آیت‌الله مقتدایی

دسته: چهره ها
بدون دیدگاه
سه شنبه - 16 شهریور 1395


آیت‌الله مقتدایی

آیتالله مقتدایی

قسمت (2)

مقدمه: آیت‌الله مقتدایی از فعالان نهضت انقلابی مردم ایران بود. بعد از پیروزی‌ انقلاب‌ شکوهمند اسلامی‌ در بهمن‌ماه‌ 1357، حضور آیت‌الله‌ مقتدایی‌ درصحنه‌های‌ سیاسی‌، کم‌رنگ‌ نشد و وی‌ در عرصه‌های‌ گوناگون‌، به‌ویژه‌ در قوه قضائیه‌، به‌ فعالیت‌ پرداخت‌. در اسفند همان‌ سال‌‌، برای قضاوت‌ در دادگاههای‌ انقلاب‌ منصوب‌ شد. در فروردین‌ 1358 امام‌(ره‌) او را برای‌ امر قضا به‌ خرمشهر، آبادان‌ و نیز ملایر و زنجان‌ اعزام‌ کرد. او همچنین‌ در دادگاههای‌ تهران‌ و قم‌، به‌طور موقت‌، مشغول‌ به‌ کار شد.

برخی‌ از سمتهای‌ ایشان پس‌ از انقلاب‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:

1 ـ قاضی‌ دادگاههای‌ انقلاب‌ اسلامی‌؛

2 ـ عضو و سخنگوی‌ شورای‌ عالی‌ قضایی‌؛

3 ـ ریاست‌ دیوان‌ عالی‌ کشور؛

4 ـ ریاست‌ دادسرای‌ دیوان‌ عالی‌ و دادستانی‌ کل‌ کشور؛

5 ـ عضویت‌ در جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌؛

6 ـ عضویت‌ در شورای‌ عالی‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌؛

7 ـ نمایندگی‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ در دوره‌ دوم‌ و سوم‌ از استان‌ اصفهان‌.

وی هم‌اکنون در سمت ریاست شورای عالی حوزه‌های علمیه مشغول به خدمت است.

آنچه در پی می‌آید قسمت دوم از مصاحبه‌ای است که با ایشان انجام‌شده است.

 عباسعلی علیزاده

سؤال: اگر حضرتعالی اکنون در دستگاه قضائی حضور داشتید چه اقداماتی را در راستای ارتقاء کیفیت کار و اجرا و تحقق عدالت انجام میدادید؟

پاسخ: به نظر من محوریت دستگاه قضائی به نظرات قاضی است. هرچه در مورد گزینش و علم و تقوای قاضی سختگیری بیشتری انجام شود کیفیت کار در دستگاه قضائی، استحکام احکام و اعتماد مردم به قوه قضائیه افزایش پیداکرده و از تضییع حقوق و اطاله دادرسی جلوگیری می‌شود. اگر قاضی ازنظر علمی تسلط کافی نداشته باشد احکام صادره وی نقض می‌شود و دادرسی به طول می‌انجامد؛ بنابراین اطاله دادرسی در اثر کمبود علم قاضی است. از سوی دیگر مسائلی مانند رشوه گرفتن قاضی، تضییع حق، عدم رسیدگی به‌حق و… بستگی به تقوای قاضی دارد. لذا در بین مناصبی که در کشور داریم تنها مقام قضاوت نیاز به‌شرط عدالت دارد. حتی برای ریاست جمهوری یا نمایندگی مجلس عدالت دراین سطح شرط نیست. جان و مال و ناموس مردم در اختیار قاضی است و اگر قاضی بی‌تقوایی بکند سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. لذا اگر بنده مسؤول دستگاه قضائی بودم، در موردپذیرش قضات سختگیری می‌کردم و حد بالای علم و تقوی و شرط عدالت قاضی را ملاک پذیرش قرار می‌دادم. اگر موضوع در قوه قضائیه مرسوم شود، اطاله دادرسی و نارضایتی مردم کاهش پیداکرده و عدالت و قضاوت امیرالمؤمنین (ع) با حضور قضات عالم و با تقوی تا حدی محقق خواهد شد.

سؤال: شما باوجوداین همه اطلاعات و تجربه و 23 سال خدمت صادقانه چرا ترجیح دادید که در حوزه علمیه خدمت کنید؟ باوجودی که قوه قضائیه به حضور شما ازهرجهت نیاز دارد.

پاسخ: در اوایل انقلاب کسانی که وارد تشکیلات قضائی می‌شدند هدفشان الهی بود. خود من تا زمانی که در دادگاههای انقلاب بودم نه حقوقی دریافت می‌کردم و نه انتظاری داشتم. حتی در شورای عالی قضائی از طرف امور اداری این مسأله مطرح شد اما خود من اصلاً دنبال این مسائل نبودم. بنده در زمان حضور در شورای عالی قضائی و دیوان عالی کشور شهریه طلبگی دریافت می‌کردم و چون در طول این سالها صبحها قبل از ساعت اداری تدریس مکاسب و کفایه داشتم از آیت‌الله گلپایگانی اجازه استفاده شهریه را گرفته و با همان روش زندگی طلبگی را ادامه می‌دادیم.

یکی دو سال بعدازاینکه به دیوان عالی کشور رفتم مدیر بانک ملی ایران شعبه دادگستری به من گفت آقا شما یک حسابی دارید و حقوق شما دراین مدت به آن واریزشده و مبلغ 000/600 تومان پس‌انداز شده و مربوط به حدود 10 سال اخیر است و تصرفی در آن نکرده‌اید یک فکری برای این پولها بکنید. بالاخره دراین مدت ما نه حقوقی گرفته بودیم و نه به دنبال آن بودیم. حتی یک‌بار بنده به خدمت امام رسیده و عرض کردم: آقا مشکل ما کمبود قاضی است. چون پس از بررسی و بازنگری بر اوضاع قضات رژیم سابق، یک عده به علت جرائمشان از خدمت قضایی منفصل شدند، بعضیها بازنشسته شده و برخی هم که می‌توانستند خود را با جمهوری اسلامی تطبیق بدهند ابقاء شدند و به همین دلیل کمبود فاحشی وجود داشت؛ بنابراین به امام عرض کردم که ما از شما کمک می‌خواهیم و اجازه بدهید عده‌ای از حوزه علمیه با کسب آمادگی وارد دستگاه قضائی شوند. اتفاقاً همان روز ایشان برای جمعی سخنرانی داشتند و در همان سخنرانی فرمودند: از قوه قضائیه به من خبر داده‌اند که کمبود قاضی هست و مادامی‌که «من به الکفایه» نیست وظیفه روحانیون و حوزههای علمیه است که به دستگاه قضائی بیایند. شنیده‌ام برخی برای ورود به دستگاه قضائی احتیاط می‌کنند. احتیاط در ترک این احتیاط است چون من به الکفایه نیست وجوب پیدا می‌کند. لذا ما به مشهد رفته و در جمع طلاب و اساتید آنجا صحبت کردیم و حتی یک دفتری به نام دفتر جذب قضات در مشهد تأسیس کردیم که اقدام بابرکتی بود و طلاب فاضل خوبی جذب قوه قضائیه شدند.

در مدرسه صدر اصفهان هم در جمع برخی علما و طلاب و فضلا این موضوع را مطرح کرده و دفتری هم در آنجا افتتاح شد اما برکتی نداشت. پس از بررسی متوجه شدیم که آن شخصی که مسؤول دفتر بود موافق این موضوع نبود و کسانی را که برای ثبت‌نام می‌آمدند منصرف می‌کرد.

حتی در قم به منزل بعضی از افراد می‌رفتیم. مثلاً خود من به منزل آیت‌الله بجنوردی رفته و از ایشان دعوت کردم که به دیوان عالی کشور آمدند و بعد هم عضو شورای عالی قضائی شدند. به‌این‌ترتیب به سراغ جمع دیگری رفته و برای جذب آنها به دستگاه قضائی تلاش می‌کردیم.

در مورد کناره‌گیری از کار قضائی علت این بود که دراین اواخر بنده مبتلابه کسالت قلبی شدم که با الزام پزشکان عمل باز قلب انجام شد. ایشان گفتند علت عمده انسداد عروق قلب شما استرس است و باید این عوامل از بین برود و اگر این عامل را برطرف نکنید دوباره مبتلا خواهی شد. لذا به خدمت مقام معظم رهبری رفته و عذرم را عرض کردم. ایشان چند مرتبه گفتند با این سوابق حیف است اما پذیرفتند. من نامه‌ای خدمت آقای هاشمی شاهرودی نوشتم که از ادامه خدمت معذورم. اگر منطبق با موازین بازنشستگی باشد با بازنشستگی می‌روم و اگر نیست که خداحافظی می‌کنم. بالاخره با طلب مرخصی و راه قانونی که پیداکرده بودند بنده بازنشسته شده و به قم آمدم.

فکر می‌کردم به قم که می‌آیم استراحت می‌کنم اما اینجا کارهای متنوع و کثیری به عهده‌ام گذاشته‌شده که به‌مراتب وقتم بیشتر اشغال می‌شود؛ اما بالاخره این‌کاره‌ای فرهنگی کمک به حوزه علمیه منتسب به امام زمان (عج) است که امیدوارم موردقبولشان واقع شود.

سؤال: بهعنوان آخرین سؤال اگر مطلبی که برای ما و آیندگان مفید باشد دارید بفرمایید؟

پاسخ: مطلب جدیدی ندارم اما انتظاری که از دستگاه قضائی می‌رود این است که اعتماد مردم به دستگاه قضائی را بالا ببرد. مقام معظم رهبری فرمودند: مردم به دستگاه قضائی باید چنان اعتمادی داشته باشند که اگر کسی مورد ظلم واقع شد با اعتماد بالا بگوید الآن می‌روم دادگستری و شکایت می‌کنم. مثل کودکی که اگر مورد اذیت واقع شد می‌گوید می‌روم به پدرم می‌گویم چون اعتماد دارد که پدر از او حمایت و پشتیبانی می‌کند.

مردم باید چنین اعتمادی به دستگاه قضائی داشته باشند که اگر مال و حیثیت و آبرو و ناموس کسی مورد تعرض قرار گرفت با اعتماد به دستگاه قضائی مراجعه کند و سریعاً هم حق به او برسد. این اعتماد می‌تواند دستگاه قضائی را بسیار باارزش کند. البته زحمت هم دارد و راهش جذب قضات خوب است. اگر تخلفی از قاضی دیده شد به‌هیچ‌وجه اغماض نشود و به‌شدت با او برخورد شود که قضات دیگر هم‌چشم ترس شوند چون تخلف از همه بد است ولی از قاضی بدتر است. دیانت و تقوی و علم قضات می‌تواند آن اعتماد را به مردم بدهد.


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴۸
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *