده است. «هرودوت» نقل می‌کند که کمبوجیه قاضی‌ای که در مقابل رشوه حکم ناحق داده بود دستور به کشتن داد آنگاه پوست او را کندند و پسرش را بر پوست پدر نشاندند تا قضاوت کند.

یا داریوش دوم برای جلوگیری از کشته شدن دخترش توسط ساتراپ هیرکانیا که داماد او بود، کسی را مأمور می‌کند که ساتراپ مذکور را که برادرزاده ارتخشترای دوم بوده بکشند و هنگامی‌که ارتخشترا به جانشینی پدر بر تخت سلطنت می‌نشیند دستور می‌دهد تا ابتدا زبان قاتل ساتراپ هیرکانیا را از حلق بیرون آوردند و آنگاه او را اعدام کنند. این نحوه مجازات نشان می‌دهد که شکنجه نیز مجاز بوده و هم‌زمان یا قبل از اعدام اجرا می‌شده است.

ب) زندان

این مجازات بسیار به‌ندرت اعمال می‌شده و علت آن اولاً وفور مجازات اعدام و ثانیاً عدم شناسایی زندان به‌عنوان محل مجازات بوده است. مع‌هذا در نامه «تنسر» می‌بینیم که حبس وجود دارد و به‌علاوه این حبس ظاهراً برای تأدیب بکار می‌رود. در یک مورد دیده‌شده که ساتراپ «سارد» دستور زندانی کردن یک فرمانده آتنی را داده است.

ج) تبعید

این کیفر معمولاً در داخل خاک ایران بوده است اما اینکه چه مکانهایی تبعیدگاه بوده مشخص نیست.

د) مجازات بدنی غیر از اعدام

کیفر شلاق به‌ندرت و در برخی از جرایم کوچک اعمال می‌شده است. مانند 70 ضربه شلاق برای کسی که با ایراد ضرب استخوان دیگری را بکشند و 50 ضربه را برای کسی که دیگری را مجروح کند به‌طوری‌که خون از صورتش جاری شود. مع‌هذا، برخی به عدم وجود این مجازات در ایران باستان معتقدند. همچنین، کیفر با آهن‌داغ کردن و مثله کردن وجود داشته، ضبط اموال و نیز در معرض تماشای عام قرار دادن مجرم نیز دیده‌شده است. منبع؛ انجمن علمی و پژوهشی فقه قضایی


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵۱
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *