تقوا و پاک دستی مهم‌ترین ویژگی قضات ما بود

دسته: چهره ها
بدون دیدگاه
سه شنبه - 9 شهریور 1395


تقوا و پاک دستی مهم‌ترین ویژگی قضات ما بود

آیتالله مؤمن

تقوا و پاک دستی مهم‌ترین ویژگی قضات ما بود

 

 

مقدمه: آیت‌الله محمد مؤمن از چهره‌های شاخص انقلاب و شاگردان برجسته امام بود. با پیروزی‌ انقلاب‌ شکوهمند اسلامی‌ ایران‌، فعالیتهای ایشان‌ در قالب‌ مسؤولیتهای‌ اجرایی‌ و روشنگریهای‌ درسی‌ و اخلاقی‌ ادامه‌ یافت‌. مهم‌ترین‌ مسؤولیتهای‌ ایشان‌، پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:

1 ـ مسؤولیت‌ انتخاب‌ و اعزام‌ قضات‌ شرع‌ دادگاههای‌ انقلاب‌ در سراسر کشور به‌ دستور حضرت امام‌ خمینی‌(ره‌)؛

2 ـ ریاست‌ دادگاه‌ عالی‌ انقلاب‌ اسلامی‌؛

3 ـ عضویت‌ در شورای‌ عالی‌ قضایی‌؛

4 ـ عضویت‌ در شورای‌ نگهبان‌ با حکم‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) در سال‌ 1362 و ابقاء در آن‌ مسؤولیت‌ با حکم‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌؛

5 ـ مدیریت‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ و عضویت‌ در شورای‌ عالی‌ سیاست‌گذاری‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ از سال‌ 1371 تا 1374 و نیز عضویت‌ در دوره‌ چهارم‌ شورای‌ عالی‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌؛

6 ـ نمایندگی‌ در دوره‌ اول‌ و دوم‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ از طرف‌ مردم‌ سمنان‌ و در دوره‌ سوم‌ به‌ نمایندگی‌ از مردم‌ قم‌؛

7 ـ ریاست‌ مجمع‌ فقه‌ اهل‌بیت‌ (ع‌)

آیت‌الله‌ مؤمن‌ هم‌اکنون‌ به‌ تدریس‌ در حوزه‌ علمیه‌ قم‌ اشتغال‌ دارد. عباسعلی علیزاده

آنچه می‌خوانید حاصل گفت‌وگوی صمیمانه‌ی ماست با آیت‌الله مؤمن پیرامون تاریخ شفاهی قوه قضاییه و زحماتی که ایشان درگذشته‌ی قوه قضاییه متحمل شده‌اند.

 یکی از مسائل مربوط به قوه قضائیه در اوایل انقلاب این بود که در عرض یک ماه قوانین محاکم سابق لغو شد و بنا شد بر اساس قوانین فقهی مخصوصاً جزای اسلامی در مورد ضدانقلاب و ساواک و دیگر معاندین تصمیم جدیدی اعلام شود. اگر از این دوره خاطراتی دارید، بفرمایید.

_ بعدازاینکه انقلاب پیروز شد دستگاه قضائی به معنی دادگستری به‌طورکلی در اختیار قضات سابق بود چه دادسراها که با دادستانها و بازپرسها سروکار داشتند و چه دادگاهها در قسمت کیفری و حقوقی‌اش. کاری که ابتدا آن موقع انجام گرفت تشکیل دادگاههای انقلاب بود. دادگاههای انقلاب مصوبه‌ای داشت مخصوص دادگاههای انقلاب. مصوبه‌ای بود که ظاهراً شورای انقلاب تهیه‌کرده بود و علی‌القاعده به تصویب و تأیید حضرت امام (ره) رسیده بود. دادگاههای انقلاب در سراسر کشور تشکیل شد. خاطرم هست که شاید همان اوایل سال 1357 هم به من گفتند که همکاری داشته باش و در سال 1358 یعنی هنوز سه ماه نگذشته از پیروزی انقلاب، حضرت امام (ره) دستور تشکیل دادگاههای عالی را دادند و موضوع کار دادگاههای انقلاب این بود که اشخاصی که جرایمی را مرتکب شده بودند در دادگاههای انقلاب محاکمه می‌شدند و محکومیت پیدا می‌کردند و برخی از آنها به اعدام محکوم می‌شدند و تعداد کمتری به مصادره اموال محکوم می‌شدند. تعیین قضات دادگاهها را حضرت امام (ره) به مرحوم آیت‌الله مشکینی و حضرت آیت‌الله منتظری واگذار کردند و آنها هم شناسایی قضاتی را که باید در دادگاهها مشغول کار شوند به عهده من گذاشتند. من هم افرادی را که ازنظر علم و تقوا و عدالت به آنها اعتماد داشتم، به‌عنوان قاضی پیشنهاد می‌کردم. خاطرم هست، ابتدای کار دو سه‌نفری را تعیین کردند و از آنها خواستند که چندنفری را برای اداره یک دادگاه انتخاب کنند. گروه اول را ظاهراً به خوزستان فرستادم. افرادی که در ابتدای امر انتخاب‌شده بودند و اگر چیزی برایشان ابهام داشت بر اساس قانون و موازین شرعی و اینها ملاک عمل بود. ما افرادی را می‌فرستادیم که ازنظر علمی از عهده کار قضاوت برآیند یا حداقل بتوانند از کتب فقهی برای امر قضا استفاده کنند. این افراد، آدمهای صالح بسیار خوبی بودند. بعدازاینکه آنها دو – سه ماهی با مشورت یکدیگر روی پرونده‌ها کار می‌کردند آنها را به دادگاه یکی از شهرستانها می‌فرستادیم. این کیفیت کار بود و من هم خودم آدم وسواسی و احتیاط‌کاری بودم و به علمیت اشخاص و تقوای آنها کاملاً دقت می‌کردم و مکرر هم دو – سه موردی اتفاق افتاده است که بعضی از بزرگان حوزه را که خودشان هم ازنظر علمی آدمهای فاضل و مدرس حوزه بودند و هم ازنظر تقوایی معروف بودند می‌بردم خدمت حضرت امام.

برخی از افرادی که قبول نمی‌کردند به‌عنوان قاضی انجام‌وظیفه کنند خدمت حضرت امام می‌بردم چون عذر می‌آوردند که من باید خودم اختیار داشته باشم امام باید مرا با اختیار تام نصب بکند. یکی از این افراد مرحوم آیت‌الله آقای تقدیری بود که ایشان از علمای بزرگ حوزه و اهل سبزوار بودند. ایشان را خدمت حضرت امام بردم و امام هم به ایشان اجازه داد. ایشان را به سنقر و اطراف کرمانشاه فرستادم و مدتی در آنجا فعالیت می‌کردند. فرد دیگری که خدمت حضرت امام بردم آقای محترمی از اهالی شیراز بود که از فضلای خوب و درس‌خوانده بود.

بالاخره کار من این بود که اشخاص باصلاحیت علمی و تقوایی انتخاب شود تا خاطرجمع باشیم که طبق ضوابط فقهی عمل می‌کنند. باز خاطرم هست که از یکی از افرادی که نمی‌خواست به‌عنوان قاضی مشغول فعالیت شود خواستم که به یکی از شعب دیوان عالی کشور در قم بیاید من در آنجا دفتری داشتم و ضمن اینکه مسئول اعزام قضات بودم، کار قضائی هم می‌کردم. من به آن آقای محترم گفتم که بیایید ببینید من چه‌کار می‌کنم. ایشان آمدند دو – سه روز آنجا نشستند و بعد گفتند که من احساس مسئولیت و وظیفه می‌کنم که به‌عنوان قاضی مشغول فعالیت شوم. در اوایل امر دادستان انقلاب، جناب آقای هادوی بودند که بعد ایشان عضو حقوقدان شورای نگهبان شدند و بسیار آدم شریفی بود شاید الآن بیشتر از 80 سال دارد.

در آن موقع مسئولیت تمام‌کارهای قم از طرف حضرت امام به شهید آیت‌الله قدوسی (ره) واگذارشده بود نه‌تنها کارهای قضائی بلکه همه‌کاره‌ای قم؛ چون تازه انقلاب پیروز شده بود و ما نیروی کافی نداشتیم، ایشان هم به کار کمیته‌ها، هم به کار شهرداری می‌رسید. سپاه هم آن موقع هنوز تشکیل نشده بود و مسئولیتهای زیادی به ایشان واگذارشده بود. حضرت امام، ایشان را به‌عنوان دادستان انقلاب تعیین کردند. چون من از سابق هم با مرحوم آیت‌الله قدوسی ارتباط داشتم و ایشان لطف به من داشتند و من هم در تعیین قضات دادگاهها به ایشان کمک می‌کردم. آن‌وقت مرحوم آقای قدوسی که به‌عنوان دادستان انقلاب تعیین شدند من غیر از کار رسیدگی به قضات اعزامی در موارد متعددی نسبت به تعیین دادستان‌ به مرحوم آقای قدوسی کمک می‌کردم و احیاناً اگر مشکلی بود، حل می‌کردم. دادستانهایی که انتخاب می‌کردیم عموماً طلبه و آدمهای صالحی بودند.

کار دیگری که حضرت امام در سال 1358 به عهده ما گذاشتند این بود که به امور کسانی که در دادگاه انقلاب به اعدام یا مصادره اموال محکوم می‌شدند، رسیدگی کنیم. حضرت امام فرمودند که ما نمی‌توانیم مال و جان مردم را در اختیار این قضات قرار دهیم چه‌بسا که آنها آن پختگی و دقت لازم را نداشته باشند خوب است که یک دادگاهی برای تجدیدنظر تشکیل شود. من از مرحوم آیت‌الله ربانی املشی (ره) تقاضا کردم در این خصوص به ما کمک کنند. ایشان تشریف آوردند و من به جناب آقای قدوسی (ره) عرض کردم که شما آقای ربانی را رئیس شعبه اول قرار دهید. من هم به‌عنوان رئیس شعبه دوم مشغول انجام‌وظیفه می‌شوم. این اتفاق افتاد و هر پرونده‌ای که می‌آمد یکی از ما آن را مطالعه می‌کردیم؛ یعنی صفحه به صفحه می‌خواندیم و بر اساس موازین فقهی نظر می‌دادیم. دقت می‌کردیم که آیا این مستندی که در پرونده هست و قاضی بر اساس آن نظر داده، حکم اعدام یا مصادره درست است یا نه؟ از زوایای فقهی و شرعی بررسی می‌کردیم و بعد اگر می‌دیدیم نظر درست است، تأیید می‌کردیم. این کار مشابه کاری است که الآن دیوان عالی کشور انجام می‌دهد. بعدها از چند نفر دیگر برای کمک به بررسی پرونده‌ها دعوت کردیم. هرقدر زمان می‌گذشت، تعداد پرونده‌ها بیشتر می‌شد. این مسئله را با امام و آقایان منتظری و مشکینی مطرح کردیم و بنا شد که برخی از اعضای جامعه مدرسین با ما همکاری کنند؛ که اینها با ما همکاری لازم را نمودند. بعد از مدتی مسأله شهادت مرحوم شهید بهشتی پیش آمد و حضرت امام رحمت‌الله علیه آقای ربانی املشی را به‌عنوان دادستان کل کشور نصب کردند من تنها شدم. همکاران ما هم چند ماهی آمدند و دیگر ادامه ندادند و ما از کسان دیگر دعوت کردیم. به همه آنان گفتم که باید بعد از بررسی پرونده‌ها به‌صورت استدلالی نظر بدهید. اگر الآن به آن پرونده‌ها مراجعه کنید می‌بینید همه استدلالی و طبق موازین فقهی هستند نه صرف مواد قانونی زیرا آن موقع، مواد قانونی به‌اندازه کافی نداشتیم. این وضع کار ما بود و مسائلی هم آن‌وقتها برای ما پیش‌آمده بود و به ما گفتند که حضرت امام فرموده شما نباید کار بکنید. من به همراه مرحوم آیت‌الله ربانی (رض) رفتیم خدمت حضرت امام گفتیم اگر شما می‌گویید دیگر ادامه نده ما کار را متوقف می‌کنیم. امام فرمودند نه من به شما اعتماد دارم و شما این کار را ادامه بدهید. همین مسأله برایمان بس بود. می‌خواستیم بین خودمان و خدا حجت شرعی داشته باشیم.

پانزده الی شانزده ساعت در شبانه‌روز کار می‌کردم و مواظب بودم که خلاف شرع صورت نگیرد. این مواظبت توسط ما و برخی از همکاران ما در جامعه مدرسین، برای این بود که احکام الله در باب قضا پیاده شود. این طلبه‌ها ازخودگذشته و متدین بودند. الآن هم قضات آدمهای خوبی هستند و ممکن است آدمهای نابابی یا خیلی پرکار و کم‌کاری در میان آنها پیدا بشود اما درمجموع همکاران ما آدمهای شایسته‌ای بودند. مگر می‌شود آقای سلیمی چیزی را خلاف شرع بداند و عمل کند، امکان ندارد، یا آقای زرگر، آقای زرگر الآن مسئول ستاد احیاء امربه‌معروف و نهی از منکر است. این اواخر دو تا پاسدار برای من فرستادند که در طبقه بالای منزلم برای آنها اتاقی در نظر گرفتم. الحمدالله نه غذا برایمان مطرح بود، نه اینکه ناهار بیایم در خانه بخوریم، برایمان مطرح بود، اصلاً این حرفها نبود. مکرر شده بود که حتی به ناهار خوردن هم نمی‌رسیدیم. نمی‌خواهم این را برای شخص خودم بگویم ولی برای اینکه سابقه کار مشخص باشد، ناچار به بیان این مسائل هستم. ما با این مشکلات روبرو بودیم و شهریه طلبگی هم کفاف امور را نمی‌داد. شهریه هم پولی نبود. مگر خود آقای قدوسی پول می‌گرفت. همه وظیفه الهی بود که اینها را به این مسیر کشیده بود. در دستگاه قضائی همه قضات باید این‌طور باشند. عدالت در حد اعلا باشد چه برای قاضی نشسته، چه ایستاده. این جریان کار ما بود تا اینکه مسأله شورای عالی قضائی مطرح شد. اول به من گفتند که برای این شورا، نامزد شوم، گفتم من نمی‌شوم. من همین مسئولیت فعلی برایم کافی است. می‌خواهم به تحصیلم هم ادامه بدهم. گفتند آخر بد است تعداد کمی شرکت کنند. گفتم خیلی خوب، من برای اینکه بد نباشد شرکت می‌کنم ولی امیدوارم به من رأی ندهند، خدا آقای دکتر مهرپور را حفظ کند. ایشان برگزارکننده مرحله اول تعیین شورای عالی قضائی بود و همین کار را کرد و من رأی نیاوردم. بعد مسأله شهادت مرحوم شهید قدوسی و مرحوم شهید بهشتی پیش آمد. آن موقع من هنوز همان مسئولیت خود در دادگاه را داشتم و بعدازاین قضایا بود که به من گفتند تو دیگر باید نامزد بشوی و دیگر نگویی که به من رأی ندهید. گفتم بسیار خوب و من نامزد شدم و رأی آوردم و رفتم در شورای عالی قضائی. کار شورای عالی قضائی به دیگر مسئولیتهای من اضافه شد؛ یعنی در کنار سایر مسئولیتها در شورای عالی قضائی فعالیت می‌کردم.

مسئولیت انتخاب قاضی برای دادگاههای خانواده هم به من واگذار شد تا از میان طلبه‌ها افراد شایسته را به‌عنوان قاضی انتخاب کنم. برای شناسایی این افراد امتحان می‌گرفتم و بعدازاینکه من تأیید می‌کردم، شورای عالی قضائی هم تأیید من را قبول می‌کرد. این کار را قبل از عضویت در شورای عالی قضائی هم انجام می‌دادم. مرحوم ربانی (رض) آدم متدین، متعبد و ارزشمندی بود. اگر برای او شبهه‌ای در مفاد و مسائل قضائی یا مسائل حدود، دیات و مجازات پیش می‌آمد مکرر از تهران با من صحبت می‌کرد و یا می‌گفت که من این مسأله را می‌خواهم مطالعه کنم. بیا باهم بحث کنیم. تلفنی مباحثه می‌کردیم تا ببینیم حکم خدا چیست.

واقعیت امر این است که الحمدالله تعالی امام (رض) آدم متعبد، زاهد، سالک و عارفی بود. ما از آقای خمینی بدی ندیدیم چه آن موقع که به درسش می‌رفتیم و چه بعد از پیروزی انقلاب. هرکسی که مسلمان، متدین و متعبد بود امام را دوست داشت. طلبه‌هایی بودند که اهل گریه نبودند اما وقتی امام مطالبی را می‌گفت اشک می‌ریختند. مرحوم امام خمینی چنین شخصیتی بود. شاگردان ایشان هم آدمهای خوبی هستند.

به‌هرحال، زمانی که ما به شورای عالی قضایی رفتیم آقایان، موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور، ربانی و مقتدایی عضو بودند. کارها و شکایاتی که می‌رسید، ما تقسیم کردیم به این صورت که هرماهی یک نفر سهمش بود این پرونده‌ها را ببیند و نظراتش را بدهد.

خاطرم هست که به آقای موسوی اردبیلی پیشنهاد دادم که حاضرم علاوه بر سهم خودم، پرونده‌های شمارا هم رسیدگی کنم تا شما که بزرگ هستید و از شما حرف‌شنوی دارند به کمیسیون قضائی مجلس تشریف ببرید و در خصوص تصویب لوایح و مصوبات قضائی مطابق با موازین شرع و قانون به آنها مشورت بدهید. ما می‌خواستیم برای سهولت کارمان، این مصوبات زودتر به تصویب مجلس برسد. من یادم هست که قوانینی که در دادگستری عمل می‌شد همان قوانین زمان شاه بود که خلاف شرع بسیاری در آن بود. من پیشنهاد دادم که امور قضایی یکی دو شهر را به من واگذار کنند تا من با کمک طلبه‌های فاضل و کاردان که ازنظر علمی و تقوایی قبولشان داشتم امور قضائی را مطابق با قوانین شرعی و قانون سروسامان بدهیم. چرا ما باید به قوانین طاغوتی و غیرشرعی عمل کنیم؟ البته این کار تحقق پیدا نکرد اما در آن زمان قسمتی از قوانینی که در حدود و دیات و قصاص و مجازات تعزیری بود انجام شد و مجلس هم تصویب کرد. آقایان قضات خیال نکنند که قوانین خیلی راحت در مجلس تصویب و در شورای نگهبان تأیید شد. به‌قدر کافی در شورای نگهبان در مورد این قوانین زحمت‌کشیده شد. مخصوصاً حضرت آیت‌الله صافی آن‌قدر حساسیت داشت روی مسائل شرعی و مصوبات مجلس، چه در قسمتهای قضائی که آیین دادرسی باشد و مجازات که حتماً شرعی باشد و چه در مصوبات دیگری که از مجلس می‌آمد. فقهای شورای نگهبان ازنظر شرعی مستقل‌اند به رأی دادن. به عدم مخالفت و مخالفت. ما زحمت کشیدیم تا موازین شرعی در مصوبات مجلس رعایت شود.

اگر ان‌شاءالله تعالی دقت زیادی شود قوه قضائیه می‌تواند قوه قضائیه‌ای شود که خدا و پیغمبر خواسته و هرچه را هم که کمبود در قوانین هست خود قوه قضائیه می‌تواند با ارسال لوایحی مناسب، اقدام کند. در شرایط فعلی، قوه قضائیه بر اساس تفسیر شورای نگهبان، باید رأساً برای ارسال لوایح قضائی اقدام کند و هیأت دولت حق نوشتن لوایح قضائی را ندارد. رئیس قوه قضائیه مسئولیت دارد که لایحه قضائی را بنویسد و به مجلس بفرستند.

الآن زمینه خیلی فراهم است برای خوب کار کردن. از اول که آقایان مشغول شدند چه آن‌وقتی که دادگستری و وضع آیین دادرسی آن‌گونه بود و قوانینش، قوانین شرعی نبود و چه حالا که زحمت‌کشیده شده و شرایط قوه قضائیه به اینجا رسیده است، چه زمان مرحوم شهید قدوسی، چه زمان بعد از شورای عالی قضائی و چه حالا که رئیس قوه قضائیه جناب آقای یزدی تشریف آوردند و بعد آقای هاشمی شاهرودی آمدند، خیلی زحمت‌کشیده شده است اما درعین‌حال ممکن است نواقصی در کار قوه قضائیه باشد و راه باز است برای اینکه انسان باهمت لازم این نواقص را برطرف کند.

 چه کسی در تدوین لوایح حدود، قصاص و تعزیرات نقش عمده را داشته است؟

_ واقع قضیه این است که این مسائل از طریق قوه قضائیه پیگیری شده است و من آن موقع عضو شورای عالی قضائی نبودم. من ظاهراً تا اواسط سال 1361 عضو قوه قضائیه بودم و بعد کناره‌گیری کردم تقریباً ارتباطم با قوه قضائیه از تیرماه 1362 رسماً قطع شد. ما موقع بررسی مصوبات مجلس در شورای نگهبان، از مصوبات مجلس در رابطه با آیین دادرسی و مجازات دور نبودیم. این مصوبات تقریباً مطابق با تحریرالوسیله امام بود.


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷۶
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *