اصلاح نظام بانکی، طرحی برای تمام فصول

دسته: حقوق بانکی
بدون دیدگاه
جمعه - 30 مهر 1395


اصلاح نظام بانکی، طرحی برای تمام فصول

تشریح طرح اصلاح نظام بانکی

اصلاح نظام بانکی، طرحی برای تمام فصول

 

مسعود نیلی با اشاره به معضلات شبکه بانکی گفت: در اقتصاد سالمی که دارای انضباط پولی است اگر یک بانک بخواهد موقعیت خود را به نسبت سودآوری و کسب‌و‌کار بانک دیگر بهبود بخشد چاره‌ای ندارد جز اینکه کارایی، افزایش راندمان و هزینه کمتری در تأمین مالی داشته باشد تا بتواند رقابت کند. مشاور رئیس‌جمهوری از اصلاح نظام بانکی از دو طریق «دسته‌بندی بانکها و رفع جنگ قیمتی» و «ارائه اوراق دولت» برای حل مشکل بانکها خبر داد. وی ضمن تشریح شرایط فعلی شبکه بانکی و معضلات آن از سیل نقدینگی به وجود آمده در دوران درآمدهای بالای نفتی به‌عنوان عاملی برای رشد قارچ گونه مؤسسات غیرمجاز نام برد. مشروح گفت‌و‌گوی مسعود نیلی را در ادامه بخوانید:

  مهمترین مشکلات کنونی نظام بانکی کشور چیست و به چه دلیل اصلاح نظام بانکی ضروری است؟

اقتصاد ایران اقتصادی بانک محور است به این معنی که بانک، مهم‌ترین نهادی است که تأمین مالی فعالیتهای اقتصادی را بر عهده دارد. برخی از اقتصادها در دنیا بانک محور و برخی نیز بازار محور هستند به این معنی که دراین اقتصادها محور تأمین مالی بازار سرمایه است. طبیعی است هیچ‌یک از نظامهای اقتصادی به‌طور مطلق به یکی از این دو نهاد وابسته نیستند، اما زمانی که اقتصاد بانک محور نامیده می‌شود معنای آن این است که بانکها نقش مسلط را در تأمین مالی دارند. اقتصادهای بانک محور هم درجات مختلفی در وابستگی به بانکها دارند، ایران جزو اقتصادهای بانک ‌محوری است که تأمین مالی از طریق بانک در آن نقش کاملاً مسلط دارد.

اگر به شرایط اقتصاد کشور بعد از سال 1392 توجه کنیم پدیدار شدن دو مشکل را می‌توانیم تشخیص دهیم. اولین عامل تنگنای مالی است؛ به‌نحوی‌که در سالهای اخیر تمامی بخشها درزمینهٔ تأمین مالی دارای مشکل بوده‌اند و عامل دوم نیز کمبود تقاضا است به این نحو که برخی از تولید‌کنندگان درفروش محصولات با مشکل مواجه بوده‌اند که البته این موضوع جای بررسی جداگانه دارد.

اقتصاد کشور در تأمین مالی با دو مشکل مواجه بوده به این معنا که علاوه بر بالا بودن هزینه تأمین مالی، میزان منابعی که در اختیار واحدهای تولیدی قرار می‌گرفته، هم با محدودیت جدی مواجه بوده است؛ اما آن مسأله ‌ای که به‌عنوان یک پارادوکس مطرح شد این بود که اقتصاد ایران از سال 1392 به بعد به‌طور کاملاً محسوسی شاهد کاهش نرخ تورم بود؛ به‌طوری‌که نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه بالای 40 درصد به زیر 10 درصد کاهش یافت و علی‌الاصول نرخ سود بانکی نیز باید متناسب با نرخ تورم کاهش می‌یافت و انتظار این بود که شیرینی کاهش تورم تنها برای مصرف‌کنندگان نباشد و هزینه مالی تولید‌کنندگان نیز کاهش یابد، اما همگان شاهد آن بودیم که کاهش نرخ سود با مقاومت در بانکها مواجه شد.

در سالهای اخیر هرچند انضباط پولی بیشتر و رشد پایه پولی محدودشده اما به‌هرحال، رشد نقدینگی افزایش داشته، حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا تسهیلات متناسب با رشد نقدینگی نه‌تنها رشد نکرده بلکه حتی کاهشی نیز بوده است؟ پس تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که اولاً اقتصاد ایران اقتصادی بانک محور است، ثانیاً مقیاس فعالیت مالی بانکها از همه فعالیتهای دیگر بزرگ‌تر است. ثالثاً، ظرف سالهای اخیر، ارتباط هزینه تأمین مالی بانکها با تورم دچار انقطاع شده و بالاخره اینکه از شتاب تأمین مالی بانکها کاسته شده است. هرگونه تحرک در اقتصاد ایران، مادامی‌که نظام بانکی اصلاح نشود ناپایدار خواهد بود. بر همین اساس برای دستیابی به رشد قابل‌قبول اقتصاد و تحرک تولید و فعالیتهای اقتصادی به‌ناچار باید نظام بانکی را اصلاح کنیم.

  برنامه اصلاح نظام بانکی دارای چه اهدافی است؟

همان‌طور که اگر بیماری با اظهار علایم به پزشک مراجعه کند، پزشک برای تشخیص بیماری، برای آن فرد پرونده پزشکی تشکیل داده و بررسیها را انجام می‌دهد تا درمان مناسب را انجام دهد، نظام بانکی هم با توضیحاتی که داده شد دارای دو علامت بیماری بود که این علایم هزینه بالای تأمین مالی و قدرت محدود منابع مالی برای فعالیتهای اقتصادی است؛ بنابراین برای حل این مشکلات باید ابتدا آسیب‌شناسی درستی صورت می‌گرفت.

برای آسیب‌شناسی دقیق‌تر، به دو دوره از عملکرد نظام بانکی که منجر به شرایط کنونی در نظام بانکی شده است اشاره می‌کنم. در دوره اول حجم نقدینگی در اقتصاد عمدتاً با اتکا به رشد بسیار بالای پایه پولی در حال افزایش بود؛ بنابراین پول در اقتصاد با منشأ بانک مرکزی در حال رشد و افزایش بود. به این دلیل براین تاکید می‌کنم که اگر کشوری را در نظر بگیریم که انضباط پولی در آن برقرار باشد عامل اصلی رشد نقدینگی افزایش پایه پولی نیست و حجم نقدینگی عمدتاً تحت تأثیر رابطه بین بانک و بنگاه است نه بانک مرکزی و بانک، یا بانک مرکزی و دولت. درواقع افزایش نقدینگی بسط نقدینگی است و خلق آن نیست؛ چراکه خلق نقدینگی توسط بانک مرکزی و بسط نقدینگی توسط نظام بانکی انجام می‌شود.

در اقتصاد سالمی که دارای انضباط پولی است اگر یک بانک بخواهد موقعیت خود را به نسبت سودآوری و کسب‌و‌کار بانک دیگر بهبود بخشد چاره‌ای ندارد جز اینکه کارایی، افزایش راندمان و هزینه کمتری در تأمین مالی داشته باشد تا بتواند رقابت کند. این امر درواقع همانند آن است که آبی با حجم ثابت جریان دارد و هر کس بخواهد از این آب بیشتر بهره‌گیری کند سهم دیگران کاهش می‌یابد؛ بنابراین آب‌رسانی بیشتر درگرو راندمان بالاتر است؛ اما در اقتصادی که دارای انضباط پولی نیست مانند آن است که شما با ورودی خروشان و مستمر از سرچشمه (بانک مرکزی) مواجه هستید و دراین شرایط درست برعکس شرایط قبلی، دسترسی به آب بیشتر بسیار سهل و ساده و بدون ضرورت کم شدن دسترسی دیگران به آب امکان‌پذیر است.

این دوره هم‌زمان با دوران وفور درآمدهای نفتی است که پایه پولی به‌شدت در حال افزایش بود و بنابراین بانکها برای جمع‌آوری سیل خروشان نقدینگی که از سمت بانک مرکزی در جریان بود تشکیل می‌شدند. این بانکها نیاز به تلاش برای جذب نقدینگی و رقابت با یکدیگر نداشتند زیرا آب از سرمنشأ به‌شدت در حال افزایش بود و به همین دلیل در آن دوران، هم تعداد بانکها افزایش یافت و هم مؤسسات اعتباری غیر‌مجاز که تحت نظارت بانک مرکزی نبودند به تعداد زیادی فعال شدند.

دلیل این امر هم این بود که بانک مرکزی به دلیل وفور درآمدهای نفتی حجم زیادی پول را وارد اقتصاد می‌کرد. هم‌زمان با این امر نیز دولت در آن زمان به‌یک‌باره نرخ سود بانکی را با کاهش شدید از 21 به 12 درصد رساند و این‌یک شوک بزرگ به‌نظام بانکی و پولی کشور بود. کاهش یک‌باره و شدید نرخ، بر رفتار سپرده‌گذاران و تسهیلات گیرندگان تأثیر گذاشت ضمن اینکه انگیزه سپرده‌گذاری را کاهش و مردم را تشویق به مصرف کرد و در مقابل انگیزه تسهیلات گیرندگان را برای برخورداری از تسهیلات افزایش داد.

علاوه براین زمانی که نرخ سود پایین‌تر از تورم باشد معنای آن این است که همه پروژه‌های اقتصادی دارای توجیه قلمداد می‌شوند، زیرا نرخ سود تسهیلات از تورم کمتر است و تمامی فعالیتهای اقتصادی سودآور می‌شوند. تسهیلات گیرندگان به دلیل پایین‌تر بودن نرخ سود از تورم، انگیزه‌ای برای بازگرداندن پول به بانکها ندارند، بنابراین نکول ارادی شکل می‌گیرد؛ زیرا فردی که تسهیلات را دریافت کرده بنا به تعریف نمی‌خواهد آن را بازگرداند. در چنین شرایطی، بانک به منبعی با سوراخهای متعدد تبدیل می‌شود به این معنا که هرکدام از تسهیلات مانند یک نشتی از منبع هستند که جریان خروجی آن، برگشت ندارد. طبیعی است تداوم این وضعیت، بانکها را با مشکل کمبود جریان وجوه نقد مواجه سازد؛ اما عاملی که باعث شد بانکهای ما در آن مقطع، به‌رغم اینکه مطالبات غیر جاری بسیار بالایی داشتند، دچار اختلال کارکردی نشدند، تأمین پولی مستمر از طرف بانک مرکزی بود.

  دراین جنگ قیمتی کدام بانک تعیینکننده است؟

به‌طور طبیعی، بانک ارائه‌دهنده بالاترین نرخ سود برای سپرده؛ اما این سؤال پیش می‌آید که کدام بانکها بیشترین پیشنهاد نرخ سود را ارائه می‌دهند و پاسخ این سؤال نیز این است که بدترین بانکها؛ زیرا بانکهایی که در شرایط بدتری هستند بدون محاسبه، نرخ سود را تعیین می‌کنند. البته ناگفته نماند توزیع مشکلات بین بانکها یکسان نبوده و برخی بانکها وضعیت بدتری نسبت به دیگر بانکها داشتند. بانکی که در شرایط نامساعدتری قرار داشت دیگر محاسبه‌ای برای تأثیر ارائه نرخ سود بر حیات میان‌مدت خود نمی‌کرد و تنها به فکر این بود که امروز را چگونه به فردا برساند.

بنابراین رهبری نرخ سود در جنگ قیمتی با بانکهای بد قرار گرفت و درنتیجه بانکهای خوب یا نسبتاً بد اگر نرخهای پایین‌تر به سپرده‌گذار پیشنهاد می‌دادند سپرده‌ها به سمت بانکهای بد هدایت می‌شد و جریان مالی به سمت بدترین بانکها که منابع را هدر می‌دهند جهت‌دهی می‌شد. توجه دارید که دراینجا بدترین بانکها در عمل در موقعیتی قرار می‌گیرند که به‌جای بانک مرکزی، آنها نرخهای بانکی را تعیین می‌کنند و عملاً اقتصاد کشور در تأمین مالی دنباله‌رو بدترین بانکها می‌شود و این مسأله بسیار خطرناک است.

  آیا این دلیل باعث بالا ماندن نرخ سود بهرغم کاهش نرخ تورم بود؟

دقیقا زیرا بر اساس این سازوکار، دارایی بانکها در مطالبات غیر جاری منجمد شده و سیال کردن آن نیازمند جذب سپرده است و برای این امر نیز پیشنهاد نرخ بالاتر به سپرده‌گذاران داده می‌شود. مابقی بانکها نیز برای جذب سپرده به این سمت هدایت می‌شوند و همگنی در نرخ سود ایجاد می‌شود. حال شما به این مشکل، تأمین مالی منابع بودجه‌ای دولت از طریق نظام بانکی را هم اضافه کنید که این امر شبیه داستان مطالبات غیر جاری است که فقط ظاهر آن فرق می‌کند. البته دراینجا نابرابریهایی نیز وجود دارد زیرا دولت دارای قدرت سیاسی است و می‌تواند خواسته خود را به بانکها تحمیل کند.

دولتها از برنامه سوم توسعه به بعد دیگر اجازه استقراض از بانک مرکزی را نداشتند و به همین دلیل به‌تدریج تأمین کسری بودجه نهادی خود را به بانکها منتقل کردند و ازآنجاکه این کار از طریق بانکهای دولتی صورت می‌گرفت و مدیران بانکهای دولتی هم امکان تخطی از دستورات دولت را نداشتند این امر نیز حفره دیگری در بانکها ایجاد کرد.

این نشتی به این صورت است که منابع بانکها به سمت تسهیلات دولتی هدایت‌شده و دولت نیز به دلیل مشکلات مالی منابع را بازنمی‌گرداند، درنتیجه بانکها درجایی قرار گرفتند که از طرفی درگیر حفره مطالبات غیر جاری و از طرف دیگر گرفتار حفره دولت شدند و این تنها منابع بانک مرکزی بود که ادامه حیات بانکها را امکان‌پذیر می‌کرد بنابراین ادامه شرایط قبلی تنها با تداوم عرضه وجوه از طرف بانک مرکزی امکان‌پذیر می‌شد.

این وضعیت ادامه داشت تا اینکه دولت یازدهم روی کارآمد و بر انضباط پولی تاکید کرد، بر همین اساس ورودی از بانک مرکزی به بانکها با کاهش مواجه شد و بانکهایی که از طرفی دارای مطالبات غیر جاری و از سویی نیز دارای مطالبات از دولت بودند با مشکل مواجه شدند. آنچه امروز از اصلاح نظام بانکی عنوان می‌شود خارج کردن نظام بانکی از تله است. تله‌ای که شامل خروجی مطالبات غیر جاری و تسهیلات ارائه‌شده به دولت است؛ البته هرچه این روند ادامه می‌یافت اقتصاد به سمت بحرانهای شدیدتر حرکت می‌کرد.

با کاهش رشد پایه پولی از سوی دولت، از حرکت اقتصاد به سمت بحران جلوگیری شد؛ اما اگر به مشکلات درونی بانکها رسیدگی نمی‌شد این امکان وجود داشت که نظام بانکی با بحران مواجه شود. طرح اصلاح نظام بانکی چارچوب سازگاری را ارائه می‌کند که بر اساس آن سازگاری در فعالیتهای بانکی با عدم اتکا به بانک مرکزی ایجاد و درعین‌حال در نظام بانکی پایداری ایجاد می‌شود و این امر هویت اصلاح نظام بانکی است.

  آیا در برنامه اصلاح نظام بانکی، منابع بانک مرکزی درگیر میشود؟

اصلاح نظام بانکی به‌گونه‌ای طراحی‌شده که بر اساس آن قرار نیست منابع بانکها به‌طور سیستماتیک از بانک مرکزی تأمین شود البته بانکها در همه‌جای دنیا در بازار بین‌بانکی از یکدیگر قرض می‌گیرند؛ اما مدت استقراض تنها در مقیاس چند شب است.

بنابراین نباید مدت‌زمان استقراض چند ماه یا طولانی‌تر باشد. البته بانک مرکزی هم می‌تواند حسب ضرورت سیاست پولی، در بازار بین‌بانکی مداخله و بر نرخها اثر بگذارد. بانک مرکزی قبل از طرح اصلاح نظام بانکی و از آبان یا آذرماه سال گذشته به بازار بین‌بانکی وارد شد و این امر سبب شد تا نرخ سود این بازار از حدود 30 به 17.5 درصد کاهش یابد. این مسیر توانست فتح بابی باشد برای یکی از مشکلات که کاهش نرخ بود؛ اما دراین میان با مسأله ‌ای مواجه شدیم و آن این بود که برخی از بانکها از این بازار نه برای یک‌شب و دو شب بلکه به‌عنوان تأمین سیستماتیک منابع استفاده می‌کردند و این باعث می‌شد که منابع بانک مرکزی در اختیار بانکهای ناسالم قرار گیرد.

اصولاً ازآنجاکه آثار سیاستهای ناسالم پولی و بانکیِ دوره وفور اثرات یکسانی بر بانکها نگذاشته، تمامی بانکها دارای مشکلات یکسانی نیستند؛ بنابراین نمی‌توان برخورد یکسانی با آنها داشت. بانکی که به‌طور سیستماتیک برای تأمین مالی دارای مشکل است با بانکی که تنها برای یک یا دو شب از بازار بین‌بانکی تسهیلات دریافت می‌کند متفاوت است و باید آنها را از یکدیگر متمایز کرد بنابراین قرار شد در قدم اول بانکها دسته‌بندی شوند.

  تکلیف این بانکها چه خواهد شد؟

بر اساس طرح اصلاح نظام بانکی، بانکهایی که دارای مشکلات بیشتری هستند مشخص و از بازار بین‌بانکی جدا می‌شوند و به‌صورت جداگانه برای آنها منبع مالی تأمین می‌شود؛ البته این امر مشروط به اینکه اصلاح ساختار انجام شود. بر همین اساس بازار بین‌بانکی محدود به بانکهایی می‌شود که برای مقاطع کوتاه نیاز به منابع دارند و همین امر سبب می‌شود تا کاهش نرخ سود بین‌بانکی به کاهش نرخ سود سپرده و تسهیلات منتقل شود. البته دراین میان ناگفته نماند که میزان مطالبات غیر جاری بانکها در مقیاس یکسان نیستند؛ به‌نحوی‌که مطالبات غیر جاری برخی از بانکها بسیار زیاد و برخی دیگر کم است، بر همین اساس قرار است بانک مرکزی این بانکها را بر اساس شاخصهایی دسته‌بندی کند و رفتار متفاوتی نسبت به آنها در پیش گیرد.

  در خصوص بدهی دولت به بانکها دراین برنامه چه اقداماتی صورت خواهد گرفت؟

بدهی دولت به بانکها به‌عنوان یک معضل بزرگ نظام بانکی به شمار می‌رود. طی سالهای مختلف بانکها به دلیل قدرت سیاسی مسلط دولت امکان وارد آوردن فشار بر دولت را نداشته، ضمن آنکه هیچ برآوردی از زمان و چگونگی بازپرداخت بدهی دولت نداشته‌اند. با توجه به این مشکل، بازپرداخت بدهیهای دولت به بانکها به‌عنوان جزء مهمی از برنامه تهیه‌‌شده برای اصلاح نظام بانکی در نظر گرفته شد و درصورتی‌که اقدامات اجرایی در چارچوب برنامه تهیه‌شده صورت گیرد برای رفع این معضل دولت بخشی از بدهیهای خود را به‌صورت اوراق به بانکهای طلبکار از خود واگذار خواهد کرد. به‌عنوان‌مثال دولت به پیمانکاران بدهکار است و این در حالی است که پیمانکار هم به بانک بدهکار است. بر همین اساس دولت اوراقی را بابت بدهی خود به پیمانکار و بدهی پیمانکار به بانک، به بانک الف واگذار می‌کند. البته این اوراق که به بانک داده می‌شود برای دولت بدهی جدید ایجاد نمی‌کند، بلکه تنها بدهی قبلی تبدیل به اوراق می‌شود. این اوراق دارای سقف زمانی است و بانک از زمان بازپرداخت اطمینان حاصل می‌کند.

اگر بانک مذکور دارای نیاز مالی باشد می‌تواند این اوراق را به فروش برساند و منابع مالی جمع‌آوری کند، اما ازآنجاکه باید از موج ورود اوراق به بازار جلوگیری کرد بانک مرکزی به بانکی که اوراق را دریافت کرده اعلام می‌کند که منابع مالی درازای دریافت وثیقه ارائه می‌شود و بانکها می‌توانند از این اوراق به‌عنوان وثیقه استفاده کنند؛ البته تاکنون بانکها درازای دریافت حتی تسهیلات چند هزار میلیارد تومانی نیز هیچ وثیقه‌ای پرداخت نمی‌کردند و این امر میزان ریسک را بالا می‌برد.

با انتشار این اوراق، بانک مرکزی به بانکها اعلام می‌کند که مناسباتش با بانکها مبتنی بر وثیقه می‌شود البته وثیقه نیز همان اوراق خواهد بود و اثر آن نیز این است که بانک مرکزی با نرخ کمتری به بانک تسهیلات پرداخت می‌کند و دراین صورت هزینه تمام‌شده پول نیز کاهش می‌یابد و نرخ سود نیز افت می‌کند، بنابراین اصلاح نظام بانکی از دو طریق «دسته‌بندی بانکها و رفع جنگ قیمتی» و «ارائه اوراق دولت» به حل مشکل بانکها کمک می‌کند.

با اجرای این طرح سپرده‌ها آرام‌آرام در اقتصاد فعال‌شده و جریانی برای افزایش قدرت تسهیلات دهی به راه می‌افتد. اصلاح نظام بانکی علاوه بر موارد مذکور افزایش سرمایه بانکها را نیز مدنظر قرار داده؛ به‌نحوی‌که تبصره‌هایی در بودجه دراین بخش در نظر گرفته‌شده است. هم‌اکنون سرمایه بانکها به میزانی است که با فعالیت آنها تناسب مناسبی ندارد.

بنابراین تلاش می‌شود با اصلاح نظام بانکی نسبت کفایت سرمایه بهبود یابد. طرح اصلاح نظام بانکی دارای مدیریت و برنامه‌ریزی پروژه است؛ بنابراین طرح دارای زمان‌بندی اجرا به تفکیک فصلهای مختلف امسال و فصل اول سال آینده است و قرار است بر اساس این زمان‌بندی اقداماتی در دستور کار قرار گیرد. بانک مرکزی در راستای اجرای طرح اصلاح بانکی به‌عنوان قانون‌گذار نظام بانکی ابتدا بر سالم‌سازی بانکها متمرکز و سپس نسبتهایی را برای آنها در نظر می‌گیرد. منبع: اخبار بانک

 

 


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷۹
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *