بحثی در توبه و نگاهی به توبه محارب در قانون حدود و قصاص

دسته: حقوق جزا
بدون دیدگاه
شنبه - 26 فروردین 1396


بحثی در توبه و نگاهی به توبه محارب در قانون حدود و قصاص

بحثی در توبه و نگاهی به توبه محارب در قانون حدود و قصاص

 

مرحوم راغب در مفردات می گوید (التوب ترک الذنب علی اجمل الوجوه و هو ابلغ وجوه الاعتذار) توب ترک گناه به بهترین وجه و آن رساترین و گویاترین شکل از اشکال مختلف پوزش خواهی است.

قانونگذار در مواد ۹۸ و۱۳۷و۱۵۶و۱۶۲و بند ۵ ماده ۲۱۷ به ترتیب توبه زنا کار و شرابخوار و مرتکبین لواط و مساحقه و سارق را بشرطی که قبل از ادای شهادت شهود صورت پذیرد مسقط حد دانسته است و در ماده ۲۱۱ میگوید: هرگاه محارب و مفسد فی الارض قبل از دستگیری توبه کند حد ساقط میشود و اگر بعد از دستگیری توبه کند حد ساقط نمیشود.

توجه به این مواد نشان می دهد که قانونگذار به حقیقت توبه عنایت داشته است و آن را نوعی بازگشت با اختیار می داند.

قبل از ورود در اصل مبحث نگاهی به فلسفه مجازات در اجتماعات بشری می افکنیم و در پاسخ به اینکه چرا مجرم مجازات می شود؟ میگوئیم :

از آنجا که هیچیک از مجتمعات بشری خالی از وظایفی اجتماعی نیست که افراد آن موظف است به انجام آنها باشند و عمل باین تکالیف نیز حریت آنان را تحدید می کند و از آنجا که در خود آن وظایف ضامن اجرائی وجود ندارد و این طور هم نیست که عده ای لاقید و راحت طلب از آن تکالیف نورزند, بشر اجتماعی چاره ای نمی بیند جز اینکه برای متخلف تعیین کیفر کند, تا کراهت از مجازاتها و ترس از ضرر متخلفان را ناگزیر به تسلیم و انجام تکالیف سازد و این حقی است برای زمامدار جامعه به گردان افراد مجرم و عاصی _ پاداشی هم که در برابر اطاعت داده می شود حقی است برای مطیع و به گردن مجتمع یا زمامدار این دو نوع جزا در تمام مجتمعات بشری هست قرآن کریم نیز در سوره مبارکه یونس به هر دو نوع اشاره فرموده است :

نوع اول : (والذین کسبو السئات جزا سیئه بمثلها)(یونس /۲۷).

نوع دوم : (للذین احسنوا الحسنی ) (یونس _ ۲۶).

باید دانست چون پاداش حق مطیع است زمامدار مکلف به ادای آن است اما مجازات حق زمامدار است و او می تواند از حق خود صرفنظر کند و آن را اعمال ننماید زیرا چنین نیست که بر هر صاحب حق واجب باشد حق خود را اعمال نماید یا هر مالکی مجبور باشد در ملک خویش تصرف کند.

در حدیث است که 🙁 قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من وعده الله علی عمله ثواباً فهو منجزله و من اوعده علی عمله عقاباً فهو بالخیار).

ملاک تشریع توبه

توجه به سرگذشت حضرت آدم (ع) حاکی است که چون خداوند به فرشتگان فرمود ( من در زمین خلیفه قرار می دهیم) آنان گفتند 🙁 آیا کسی را در آن قرار می دهی که فساد و خونریزی کند در حالی که ما تسبیح و تحمید و تقدیس توبه میکنیم ؟) خداوند در پاسخ به ملائکه این کارها را از جانشین زمینی خود نفی نکرد , فقط موضوع تعلیم اسما را درباره آدم عملی ساخت و این نشان می دهد که در تعلیم اسما مطلبی وجود داشته که باب اعتراض فرشتگان را مسدود ساخته است والا سئوال آنان بقوت خود باقی می ماند و حجت بر آنها تمام نمی شد.

(فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم)(بقره_ ۳۷)

اعتراض فرشتگان بخون ریزی و فساد و تبهکاری انسان است و چیزی می تواند آنان را قانع کند که بدرد جبران این معاصی بخورد. شاید کلماتی که آیه شریفه فوق به تلقی آنها از پروردگار عالم اشاره کرده است همان توبه و بازگشت بسوی او باشد لذا می فرماید (فتاب علیه انه هو التواب الرحیم).

در اینجا به دو ویژگی از ویژگیهای انسان اشاره می کنیم و نتیجتاً به ملاک تشریع توبه میرسم:

۱ _ نفس انسانی مادام که به بدن تعلق دارد جوهر قابل تغییر و تحولی است که در اثر افعال و صورتهای که از آن صادر میشود و نتایج و آثار قائم باوست تغییر می پذیرد. بنابراین اگر کار شایسته ای از او سربزند برایش یک صورت معنوی , که اقتضای تعلق ثواب را دارد , پیدا می شود و چنانچه کارزشت و ناپسندی از او سر زند یک صورت معنوی , که اقتضای تعلق عقاب را دارد , برایش حاصل میگردد ولی چون ذات بحسب حالات خوب و بدی که بر او عارض می شود در معرض تغییر و تحول است ممکن است صورت موجود تبدیل بصورت دیگری شود. این حال نفس انسانی است تا موقعی که مرگ تغییر و تحولش فرا رسد اما این مرگ تغییر و تحول همیشه به مرگ بدن نیست , گاهی قبل از آن است لذا خداوند می فرماید 🙁 فانک لاتسمع الموتی و لا تسمع الصم الدعا)(روم – ۵۲).

ملاصدرا می فرماید اگر نفس انسان این خاصیت صورت برداری را نداشت نه تعلیم آدمی ممکن بود و نه ترتیب تهذیبش. پس تا زمانیکه مرگ تغییر و تحول فرا رسیده است, امکان تغییر صورتهای حاصل شده و تبدیل آنها هست. ان الحسنات یذهبن السیئات .

۲ _ انسان بالقوه حامل استعدادهای امکانی انسانی است و یا به تعبیر لطیف استاد شهید مطهری رضوان الله علیه بذر انسانیت در متن وجود او بصورت امور بالقوه پاشیده شده است و باید به کمک نیروی درونی همراه با شرایط بیورنی , باغبانی به ثمر رساندن این بذر را خودش بعهده بگیرد که (لقد خلق الانسان فی احسن تقویم) و اگر سستی کند و این بذر را ضایع گذارد (ثم رددناه اسفل سافلین) (التین _ ۴ و۵ ).

پس انسان تا زمانی که از فطرت خویش منحرف نشده باشد این فرصت را دارد که با بازگشت بسوی خدا آثار معاصی را زائل و نیروهای متکون در وجود خود را بالفعل سازد به مقام انسانی نایل گردد و از هلاکتی که نتیجه گناه است نجات یابد و ملاک تشریع توبه همین است.

ضمناً توبه روح امیدواری را در انسان نگه می دارد لازم است انسان در مسیر حیات در نقطه اعتدال و میان خوف و رجا باشد تا همواره از مضار زندگی گریخته به منابع آن روی آورد. انسان طبعا تا زمانی که در سودای حیات زیان ندیده بانشاط و جدی است ولی اگر روح یاس بر او مسلط شود سست میگردد تا حدی که منکست از اصل تلاش نیز روگردان شود توبه علاج جلوگیری از تسلط یاس و بدبینی است.

رد یک توهم در معنی توبه حقیقی

بعضی گفته اند و می گویند (تشریع توبه مردم را به گناه تشویق میکند زیرا انسان وقتی دانست که با ارتکاب هر گناهی توبه اش قبول میشود جرات بر گناه در وی زیاد میگردد باین قصد که بعد از هر گناه توبه ای می کنیم) در پاسخ می گوئیم:

اشکال کنندگان سخت بخطا رفته اند زیرا توبه پشیمانی از گناه است و پشیمانی از ارتکاب یک عمل همواره بعد از آن عمل است و ندامت قبل از ارتکاب معنی ندارد. آنچه که این قائلان نام آن را توبه گذاشته اند در حقیقت توبه نیست بلکه مکر و حیله ایست که با آن در مقام فریب خدا هستند و بدیهی است که ( ولا یحیق المکالسئیی الاباهله) . (فاطر _ ۴۱).

مراتب توبه

گناه آدمی را از جوار رحمت حق دور می کند و توبه و عمل صالح انسان را بساحت قدس او نزدیک می سازد.

قریب و بعد دو امر نسبی هستند انسان در هر مرحله از قرب که باشد نسبت به مراحل بالاتر دور است. توبه بر رجوع بعضی از بندگان صالح خدا از مرحله ای بمرحله برتر نیز صدق می کند کتاب خدا در بیان توبه انبیا علیهم السلام که معصوم هستند بهمین معنی اشاره دارد:

( و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسمعیل ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک و ارنا مناسکنا و تب علینا انک انت التواب الرحیم) (بقره _ ۱۲۷ و ۱۲۸).

حضرت خلیل الله (ع) در اواخر عمر پر برکت و پر ابتلای خود در حالی که خانه خدا میسازد پیروز مندانه طالب مرحله بالاتر است . پس توبه او از معصیت نیست همچنین است آیه ۵۵ سوره مومن درباره رسول اکرم (ص) و آیه ۱۴۳ سوره اعراف درباره حضرت موسی (ع) میتوان گفت توبه دارای مراتب زیر است:

۱ _ بازگشت از کفر به ایما و از شک و تردید به یقین و اطمینان و از هر عقیده باطل بسوی حق .

۲ _ بازگشت از معصیت (اعم از صغیره و کبیره) بسوی اطاعت و از مخالفت بموافقت.

۳ _ بازگشت از قصور با تقصیر از معرفت حضرت بارتعالی و انجام وظایف بندگی آنطور که سزاوار اوست بسوی در آنها و بازگشت از غفلت ازیاد او بسوی کثرت ذکر و بازگشت از بعد به قرب و از جفا به وفا همچنان که مرویست:

قال الصادق (ع) : التوبه حبل الله و مدد عنایته و لابد للعبد من مداومه التوبه علی کل حال و کل فرقه من العبادلهم توبه , فتوبه الانبیا من اضطراب السر و توبه الاصفیا من التنفس و توبه الاولیا من تلوین الخطرات و توبه الخاص من الاشتغال بغیر الله و توبه العام.

یک تائب واقعی باید چه کند؟

قال علی علیه السلام:… ان الاستغفار درجه العلیین و هواسم واقع علی سته معان اولها : الندم علی ما مضی و الثنای : العزم ترک العود الیه ابدا و الثالث : ان تودی الی المخلوقین حقوقهم… و الرابع ان تعمد الی کل فریضه ضیعتها فتودی حقها و الخامس ان تعمد الی اللحم الذی نبت علی السحت فتذبیه بالاحزان حتی تلصق الجلد بالعظم وینشا بینها لحم جدید. و السادس ان تذیق الجسم الم الطاعه کما اذقته حلاوه المعصیه فعند ذلک تقول : استغفرالله ).

کلام گهربار مولی الموحدین و امیر المومنین (ع) منطوقا دلالت دارد بر اینکه تائب واقعی شش وظیفه دارد :

۱ _ پشیمانی ازگذشته که یک حالت نفسانی است نه اینکه لساناً یگوید پشیمانم ولی واقعا نادم نباشد احراز این حالت در یک محکوم علیه آسان نیست ۲ _ عزم و تصمیم راسخ به آنکه هرگز به معصیت برنگردد ۳ _ اگر بر اثر ارتکاب گناه حقی از کسی بر عهده اوست ادا کند ۴ _ اگر فرضیه ئی از فرائض الهی را ضایع گزارده بجا آورد .

۵ _ گوشتی که در بدن او از حرام روئیده بحزن و اندوه ذوب کند تا پوست او باستخوانش بچسبد و از حلال گوشت تازه بروید ۶ _ بجسم خود الم طاعت بهمان اندازه که شیرینی معصیت را چشانده, بچشاند و بعد از این بگوید استغفرالله.

آنطور که از آیات : ۴ سوره انعام و ۵۳ سوره مائده و ۱۰۲ سوره توبه و فرمایشات امام فهمیده میشود توبه یک حقیقت موثر در نفس انسانی است موثر از حیث اصلاح و آماده ساختن برای سعادت دنیا و آخر بعارت دیگر اگر توبه نافع باشد ( که توبه واقعی حتماً نافع است ) برای زدودن بدیهای نفس است ولی احکام شرعی و آثار قانونی اعمال ارتکابی بحال خود باقی است و با توجه تغییری نمی کند . تائب باید وظایف فوت شده را بعد از توبه بجای آورد , مگر در مورد احکامی که با توبه ارتباطی مستقیم داشته باشند که در آن صورت آن حکم با توبه رفع می شود و این غیر از آن است که توبه خود رفع حکمی بکند , مانند توبه محارب قبل از دستگیری که شرح آن خواهد آمد.

در چه زمانی توبه پذیرفته است

در تعریف توبه گفتیم که توبه بازگشت با اختیار است بنابراین در زمان امکان حدوث دارد که انسان در حال اختیار باشد اما آنجا که آدمی هیچگونه اختیاری در انتخاب سعادت یا شقاوت ندارد جای توبه نیست.

آیه ۱۷ از سوره مبارکه نسا بی ثمری توبه در وقت مرگ را بیان می فرماید :

(و لیست التوبه للذین یعلمون السئیات حتی اذا حضر احد هم الموت قال انی تبت الان و لا الذین بموتون و هم کفار اولئک اعتدنالهم عذاباً الیماً).

آیه ۹۰ از سوره بمارکه آل عمران نیز در همین معنی است.

آثار توبه صحیح

۱ _ تبدیل سئیات به حسنات

هنگاممی که در یک انسان خانه دل خود را از اغیار خالی کرد صاحبخانه اصلی آن را تصرف می کند و زمانی که بحد مصمم شد گناه نکند و در مقام جبران گذشته و ترمیم حقوق ضایع شده برآمد ابواب رحمت الهی به روی او گشوده خواهد شد و آنچنان عنایات خاصه خداوندی او را در برخواهد گرفت که نه تنها سیئات او محو می شود بلکه لطف ایزدی ب اندازه زشتیها و معاصی ارتکابی دفتر اعمال او را بحسنات مزین خواهد کرد که فرمود :

(الا من تاب و آمن و عمل صالحاً فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات) (فرقان ۷۰).

۲ _ دوستی جضتر حق

خداوند کریم تائب واقعی را دوست دارد و مسلماً محبوب خود را عذاب نخواهد کرد.

(ان الله یحب التوابین) (بقره ۲۲۲).

در کافی آمده است که حضرت صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه بنده ای توبه نصوح کند خداوند دوستدار وی میشود و پرده بر وی می پوشاند پرسیدم : چگونه پرده بر وی میکشد:

فرمود : بفرشتگانی که اعمال او را می نویسند فراموشی می دهد و بجوا رح وی و زمینی که بر آن است الهام می نماید که گناه او را بپوشاند و چیزی نیست که علیه او (بر ارتکاب گناه) شهادت دهد.

این همه پرده که بر کرده ما می پوشی گر بتقصیر بگیری نگذاری دیار

توبه محارب

سمع الرضا علیه السلام بعض اصحابه یقول : لعن الله من حارب علیا علیه السلام, فقال له : قل : الا من تاب واصلح.

حضرت رضا از یکی از یاران خود شنیدند که گفت خداوند لعنت کند کسانی را که با علی (ع) جنگیدند حضرت فرمود بگو : باستثنا کسانی که توبه کردند و صالح شدند.

مرحوم محقق می فرماید (اذا تاب قبل القدره علیه سقط الحد و لکن لم یسقط (بالتوبه) ما یتعلق من حقوق الناس کالقتل و الجرح و المال.

اگر قبل از دست یافتن بر محارب او توبه کند حد ساقط می شود لیکن حقوق مردم مانند قتل و جرح و مالی که بعهده محارب است با توبه ساقط شدنی نیست.

ول تاب بعد الظفر به لم یسقط عنه و حد و لاقصاص و لا غرم (بلاخلاف و لا اشکال) و چنانچه بعد از ظفر یافتن بر محارب , محارب توبه کند حد و قصاص غرامت ساقط نمی شود.

عبارت حضرت امام در صفحه ۴۹۳ جلد دوم تحریر الوسیله نیز تقریباً همین است.

قانونگذار در ماده ۲۱۱ می گوید: هرگاه محارب و مفسد فی الارض قبل از دستگیری توبه کند , حد ساقط می شود و اگر بعد از دستگیری توبه کند حد ساقط نمی شود).

آیا ملاک سقوط حد توبه قبل از ظفر یافتن بر محارب است

یا توبه قبل از دستگیری ؟

آنچه که آیه شریفه بر آن دلالت صریح دارد توبه قبل از قدرت یافتن بر محارب است ( من قبل ان تقدرو اعلیهم) و در فتاوی فقها نیز صحبت از ظفر یافتن بر محارب است و هیچ جا اشاره به دستگیری ندارد.

البته تردیدی نیست که بر سبیل اغلب دستگیری مصداق بارز ظفر یافتن است لیکن بعضاً اتفاق میفتد ظفر یافتن هست ولی هر ظفر یافتنی دستگیری نیست (عموم و خصوص مطلق) نتیجه آنکه :

اگر شبکه ای لورفت و بر تشکیلات محاربین دست یافتیم و عنقریب است که دستگیرشان کنیم , توبه این گروه قبل از چنین دستگیری ای مفید نیست و مسقط مجازات نمی باشد.

محارب کافر اگر اسلامی بیاورد طبق قاعده الاسلام یجب ماقبله حدود و تعزیراتی که بگردن اوست (حق الله) ساقط میشود, لیکن حقوق مردم در شمول قاعده فوق نیست و فقها در شعاع دلالت این قاعده خیلی بحث نکرده اند.

 

منبع:

لطف الله اتابکی


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴۰
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *