آشنایی با انواع قرابت در قانون مدنی ایران

دسته: حقوق همگانی
بدون دیدگاه
سه شنبه - 17 اسفند 1395


آشنایی با انواع قرابت در قانون مدنی ایران

آشنایی با انواع قرابت در قانون مدنی ایران

 

 

 قرابت یا خویشاوندی به رابطهای گفته میشود که بین افراد برقرار است؛ بهعنوان مثال، بین زن و شوهر یک نوع رابطه خویشاوندی و بین آنها با فرزندانشان یا میان خواهران و برادران با یکدیگر، رابطهای دیگر برقرار است.

ازدواج و تولد فرزند یا شیر دادن به فرزند دیگری، البته با وجود شرایطی خاص، باعث ایجاد قرابت یا رابطه خویشاوندی میان افراد می‌شود. از قرابت، تعاریف متعدد و مختلفی شده است اما به‌اختصار می‌توان آن را این‌گونه تعریف کرد: «قرابت رابطه خویشاوندی است، اعم از خونی یا سببی به علت نکاح یا رضاع.» بنابراین اصطلاح خویشاوندی، بیانگر روابط اجتماعی گسترده‌تری از روابط خانوادگی میان زن و مرد با والدین و فرزندان است.

قانون‌گذار از میان انواع قرابت، سه دسته از آن را در قانون مدنی پذیرفته است، سنت کتب فقهی این است از آنجایی‌که قرابت نسبی و سببی در اغلب موارد موجب حرمت نکاح میان اقارب است، انواع قرابت و شرایط آن تحت عنوان «اسباب تحریم» مورد بررسی قرار می‌گیرد.

اما از آنجایی‌که پیوند ازدواج مؤسس قرابت سببی است، واکاوی شرایط و انواع قرابت، می‌تواند مقدمه مناسبی جهت ورود به مباحث مربوط به شرایط نکاح تلقی شود.

خویشاوندی صرف‌نظر از آثار بسیار مهم و قابل‌توجهی که در مباحث حقوقی مربوطه اعم از حرمت نکاح، نسب و… دارد، نقش ویژه‌ای نیز در نظام اجتماعی ایفا می‌کند. سیستم خویشاوندی، اشخاص متفاوت و متعددی را از طریق تعریف تکالیف و وظایف منظم به یکدیگر مربوط می‌کند. در نظام خویشاوندی هر فرد در قبال دیگران مجموعه‌ای از حقوق و تکالیف را دارا است و حتی نحوه انتقال اموال (توارث) در بین این افراد نیز تابع همین اصول است. در نظام حقوقی ایران پیوندهای خانوادگی ناشی از دو منبع اصلی نسب و نکاح است. بر این اساس باید گفت که زن و شوهر ارکان اصلی پیوند خانوادگی محسوب می‌شوند که در اثر ازدواج ایجاد می‌شود. نسب نیز منبع قرابت است و کسانی که از نسل یکدیگرند، مانند پدر، فرزند و نوه که به نسبی مشترک می‌رسند یا مانند دو برادر که از یک پدر هستند و با هم خویشاوندی خونی دارند نیز خویشاوند یکدیگر به شمار می‌روند.

همچنین شخص با خویشان همسر خود قرابت دارد که منشأ آن به‌جای رابطه خونی، نکاح (سبب) است و به همین جهت آن را در فقه، قرابت ناشی از مصاهَرَت (داماد شدن) نامیده‌اند. قانون مدنی در این باره در ماده ۱۰۳۱ تصریح می‌کند: «قرابت بر دو قسم است: قرابت نسبی و قرابت سببی.» در کنار این دو منبع اصلی، قانون مدنی به پیروی از فقه، از منبع دیگری نیز نام می‌برد که «رضاع» (شیرخوارگی) نامیده می‌شود و به استناد ماده ۱۰۴۶ قانون مدنی تنها از جهت ایجاد حرمت در نکاح در حکم قرابت سببی است.

  قرابت نسبی

خویشان نسبی به ترتیب و بر مبنای طبقاتی که در ماده ۸۶۲ قانون مدنی بیان شده است، از هم ارث می‌برند. همچنین خویشان نسبی در خط مستقیم، مکلف به انفاق به یکدیگرند. پدر و مادر باید از فرزند خود نگهداری کنند. پدر و جد پدری نماینده قانونی طفل در اداره اموال و داراییهای او هستند. اقامتگاه آنان اقامتگاه فرزندانشان است و فرزندان تابعیت و نام خانوادگی آنان را نیز دارا هستند. همچنین پاره‌ای از خویشان نسبی به شرح ماده ۱۰۴۵ قانون مدنی نمی‌توانند با هم ازدواج کنند. قرابت نسبی به‌طور مطلق مانع نکاح نیست. قانون مدنی ایران در ماده ۱۰۴۵ به تبعیت از آیه ۲۳ سوره نساء به‌موجب قرابت نسبی، ازدواج هفت دسته از زنان با مردان را بر یکدیگر حرام دانسته است.

به‌موجب این حکم کلی از مجموعه اقارب نسبی (مادر، دختر، خواهر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر) ازدواج فرزندان عمو، عمه، خاله و دایی با یکدیگر بلامانع شناخته شده است. بر اساس این ماده، «نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است؛ اگرچه قرابت، حاصل از شبهه یا زنا باشد:

  1. نکاح با پدر و اجداد و با مادر و جدات هر قدر که بالا برود.
  2. نکاح با اولاد هر قدر که پایین برود.
  3. نکاح با برادر و خواهر و اولاد آنها تا هر قدر که پایین برود.
  4. نکاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات. «

 قرابت سببی

قرابت سببی به خویشاوندی که در اثر نکاح بین زن و شوهر و خویشاوندان هر یک با دیگری ایجاد می‌شود، تعریف شده است. پس از عقد، خویشان شوهر به درجه همان قرابتی که با وی دارند، بستگان زن نیز تلقی شده و خویشان زن نیز متقابلاً از اقربای شوهر می‌شوند. البته خویشان زن با اقوام شوهر هیچ‌گونه قرابتی ندارند. بر اساس ماده ۱۰۳۳ قانون مدنی، «هر کس در هر خط و به هر درجه که با یک نفر قرابت نسبی داشته باشد، در همان خط و به همان درجه، قرابت سببی با زوج یا زوجه‌ او خواهد داشت؛ بنابراین پدر و مادر زن یک مرد اقربای سببی درجه‌ اول آن مرد و برادر و خواهرشوهر یک زن از اقربای سببی درجه دوم آن زن خواهند بود.» در مورد قرابت سببی از حیث ایجاد حرمت در نکاح، تفاوتی بین نکاح دائم و موقت وجود ندارد؛ بنابراین به‌عنوان مثال چنانچه مردی با زنی حتی به‌طور موقت ازدواج کند، نکاح با مادر و جدات آن زن (اعم از پدری و مادری) حرام ابدی خواهد بود.

 موارد ممنوعیت نکاح به دنبال قرابت سببی

کسانی که نکاح با آنان به‌موجب قرابت سببی ممنوع شده است، به سه دسته ذیل قابل تقسیم هستند:

کسانی که نکاح با آنان عیناً ممنوع است، یعنی به‌محض ایجاد قرابت، حرمت ابدی تحقق می‌یابد؛ مانند مادر زن و کسانی که نکاح آنان جمعاً ممنوع است، یعنی نکاح بر فرض وجود و بقای قرابت ممنوع است، مانند خواهر زن.

کسانی که نکاح آنان بدون اذن همسر ممنوع است، مانند ازدواج با دختر برادر زن یا دختر خواهر زن.

  قرابت رضاعی

قرابت رضاعی نوعی از خویشاوندی است که میان زنی (به‌جز مادر) که به طفلی شیر داده است با فرد و خویشان و اقربای او حاصل می‌شود. قرابت رضاعی مانند قرابت نسبی به خطوط عمودی و اطراف تقسیم می‌شود. بر اساس ماده ۱۰۴۶ قانون مدنی، قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است، مشروط بر آنکه شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد. از این شرط برمی‌آید که اولاً زن باید به‌صورت شرعی ازدواج کرده باشد و ثانیاً به‌واسطه حمل و زاییدن فرزند مشروع، دارای شیر شده باشد. اگر نوزاد از طریقی غیرمستقیم و غیر از مکیدن شیر زن به‌طور مستقیم، مانند استفاده از شیشه، شیر خورده باشد، این حالت موجب ایجاد قرابت رضاعی نمی‌شود. هم‌چنین طفل لااقل یک شبانه‌روز یا 15 روز متوالی باید شیر کامل خورده باشد، بدون اینکه در این بین غذای دیگر یا شیر زن دیگری را بخورد. بر این اساس مطلق شیر خوردن موجب ایجاد قرابت رضاعی و در پی آن موجب حرمت نیست بلکه شیر خوردن باید به ترتیب فوق به مدت یک شبانه‌روز یا ۱۵ روز به‌صورت متوالی انجام شود.
منبع: روزنامه همشهری

 


نوشته شده توسط:صادق کاخکی - 11476 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۳۳
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *