با چهره گشاده

دسته: حقوق رفتاری
بدون دیدگاه
چهارشنبه - 7 مهر 1395


با چهره گشاده

با چهره گشاده

304976284

اگر می‌بینی که عابری با جبین پر آژنگ از مقابلت عبور می‌کند اگر می‌بینی که رهگذاری عجول بی‌آنکه که گره از سگرمه‌ها باز کند یا هزار اخم‌وتخم از کنارت می‌گذرد. اگر می‌بینی که اوقات تلخیها و ناسازگاریها، حال و مجال را بر فراغت بال تنگ گرفته‌‌اند. اگر می‌بینی که هیچ لبی به تبسمی گشوده نمی‌شود، عجبی نیست، این مقتضای روزگار ماست که همگان در چهار موج محنت زندگی دست‌وپا می‌زنند و این از مزایای زندگی نکبتی است که ازدیاد ماشین و ازدحام نفوس برای ما به هدیه آورده‌‌اند؛ اما در بحبوحه همین وانفسای استثنایی گاهی می‌بینم که قاه‌قاه خندیدن بلند کرده است و گاهی می‌بینم که مردی میان‌سال با جمعیتی از اهل و عیال از کناری می‌گذرد و تبسمی شیرین و دلپذیر بر گوشه لب دارد.
در چنین لحظاتی است که بی‌اختیار و بدون آن‌که طرف را بشناسم عمیقاً و از ته دل خوشحال می‌شوم.
کسی که می‌خندد و کسی که در چهارسوی درهای بسته زندگی روی گشاده‌ای دارد، بی‌آنکه خود متوجه باشد به دیگرانی که او را می‌بینند امید می‌رساند و نیرو می‌بخشد و قوت قلب می‌دهد.
من خود هرگاه با چنین صحنه‌های نشاط‌بخشی روبه‌رو می‌شوم، بی‌اختیار این بیت نغز صائب را با خود زمزمه می‌کنم که:
یک‌چشم پر خمار به از صد قدح شراب
یک چهره شکفته به از صد چمن گل است


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷۶
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *